تبلیغات
حدیث موضوعی چند همسری (chandhamsari.ir) - چند همسری - عشق یا اسارت؟!
پایداری خانواده و تکثیر نسل در سایه چند همسری اسلامی از ضرورت‌های امروز ماست.
 
میدانیم تعدد زوجات طبق آیات قرآن و سنت اهلبیت (ع) جایز است، از طرفی جمعیت دختران و زنان مجرد بالای 25 سال رو به افزایش و سن ازدواج بالا رفته و نیز اقبال مردان مجرد به ازدواج کاهش یافته است شما فکر می کنید درباره دختران و زنان مجرد چه باید کرد؟




تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

تاریخ روز
















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
 
 
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : جمعه 8 آبان 1394
نظرات
چند همسری - عشق یا اسارت؟!

بعضی از زنان تصور می کنند اگر مردی همسر دوم می گیرد همسر اول خود را در اسارت قرار داده است! یا همسر دوم قبول اسیری کرده است! و باید صادقانه به او بگوید من تو را اسیر می کنم! و اسیر حق اعتراض ندارد!
با این تصور می گویند چند همسری با عشق منافات دارد! چون عشق به معنای اسارت نیست!!


پاسخ:
 اولا این تصور که در چند همسری، اسارت عدوانی صورت گرفته است تصور درستی نیست چون باید دید چند همسری با چه انگیزه ای دنبال می شود؛
انگیزه ها:



1- کوتاهی زن
اگر زن نسبت به وظایف خود کوتاهی کرده است و مرد مجوز حقوقی و شرعی و عرفی نسبت به تجدید فراش دارد؛ کسی در اینجا نمی گوید که اگر او همسر دوم اختیار کند نسبت به زن اولش ظلم کرده است چون همه می گویند این زن به وظایفش عمل نمی کرده و این مرد باید زن دوم اختیار می کرد. و حتی گاهی به غلبه می گویند باید او را طلاق می داد. در این جا اسارت عدوانی نیست بلکه با آمدن زن دوم او نیز تغییر می کند و در یک رقابت سالم خود را نزد همسر عزیز می کند و محبوبیت را بیشتر از قبل حس می کند. مگر اینکه به ناشزه گری و تمرد از مظایف زناشویی خود ادامه دهد.

2- اعتدال مرد
اگر مرد شرایط متعادلی دارد و  اقدام به چند همسری می کند  در اینجا نه تنها همسرش را طلاق نمی دهد بلکه او را دوست دارد و به زندگی و پیوند زناشویی او متعهد است و بین همسران عدالت رعایت می کند و حقوق معیشتی و اخلاقی آنها را مراعات می نماید؛ باز کسی نمی گوید او نسبت به همسر اولش ظلم کرده است و او را اسیر خود کرده است بلکه در وفاق زندگی می کنند و به یکدیگر محبت می کنند و دیگران هم که متوجه همدلی و همزیستی محبت آمیز آنها می شوند آنها را تحسین می کنند. پس چه خوب است که این همدلی و محبت در بین همه اعضای خانواده منتشر باشد نه تنها به استحکام خانواده کمک می کند بلکه در جهت تعالی هم آنها را سوق می دهد.

3- هوای نفس
اگر مردی از روی شهوت یا ظلم و انتقام اقدام به چند همسری دائمی کند و همسران خود را در ذلت و خواری بیفکند چنین شخصی مورد نظر اسلام نیست و چنین موردی شایسته یک مسلمان عاقل متشخص به تقید و مذهب تشیع نیست. اینگونه افراد ضعیف النفس را قطعاً کسی به داشتن چند همسر دعوت نمی کند بلکه چه بسیا نیاز به دارو درمانی یا معنوی درمانی داشته باشند. لذا چنین شخصی مورد بحث ما نیست.

اما در دو مورد اول که مورد قبول عقل است چرا باید گفت اسیری؟


با رفتار و گفتار منفی گرایانه و انرژی منفی دادن به جامعه، نمی شود سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را احیا نمود. قطعا با تزریق انرژی منفی به جامعه اسلام قلب پیامبر هم خشنود نمی شود.
بسیاری از مواضع ما اسیر جهل یا اسیر کبر و خود بینی و خود خواهی شده ایم! و بلکه گاهی اسیر جهل مدرن در دنیای انفجار اطلاعات هستیم.
با اینهمه ابزارهای مدرن تبلیغاتی و رسانه ای و مسلمانان باهوش و دانشمندان بزرگ باز در فهم یک زندگی چند ساله دنیا گیج میزنیم.
هنوز بلد نیستیم درست زندگی کنیم و بندگی خدا را اسیری می دانیم!
ما هنوز اسیر خودخواهی های خویشیم!
ما هنوز اسیر انحصار طلبی هستیم!
ما در زبان خدا خدا می کنیم اما در زندگی ما صدها خدا برایمان تصمیم میگیرند!

معنای عشق
بعضی فکر می کنند عشق یعنی مجذوب یکی شدن ولا غیر! عاشق واحدی شدن که مشکک ندارد درحالی که خدا خود واحد مشکک است یعنی نور وجودش در تمام موجودات عالم به اندازه ظرفیت انها به تشکیک دیده می شود یعنی:
به صحرا بنگرم صحرا ته بینم - به دریا بنگرم دریا ته بینم - به هر جا بنگرم کوه و در و دشت - نشان از قامت رعنا ته بینم.
پس می شود به افراد متکثری عشق داشت و در عین حال بگوییم فقط عاشق خدا هستیم چرا که همه انها جلوه ای از جلوات الهی هستند.

آنگاه بعضی می خواهند عشق در یک وجود مادی منحصر شود که ذره ای از واحدهای مشکک است.

خواهید گفت اگر عشق این همه سیطره دارد پس زنها هم مانند مردها باید چندین عشق را در وجود خود داشته باشند؟!
بله این عشق درون با یک هدف مقدس که گناه آلود نباشد اشکال ندارد. عشق باید در چارچوب بندگی خدا باشد نه شیطان. پیامبر خدا فرمود : «مَن عَشِقَ فَکَتم و عفَّ و ماتَ فهوَ شهید» کسی که عشق بورزد و عشق خودش را مکتوم نگه دارد و عفت و حیا بورزد و در این مسیر کشته شود او شهید است. (میزان الحکمه , ج 8, ص 3788 )

البته که درک واقعی عشق برای کسی است که به درک واقعی شهادت نائل می شود که این مقام مختص امامان ع و اولیای خداست.

عشق همین عشقهای کوچه و بازاری نیست که هر دم از روی هوس به کسی و چیزی عشق ورزیده شود که بخاطر آن خدا در زندگی گم می شود و نماز و طاعت فراموش.
عشق همان محبت است و در لسان روایات هم عشق و هم محبت و هم مودة بکار رفته است. هر محبتی که در آن رنگ خدا باشد مقبول است و هر انچه رنگ غیر خدا داشته باشد مذموم است.
عشق یعنی محبت شدید وخاص و مستمر. خدای سبحان فرمود : والذین آمنوا اشد حبا لله ...مومنین حقیقی عاشق الله هستند .

ودرباره زن وشوهر می فرماید : وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ.
و از نشانه‏‌هاى او این است كه براى شما از خودتان همسرانى آفرید ، تا بدانها آرام گیرید و میانتان دوستى ومحبت (عشق) و رحمت نهاد . آرى، در این (نعمت) براى مردمى كه مى‏اندیشند بیگمان نشانه‏‌هایى است»

لذا محبت به همسر مایه آرامش است نه اسارت و ظلم!
اگر آنچه که مایه عزت و اعتبار و آبرو و حیثیت و آرامش است برای ما ظلم و اسارت و بی آبرویی و حقارت باشد این یعنی ما مریض هستیم و باید در جهاد نفس و معرفت، خویش را دریابیم.
بعضاً به خاطر مأنوس شدن با مکروهات و زشتیها چنان علقه ای در انسان پدید می آید که نیکی ها و خوبی ها در نظر انسان کریه می آید. مثل خانم بی حجابی که وقتی یک محجبه را می بیند با ترش رویی و کلمه «ایش» او را تحمل می کند و خود را بانواتر از او می بیند.
این اعلان خطری است که پیامبر ص نسبت به آخر الزمان دارند و می فرمایند من بر امتم می ترسم ... چرا که زمانی می رسد معروف منکر می شود و منکر معروف.
وقتی اینطور شد معنای عشق به همسر می شود اسیری همسر دیگر.

محبت چیزی است که خدای متعال در گِل ما خمیر کرده است منتها این خمیر باید در سفره زندگی رنگ زیبایی داشته باشد و زندگی ما را زیبا جلوه دهد نه مثلا چند همسری را زشت جلوه دهد.
خب چکار کنیم که رنگ محبت در زندگیمان جلوه کند؟
امام صادق ع  می فرمایند: به خدا کسی به محبت ما و به ولایت ما نمی رسد مگر خدا قلبش را پاکیزه نماید و خداوند قلب کسی را پاک نمی کند مگر اینکه تسلیم ما باشد.
قطعا کسی تسلیم اهلبیت است که مطیع و پیرو گفتار و رفتار و تقریر معصوم علیه السلام باشد. امام حسین ع سه همسر خود را به کربلا آورده است. حتی محسنش در مسیر شام بلا در دیر راهب سقط می شود که امروز به مشهد النقطه معروف است و زائران زیادی دارد.
تسلیم اهل بیت کسی است که سر دوراهی ها میل خودش را کنار بگذارد و رضای اهلبیت را جلو بیاندازد.
بعضی محبین اهلبیت ع خجالت می کشند فرهنگ اهلبیت ع را داشته باشند.
کسی که پای علم محبت اهلبیت ع ایستاده است و خجالت نمی کشد او شیعه است. تسلیم اهلبیت بودن مرد می خواهد.
محب اهل بیت ع باید بتواند از خاکریز تمسخر دیگران عبور کند و از تمسخر و تحقیر دیگران نهراسد: ولا یخافون لومة لائم.


مشکل جامعه
اما گاهی قر آنی دوست داریم که طبق سلیقه ما باشد!!
خدایی را دوست داریم که حرف گوش کن ما باشد!!!!
اهلبیتی را می خواهیم که در خدمت ما باشند!!!
و امام زمانی را می خواهیم که به ما خدمت کند و مشکل ما را برطرف کند!!

شاهراه الهی شدن
 تمکین دستورات الهی و عشق ورزیدن به تمام آیات الهی و بعض بعض نکردن و قبیح ندانستن برخی از آیات نورانی قرآن کریم  دو کار ضروری است:
1- یک قدم بر خویشتن نه
2- یک قدم در کوی دوست.
والسلام


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
افتاب چهارشنبه 4 آذر 1394 ساعت 20 و 27 دقیقه و 26 ثانیه
بله. انسانه و دلش و عواطفش دست خودش نیس. مثلن یه پدر چهار فرزند داره و همه فرزندانشو دوس داره ولی ممکنه یکی از فرزندان به خاطر خصوصیات خاصی که داره، مثلن مهربونی یا بامزگی و.. بیشتر در دل پدر جا باز کنه. اینجا پدر لزومی نداره بیان کنه که من این فرزندم رو از بقیه بیشتر دوس دارم. اینجا این پدر که همگی فرزندان رو دوس داره ولی ممکنه یکی رو بیشتر دوس داشته باشه، در عشق ورزیدن کم گذاشته؟ به نظر بنده خیر. قضیه چند همسری هم همینه. در صورت رعایت عدالت ظلمی اتفاق نمی افته.
یکشنبه 1 آذر 1394 ساعت 20 و 17 دقیقه و 06 ثانیه
شما دارید از عشق تفسیر رای می کنید. همانا خداوند در مورد عشق برعکس شما منصف بود که فرمود عدالت عاطفی در چند همسری محال است. چون عشق مختص یک زن و یک مرد است و بس. این ساده ترین و اولیه ترین قانون عشق است. اینکه شما خودتان را به نفهمی بزنید و آسمان را به ریسمان ببافید چیزی را عوض نمی کند
ذبیح خراسانی پاسخ داد:
علت سخت بودن عدالت در عواطف به خاطر این است که هیچ انسانی از دل هیچ انسانی آنطور که در دلش هست اطلاع ندارد . نمیداند الان چه چیزی بگوید که همان در دل او باشد. دل انسان دیگر در اختیار مکن و شما نیست و وقتی چیزی در اختیار من نیست چه توقع از اینکه همانطور باشم که در دل اوست. لذا خدای متعال این نوع عدالت را منظور ندارد. بلکه همان عدالت در معیشت و زندگی و کانون توجه بودن همسر است نه عدالت عاطفی به معنای 2=2
دوستدار زهرای مرضیه جمعه 22 آبان 1394 ساعت 21 و 05 دقیقه و 34 ثانیه
سلام و درود خداوند بر آنهایی که در برابر احکام الهی چون و چرا نمیکنند و در ورای تمام این قوانین آسمانی حکمتهایی فراوان میبینند...خدایا شکر که اینقدر به بندگانت لطف داری و شرمنده که بندگانت تورا و تدبیرهایت را نشناختند و مدام خرده گیری کردند و نق زدند و ناشکریها کردند.الهی العفو...
به اقای خراسانی سه شنبه 19 آبان 1394 ساعت 01 و 21 دقیقه و 59 ثانیه
تمامی حرفهای شما متین و درست است، ما خانم ها دوست داریم که در مسیر اهل بیت باشیم، این امتحان سختی است، خود اهل بیت باید توفیق بدهند که در مسیر زندگی ، طبق رضای اونها حرکت کنیم، و در این امتحان چند همسری به بهترین شکل موفق بشیم.
ذبیح خراسانی پاسخ داد:
خدا توفیق بده به شما خواهران ایمانی و شیعه آقا مرتضی علی ع
خانم منصف شنبه 9 آبان 1394 ساعت 07 و 30 دقیقه و 09 ثانیه
ازواژه خفتم این طور برداشت کردم که در زمینه چند همسری باید محتاط بود و همه افراد را نباید تشویق به این کار کرد و عده خاصی توانایی عدالت دارن . منظورم این نبود که کسی توانایی عدالت نداره. اقای خراسانی این برداشت درسته؟
ذبیح خراسانی پاسخ داد:
این که درست است و همه را نباید تشویق به داشتن چند همسر کرد ظرف افراد مختلف است اما نمی شود گفت که موافق هم نباشند و افراد دارای چند همسر را تقبیح کنند چیزی که اکنون در جامعه مرسوم است وافراد توانمند بخاطر آن استنکاف می کنند.
شک نیست که عدالت در محبتهاى قلبى خارج از قدرت انسان است چه کسى مى تواند محبت خود را که عواملش در بیرون وجود اوست از هر نظر تحت کنترل درآورد؟ به همین دلیل رعایت این نوع عدالت را خداوند واجب نشمرده است.
بنابراین محبت هاى درونى مادامى که موجب ترجیح بعضى از همسران بر بعضى دیگر از جنبه هاى عملى نشود ممنوع نیست ، آنچه مرد موظف به آن است رعایت عدالت در جنبه هاى عملى و خارجى است .
بنابراین اگر کسی خودش فارغ از تعصبات قبیله و عشیره و همسر خود فکر می کند نمی تواند در امور خارجی عدالت داشته باشد نباید همسر دیگری اختیار کند.
شخصی که می گوید فقط در هر شبانه روز یک ساعتی به همسر دومم سر می زنم شبها را نمی توانم در کنارش باشم این دور از انصاف است. و این زن احساس شوهر داشتن نمی کند. خب این زن نگیرد. اما اگه از تأمبن زندگی و رعایت عدالت هراسی ندارد میتواند زن دیگری اختیار کند.
مریم جمعه 8 آبان 1394 ساعت 21 و 53 دقیقه و 44 ثانیه
سلامخانم منصف

آیه عدالت در دو همسری به این معناست که شما هرگز نمیتوانید عدالت برقرار کنید/پس نگران عدم عدالت نباشید
خانوم منصف جمعه 8 آبان 1394 ساعت 20 و 05 دقیقه و 35 ثانیه
واژه خفتم که درقران امده یعنی ترس خیلی کم. یعنی اگه یه خورده هم میترسید که نتونید عدالت رو رعایت کنید ، به یک همسر اکتفا کنید. در صورتی که شما افراد رو تشویق به چند همسری میکنید، با این تعبیر سازگار نیس. لطفن پاسخ بدید. ما میدونیم که بدون رعایت عدالت وبه دست اوردن دل دوزن عشق معنایی نداره.
خانوم منصف جمعه 8 آبان 1394 ساعت 19 و 56 دقیقه و 42 ثانیه
تکلیفی فوق طاقت به بشر داده نشده
خانوم منصف جمعه 8 آبان 1394 ساعت 19 و 55 دقیقه و 29 ثانیه
سلام. اقای خراسانی لطفن پاسخ بدید. تمام صحنه های زندگی ما ازمایشه و از طرفی میدانیم لایکلف الله نفسا الا وسعها، یعنی تکلیفی فوق طاقت به بشر داده پس خانم ها مساله چند همسری را میتوانند تحمل کنند وطاقت ان رادارند، این ازمایشی برای خانومهاست هرچند ازمایش سختی هست. واز طرفی برای اقایون هم موضوع چند همسری ازمایش الاهی است هرچند ازمایش شیرینی ست.ورعایت عدالت ازمایشی برای انهاست . ودر صورت رعایت عدالت هست که زندگی چند همسری شیرین و عاشقانه میتواند باشد ونه اسارت. حال این سوال مطرح است که در قران امده اگه مرد میترسد نتواند عدالت را رعایت کند به یک همسر اکتفا کند، ودر قران واژه خفتم امده یعنی حتی ترس کم اگه داره که نمیتونه عدالت را رعایت کنه باید به یک همسر اکتفا کنه. در صورتی که شما اقایون رو تشویق به این کار میکنید به این جنبه هم توجه دارید، که افراد کمی این عدالت رو تو رفتارشون اجرا کنن؟ درصورت عدم رعایت عدالت ، عشق معنایی ندارد.
ذبیح خراسانی پاسخ داد:
بله سخن کاملا بجایی فرمودید. رفتار قرآنهم همینه در ابتدای آیه شوق چند همسری را القا می کند و بعد که شوق در بنده ایجاد شد می فرماید : فان خفتم الا تعدلوا فواخده...
نشان دهنده این است که خدا مرد با این ظرفیت خلق کرده است اما اگر تحت شرایطی وضعیت روحی مناسبی نداشت که بتواند عدالت داشته باشد و خدای نکرده به همسران خود ظلم خواهد کرد این فرد نباید اقدام به تعدد کند همان یک نفر او را کفایت است و لزومی ندارد که خود را به زور در معرکه چندهمسری قرار دهد و زندگی خود را متزلزل کند. همین که در دل این نیت را داشته که اگر می توانست چنین اقدامی می کرد اجر خود را گرفته است.
اما برخی افراد از هر جهت می توانند عدالت داشته باشند اما تکبر زن اول مانع است، تقبیح جامعه اورا مانع است، بد و بی راه گفتن اقوام و خویشان و دوستانش او را مانع است این موانع دلیل بر عدم تکلیف نمی شود. اگر کار برای خدا صورت می گیرد خلق را نباید مانع دید
اما نباید نسبت به همه این موارد بی توجه هم بود مثلا نباید بگوید همسرم راضی نیست که نیست من می روم زن دوم بگیرم. درست است که قانونا مشکل ندارد اما اخلاقا باید یه عمر ترش رویی را تحمل کند
راهش این است طبق آیه قرآن: «قوا انفسکم و اهلیکم نارا» زن و همسر و عشیره خود را با خود همراه کند و آنها را از مخالفت با سنت خدا و رسول بر حذر بدارد و آگاهانه قدم در این معرکه گذارد. اگر خانواده همراه باشند زندگی از این شیرین تر نمی شود. و من نمونه های ی را سراغ دارم که زندگی بسیار خوبی دارند در حالی که چند همسر دارند و حتی بعضی در یک خانه با هم زندگی می کنند.
نکته دیگر درباره عدالت است. این عدالتی که اینقدر بهانه برای زنها شده که مردان نمی توانند عادل باشند چیست؟
عدالت قطعا یک عدالت نسبی است. زن یک نیازهای فیزیولوژیک دارد و یک نیازهای روحی و عاطفی و معنوی.
نیازهای فیزیولوژیک که چندان تفاوتی ندارند قابل تعدیل است اما اگر بخواهید بگویید که درباه عواطف هم باید یک مرد با همسرانش عدالت داشته باشد این خطاست. چرا که خود قرآن هم این را نمی پذیرد و میگوید هرگز نمی توانید عدالت برقرار کنید چرا که روحیه افراد با یکدیگر کاملا متفاوت است. یکی از قرمز خوشش می آید یکی از آبی یکی با چشمانش نمک میریزد یکی با زبانش خب اینها هرکدام به طریقی دلبری می کنند و به طریقی جلب عواطف دارند که با دیگری مساوی نیست. نمیشود هر رفتاری که با اون همسر دارد با این یکی همسر هم همالن رفتار را داشته باشد. اینجاست که عدالت معنا ندارد. اما باز همین ها انسان را در رقابت سالم قرار می دهد. و باعث نشاط خود زن می شود و از ثبوت و روزمرگی نجاتش می دهد و زن که موجودی متغیر هست باعث می شود دو زن درذ کنار هم تحت تأثیر یکدیگر متغیر باشند و هر روز بطریقی عواطف خود را در کنار همسر جدید کنند و این به سلامت روحی آنها کمک می کند و عشق در بین همسران هم حول محور شوهر شان که رضایت آنها را جلب می کند منتشر می شود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
وبلاگ چندهمسری برای تبیین مسئله و آگاهی بخشی پیرامون آن به جامعه در چهارچوب شرع مقدس اسلام فعالیت میکند تا اندیشه ها و باورهای نادرست را اصلاح نماید و نظرات و تجربیات کاربران محترم را در اختیار همگان قرار دهد. برازنده شخصیت دینی هرکس به رعایت ضوابط و مقررات و اخلاق در چهارچوب شرع مقدس اسلام است. لذا خدا محوری به جای دیگر محوری پایه و اساس فعالیتهای دینی - فرهنگی ماست.
شما میتوانید از طریق ایمیل: chandhamsari@gmail.com پیامها، اطلاعات، مطالب علمی و ... و یا در خواست همسریابی خود را ارسال نمایید. و یا با شماره 09351520403 تماس بگیرید.

ذبیح خراسانی
. ذکر روزهای هفته . دانشنامه عاشورا