تبلیغات
حدیث موضوعی چند همسری (chandhamsari.ir) - کنترل جمعیت قتلگاه خاموش_ تعدد زوجات راه درمان
پایداری خانواده و تکثیر نسل در سایه چند همسری اسلامی از ضرورت‌های امروز ماست.
 
میدانیم تعدد زوجات طبق آیات قرآن و سنت اهلبیت (ع) جایز است، از طرفی جمعیت دختران و زنان مجرد بالای 25 سال رو به افزایش و سن ازدواج بالا رفته و نیز اقبال مردان مجرد به ازدواج کاهش یافته است شما فکر می کنید درباره دختران و زنان مجرد چه باید کرد؟




تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

تاریخ روز
















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
 
 
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : دوشنبه 24 آبان 1395
نظرات
کنترل جمعیت قتلگاه خاموش_ تعدد زوجات راه درمان
سیاست کنترل جمعیت، در ایران از سال 8631 آغاز گردید و در دههی هفتاد به اوج خود رسید. 
ملیونها نفر زن و مرد را به بهانهی اجرای این سیاست و با وعدههای دروغِ امکانِ برگشتپذیری و 
با نام مبهمِ وازکتومی و توبکتومی! )همان اخته کردن!( عقیم کردند. در دههی هفتاد، مخالفانِ این 
سیاست در صدا و سیما راهی نداشتند و کتابی که دربارهی مخالفت با این سیاست، بود، اجازهی 
چاپ و نشر نمی گرفت.
 ادامه مقاله بسیار خوب از دوست خوبمان آقای وافی حتما بخونید

1
 از خاطر نمی برم که چند سال قبل که با رئیس هستهی گزینشِ آموزش و 
پرورشِ استان قم دربارهی کنترل جمعیت صحبت می کردم، به من گفت: تو با این افکاری که داری، 
اگر بخواهی معلم شوی، ما تو را در گزینش، ردّ صالحیت میکنیم؛ زیرا یکی از شرائط گزینش، عدم 
مخالفت با سیاستهای کالنِ نظام است!
البته نمیدانم کتابِ ) کاهشِ جمعیت، ضربهای سهمگین بر پیکر مسلمین ( نوشتهی مرحوم آیت اهلل 
سید محمدحسین طهرانی، صاحب کتابهای ) اهلل شناسی، امام شناسی، معاد شناسی ( چگونه در 
سال 8631 در مشهد چاپ شد؟ ولی شنیدهام که این کتاب هم نتوانست مُجوّزِ چاپ دوم را بگیرد! و 
حتی خبر رحلتِ چند سال بعدِ این عالم بزرگوار، رسانهای نشد! با اینکه در این کتاب، چیزی جز 
آیات و روایات و گزارشات مستند، یافت نمیشود.
به هر حال، این سیاست تا نیمهی سال 18 یعنی بیش از بیست سال ادامه داشت تا اینکه رهبر 
انقالب در سفری که به خراسان شمالی داشتند، این سیاست را یک اشتباهِ بیست ساله خواندند که 
مسئولین باید بابتِ ادامهی آن در دههی هفتاد، آن از خداوند متعال، طلب عفو نمایند.
به احتمال قوی که شاید در آینده ابعادِ آن، روشنتر شود، این سیاست، یک سیاستِ استعماری بود که 
دشمنان خارجی و ایادیِ داخلیِ آنها توانستند با استفاده از فضای دههی هفتاد که فکر و ذهنِ 2
مسؤولین، عُمدتاً به مسألهی بازسازیِ خرابیهای ناشی از جنگ، مشغول بود، با هزینههای ملیاردی 
که بخشی از آن در کتاب ) کاهش جمعیت، ضربه ای سهمگین بر پیکر مسلمین ( به صورت مستند 
آمده، آن را به مرحلهی اجرا درآوردند.
اما آیا سیاست کنترل جمعیت که بیست سال در این مملکت اسالمی حاکمِ بی چون و چرا بود، همه 
مردم ایران را شامل می شد، یا ویژهی شیعیان بود؟!
شاید تعجب کنید اگر بدانید که علمای اهل سنّت از خود هشیاری نشان دادند و از همان بیست سال
قبل، کنترل جمعیت را بر اهل سنت ایران تحریم و به تکثیر اوالد تشویق نمودند به حدیکه توانستند
بافتِ جمعیتی برخی از مناطق را به نفع خود تغییر دهند و حتی در برخی از شهرها برای اولین بار،
نمایندهی سُنّی به مجلس شورا بفرستند.
یکی از طلبهها که به یکی از مناطق سنی نشین ایران رفته بود، میگفت: امام جماعت اهل سنت آنجا، 
14 فرزند داشته است!
فعالً در مقابل این خبر فقط می توانیم دعا کنیم که هر 14 تای آنها وقتی بزرگ شدند، با بررسی و 
تحقیق، به حقانیتِ مذهب شیعه پی ببرند و شیعه شوند!
بلکه اهل سنّت از ده سال قبل از شروع سیاست های کنترل جمعیت در ایران و مقارن با پیروزی 
انقالب، به فکر افزایش جمعیت بودند.
به بیانیهی مجمع فقهی اسالمی که در سال 8633 در مکه مکرمه برگزار شد و به امضای 83 تن از 
فقهای معاصر اهل سنت رسید و در کتاب )کاهش جمعیت ( نقل شده، توجه کنید:
3
)) نظر به اینکه شریعت اسالم، ترغیب کننده به فزونیِ نسل مسلمانان و انتشار آن است و تحدید نسل 
و جلوگیری از بارداری، مخالف فطرت انسانی و شریعت اسالمی می باشد و نظر به این که هدفِ 
جلوگیری از افزایش جمعیت مسلمین، نیرنگی برای کاهش دادن نیروی انسانی آنها و تقویت سلطه-
ی استعمارگران بر کشورهای اسالمی و بهره برداری بیشتر از ثروت های آنان است و نیز نظر به این 
که جلوگیری از نسل، نوعی عمل جاهلی و بدگمانی به خدای متعال است، مجلس مجمع فقهی 
اسالمی به اتفاق آراء مقرّر می دارد که: تحدید نسل مطلقاً جایز نیست و جلوگیری از بارداری در 
صورتی که انگیزه آن، ترس از فقر و کمبود باشد، حرام است. چرا که خداوند متعال ) هو الرزاق ذو 
القوة المتین ( و روزیِ همهی جنبندگان روی زمین را خود بر عهده گرفته است: ) و ما من دابة إال 
علی اهلل رزقها (
راههای جلوگیری از بارداری یا تاخیر آن در حاالت فردی برای پیشگیری از زیان ها و خطرات، 
مانند زنی که به طور طبیعی قادر به زایمان نیست، مانعی ندارد ولی دعوت و الزام مردم به تحدید 
نسل و جلوگیری از بارداری به طور کلی، شرعاً جایز نیست ((
اهل سنت ایران نیز با برنامه ریزی ای که دارند، هدفِ تغییرِ بافتِ جمعیتیِ ایران به نفع خود را دنبال 
می کنند. یعنی اگر روند کاهش شیعیان و افزایش آنها با نسبت چهل به دو! ادامه پیدا کند، کمتر از 04
سال دیگر، اکثریت ایران را اهل سنت تشکیل خواهند داد و در نتیجه مجلس قانون گذاری را قبضه 
می کنند و حتی رئیس جمهور را نیز از میان خود انتخاب می نمایند!
لذا در این برههی حساس از زمان، شیعیان مسؤلیّت خطیرِ جبران این بیست

 سال اشتباه را بر عهده 
دارند و اگر کوتاهی کنیم، نسلهای آینده ما را مالمت خواهد نمود.
اما نمی توان از کثرت اوالد، سخن گفت ولی از تعدّد زوجات نامی نبُرد.
4
یک زن آنهم زنانِ امروزی، به تنهایی نمی تواند، این اشتباه بیست ساله را جبران نماید.
یک زنِ امروزی نهایتاً بتواند هفت یا هشت فرزند تولید کند و این درحالی است که آن امام جماعتِ 
اهل سنّت، چهل فرزند داشت. آیا فکر می کنید تمام چهل فرزند را یک زن آورده بود؟ امکان ندارد. 
قطعاً این فرزندان، مربوط به سه یا چهار همسر هستند.
آیا فکر می کنید اگر ما هفت تا هفت تا و آنها سی تا سی تا افزایش یابند، بُرد با چه کسی است؟!
از طرفی یک زن، قبل از پنجاه سالگی، قابلیّتِ بارداری را از دست می دهد؛ در حالیکه مرد تا سی 
سال بعد، توانایی باروری را دارد و از آنجایی که در زمان ما غالباً زن و شوهرها، هم سن و سالند، 
سی سال تواناییِ تولید فرزندِ موجود در مرد هدر می رود.
باید درباره راهکارهای فرهنگ سازیِ تعدّدِ زوجات و از بین بردن قُبحِ آن در میان شیعه فکری کرد.
البته شیعیانِ غیر ایرانی اینگونه نیستند. خدا رحمت کند مرحوم شیخ عَمری رهبر شیعیان عربستان را 
که بیش از سی فرزند از چهار همسر داشت.
باید دید علّت قُبحِ این کار نزد شیعیان ایرانی چیست؟
تبلیغات دشمن است یا رفتار تبعیض آمیزِ مردان و عدم رعایت عدالت بین همسران یا هر دو؟
یکی از علّتهایی که زن ایرانی از هوو بیزار است، این است که شوهر، هوو را سرِ او می آورد.
یک زن ایرانی همواره نگران آن است که: نکند سَرَم هوو بیاد ! یا روم هوو بیاد! به واژهی ) سَرَم یا 
روم ( دقت کنید. یعنی زن اول، زن دوم را روی خود و فوق خود و خود را پایین تر او می بیند.
5
زن ایرانی می داند که با آمدن زن دوم، او یک درجه و شاید هم چند درجه سقوط کند. در واقع با 
آمدن همسر دوم، او دیگر زن اول نیست بلکه همسر جدید، زن اول و او زن دوم می گردد و مصداق
ضرب المثلِ ) نو که اومد به بازار ، کهنه شود دل آزار ( می شود!
در حقیقت یک زن از ذات هوو بیزار و از شوهر مشترک گریزان نیست بلکه از اینکه هوو روی او 
بیاید، متنفّر است. به همین جهت به راحتی زن یک آدم زن دار می گردد؛ چون می داند با ازدواج با 
او، زن اول را تحت الشعاع قرار می دهد.
اما در برخی از کشورهای عربی و بعضی مناطق ایران، وضع به گونهای دیگر است. شخصی که از 
اوضاع آنجا مطلع بود، میگفت: اینجا تا شوهرِ زنی فقط او را دارد، زن فقط همسر است ولی همین 
که شوهر، زن دوم گرفت، زن، تازه زن اول می شود! یعنی هوو نه روی او می آید و نه حتی کنارش. 
بلکه زن دوم واقعاً زن دوم است و زن اول با آمدن زن دوم، زن اول می گردد. یعنی زن دوم نه 
خدمتکار ولی یک جورایی در خدمت اوست . زن دوم شوهر را ) سیّدی ( یعنی آقای من و زن اول 
را ) سیّدتی ( یعنی بانوی من، خطاب می کند. همانند فرزند اول یک خانواده. مثالً من فرزند اول پدر 
و مادرم هستم و با اینکه بعد از من فرزندان زیادی آمده اند، همچنان در جایگاهِ فرزند اولی قرار 
دارم و کمرنگتر نشده که پُر رنگتر شدهام.
زنی که در چنین جامعه و شرائطی زندگی می کند، هیچگاه از ازدواجِ مجدّدِ شوهرش ناراحت نمی-
گردد؛ چون همسر دوم را نه به عنوان رقیب و کم کنندهی محبت شوهر نسبت به خودش بلکه به 
عنوان همکاری می بیند که باری را از دوش او بر می دارد و برای شوهر و جامعهی او، بچه میآوَرَد.
در ایران، زن اول در جایگاه زن اول نیست بلکه حقیقتاً زن دوم، زن اول است و زن اول، زن دوم!
به همین جهت است که همیشه زن اول شاکی و زن دوم راضی است با اینکه هر دو مشکل شوهر 
مشترک را دارند. اگر صِرف شوهر مشترک داشتن مشکل بود، این مشکل را زن دوم هم دارد و اگر 
تنها هوو داشتن مورد تنفّر بود، هر دو هوو دارند. ولی با این همه دومی شاد و اولی محزون است.
6
اما اگر زنی احساس کند که با آمدن دومی به بانوی خانه تبدیل می گردد، هیچگاه از شنیدن خبر 
تجدید فراش شوهر ناراحت نمی گردد مگر آنکه شوهرش ثروتمند باشد و از اینکه ارث کمتری به 
او می رسد، بترسد!
یکی از دوستان می گفت: به یکی از مناطق جنوبی ایران رفته بودم و با کمال تعجب دیدم که 
دخترهای آنجا همسر مرد متأهل راحت تر می شوند تا پسر مُجرّد! و وقتی علت را سؤال کردم، 
گفتند: آخه مرد متأهل تجربهی زندگی را دارد و زن داری کرده است ولی پسر مجرّد مثل هندوانهی 
قاچ نکرده است که نمی دونیم چی از آب درمیاد! چه پاسخ منطقی و حکیمانهای.
شخص دیگری نقل می کرد که یکی از دوستانش به خواستگاری دختری رفته بود. دختر خانم دیپلم 
گرفته بوده و در جواب خواستگار گفته بوده: من یک شرط برای ازدواج با شما دارم و آن این است 
که: من دوستی دارم که هم ابتدایی با هم بودیم هم راهنمایی و هم دبیرستان و خیلی با هم صمیمی و 
به هم وابسته هستیم و طاقت دوری هم را نداریم. به همین خاطر با هم عهد بستیم که هر دو، زنِ یک 
نفر بشو

یم تا بعد از ازدواج هم با هم و در کنار هم باشیم. اگر مرا میخواهی باید او را هم بگیری!
این قضایا حاکی از آن است که ذات چند همسری، اگر مورد مدیریت قرار گیرد و احکام و آداب 
شرعیِ آن، با دقت رعایت گردد، مشکل زا نخواهد بود.
البته واضح است که مردانی که قدرت و عُرضهی ادارهی یک همسر را هم ندارند، هرگز نباید حتی 
فکر تجدید فراش را بنمایند. آیهی سومِ سورهی نساء نیز مردانی که خوف عدم رعایت عدالت بین 
همسران متعدد را دارند را به اکتفا به یک همسر الزام نموده است.
مشکل از جایی آغاز می گردد که مرد بخواهد به همسر دوم ظلم کند و بین او و هوویش تبعیض 
قائل شود و به قول معروف: اسالم به ذاتِ خود ندارد عیبی / هر عیب که هست، از مسلمانیِ ماست.
7
دوستی دیگر می گفت: در همسایگیِ ما مردی است که دو همسر دارد: یکی قد بلند و دیگری قد 
کوتاه. او کامالً عدالت را در بین این دو رعایت می کند. حتی اگر برای هر کدامشان چادر بخرد، 
چون چادر همسر قد بلند، نیم متر بیشتر از چادر همسر کوتاه قد، پارچه می بَرَد و پول آن نیم متر 
مثالً ده هزار تومان می شود، به همسر کوتاه قد، عالوه بر چادر، ده هزار تومان هم می دهد!
پیامبر گرامی اسالم )ص( نیز روزی را که نوبت همسری بود، در منزل همسر دیگر، حتی وضو هم 
نمیگرفتند. با اینکه شرعاً مرد باید شب را نزد همسری که نوبت اوست بماند و روز در اختیار 
خودش است.
فقط می مانَد مسألهی عاطفه و محبّت که زنها مُدعی اند که چندهمسری موجب تقسیم محبت شوهر 
بین زنها می شود و در نتیجه به هرکدام از زنها سهم کمتری از محبت او می رسد. این درحالی
است که محبّت، یک عنصر معنوی است نه مادی. محبت، مادّه نیست که با تقسیم کم گردد. به عنوان 
مثال یک مادر، هر یک از چهار فرزند خود را به اندازهی یک فرزند تنها دوست دارد و غلط است 
که بگوییم با آمدن فرزند دوم، محبت مادر بین اولی و دومی تقسیم و در نتیجه، سهم اولی از محبت 
مادر، نصف میگردد.
با رواج تعدّد زوجات، امکان ازدواج برای چند ملیون دختر باالی سی سال نیز که غالب آنها به 
خاطر تحصیالت دانشگاهی، سنّ ازدواجشان به تأخیر افتاده و خیلیهایشان دیگر امیدی به ازدواج 
ندارند و سنّ باروری نیز در آنها رو به پایان است، فراهم می گردد.
آیا اینها باید در انتظار آن باشند که زنِ شخصی بمیرد یا از او جدا شود تا مجرّد گردد و به 
خواستگاریِ آنها بیاید؟ یا توقع دارند پسران 03 ساله به ازدواج با آنها اقدام نمایند؟!
8
در جامعهی ما کم نیستند مردان متموّلی که می توانند به راحتی یک یا چند خانوادهی دیگر را اداره 
کنند ولی به خاطر قبحِ ازدواج مجدّد نمی توانند این کار را بکنند و خیلیهایشان نیز به خاطر نداشتن 
تقوای الزم به ارتباط نامشروع پنهانی آلوده می گردند.
پس ترویج ازدواج مجدّد با آداب و شرائط آن، در حقیقت یک تیر و چند نشان است و زنانی که با 
آن مخالفت می کنند، فقط و فقط منافع شخصی و پیش پای خود را می بینند و از خطری که جامعهی 
شیعی را تهدید می کند، غافلند.
ممکن است کسی مسألهی حسادت زنان را مطرح کند و بگوید: حسادت نمی گذارد زن اول زن دوم 
را تحمّل کند. پاسخ من این است که: آیا باید باید با صفت رذیلهی مبارزه کرد یا طبق میل شخص 
حسود رفتار نمود؟ معروف است که وقتی فرزند دوم متولد می شود، فرزند اول به او حسودی می 
کند و حتی گاهی در صدد از بن بردن او بر می آید! آیا پس باید فرزند دوم را نیاورد تا حسِّ 
حسادت فرزند اول تحریک نشود؟!؟
این چه طرز تفکری است که باعث می شود یک زن، چشم دیدن زن دیگر را نداشته باشد؟!؟
مگر ممکن است یک زن مؤمن که باید زنان دیگر را مثل خواهر خود بداند، حتی در ذهنش خطور 
کند که هووی من دشمن من است و باید سایه اش را با تیر بزنم؟
این ها همه ناشی از تبلیغات دشمن در صد سال اخیر است که هنوز هم آثار آن در سریالها و فیلم-
های ما دیده می شود.
راستی تا به حال این سؤال برایتان مطرح شده که: چرا رضا شاه تعدد زوجات را ممنوع کرد؟ آیا 
دلش به حال زنان سوخته بود؟! رضاشاهی که حاضر نبود چادر بر سر زنان باشد و کسی برای امام 9
حسین )ع( روضه بگیرد، چه انگیزه ای از منع قانونیِ تعدد زوجات داشت؟ به جای اسیر احساسات 
بودن، کمی هم فکر و تحلیل کنید. ضرر نمی کنید!
اصالً شاید بتوان ادعا کرد که می توان با اندکی تبلیغات هوو داشتن را تبدیل به یک مُد نمود؛ به 
طوری که نه تنها زنِ اول از اینکه بقیه بفهمند هوو دارد، خجالت بکشد بلکه آن را مایهی افتخار 
بداند! زن است دیگر! و تابعِ مُدِ روز. همین بچه زیاد داشتن زمانی افتخار بود. در دهه شصت زن 
خجالت می کشید بگوید: یک یا دو فرزند دارم و زنان پُر بچه با افتخار می گفتند: من پنج بچه دارم 
و قصد دارم سه چهار تا دیگه بیارم! ولی با چند سال تبلیغات، بچه داشتن تبدیل شد به ضد ارزش و 
ضدّ کالس! و کار به جایی کشید که زنی که چهار بچه دارد، به دروغ می گوید: من دو تا بچه دارم و 


اگر زنان بفهمند کسی چهار بچه دارد، او را به باد انتقاد می گیرند و به بی عرضگی! متهم می کنند.
یکی از اقوام ما با شوهرش به یکی از مناطق ایران رفته بود. زن صاحبخانه به او گفته بود: هوویَت 
کجاست؟! و او گفته بود: من هوو ندارم. و او تعجّب کرده بود که چطور زنی که ده سال است ازدواج 
کرده، هوو ندارد! معلوم می شود نفسِ نحسِ رضاشاه در آنجا تأثیر نداشته است!
این هم که برخی زنان، تا مسألهی تعدّد زوجات را مطرح می کنی، می گویند: شما خوشتون میاد 
زنتون یک شوهر دیگه بکنه؟ ناشی از عدم شناخت روحیات مرد و زن و تفاوت بینِ آنهاست. تفاوت 
غیرتِ زن با حسادت مرد، از زمین تا آسمان است به حدّی که در روایت آمده که: غیرةُ الرجلِ ایمان 
و غیرةُ المرأة کُفر. اسالم دین فطرت است و بر اساس همان فطرت، چند همسری را اجازه و چند 
شوهری را ممنوع کرده است. حداقل وظیفهی کسانی که این تفاوت را درک یا هضم نمی کنند، این 
است که به جای اعتراض، سکوت کنند و تسلیم حکم خدا باشند.
برخی هم در مقابلِ آیه ی ( فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثالث و رباع) آیه ی  (و لن 10
تستطیعوا أن تعدلوا بین النساء ( را مطرح می کنند؛ غافل از آنکه همین سؤال را 8144 سال قبل از 
امام معصوم ) علیه السالم ( پرسیده اند و حضرت نیز عدالت را به دو نوعِ: عدالت در محبّت و 
عدالت در نفقه و خرجی تقسیم کردند و آیه دوم را ناظر به اولی دانستند.
بدیهی هم هست. انسان حتی نمی تواند فرزندانِ خود را به یک اندازه دوست بدارد. مهم آن است که 
عمالً بین آنها تفاوت نگذارد و حق هیچکدام را نادیده نگیرد. آیا پیامبر خدا )ص( به عایشه و ام 
سلمه را به یک اندازه عالقه داشتند. عایشهی مُبغِضِ علی و ام سلمهی مُحبّ و طرفدار حضرت امیر.
آیا امام جواد )ع( ام الفضلِ ملعون را به اندازهی مادر امام هادی )ع( دوست داشتند؟ هرگز.
اگر کسی بخواهد ظلم کند، به همان یک زن هم ظلم می کند و اگر کسی خدا ترس باشد، بین چهار 
زن هم عدالت را رعایت می کند.
اشکال دیگری که ممکن است به تعدّد زوجات بشود این است که: امکان فراهم کردن منزلی مستقل 
برای همسر دوم برای غالبِ مردها وجود ندارد و هنگامی که مرد نزد همسر دوم خود است، بچه های 
زن اول، پدر باالی سر خود ندارند و اگر مشکلی برای خانوادهی اول پیش آید، مثالً یکیشان بیمار 
شود، چه کسی به فریادشان برسد؟
پاسخ من به این اشکال هم این است که: چه کسی گفته: زن دوم باید در منزلی جدا از همسر اول 
باشد؟ چه اشکالی دارد که هر دو همسر در یک منزل باشند و هر کدام یک اتاق مخصوص داشته 
باشند و آشپزخانه و هال هم مشترک باشد؟ در نظافت خانه و پختن غذا با یکدیگر همکاری کنند و 
مثل دو خواهر یار و یاور یکدیگر باشند. اگر یکی باردار است یا بچه کوچک دارد، دیگری به او 
کمک کند. شاید بگویید: دو هوو با دو خواهر فرق می کنند. ولی اسالم فرموده: ) المؤمنون اخوة ( و 11
خواسته که همه با هم مانند برادر و خواهر باشند. حسادت و کینه چه معنا دارد؟ این حرفها مال 
جوامع غیر اسالمی است.
البته ممکن است این دو هوو گاهی هم با هم اختالف پیدا کنند و دعوایشان شود ولی این مسأله ای
است که ممکن است بین دو خواهر و خواهر و برادر هم پیش بیاید. اتفاقاً دعوای خواهر و برادر 
زبانزد است! در این مواقع شوهر می تواند نقش مؤثری در آشتی دادن دو همسر داشته باشد. 
مخصوصاً که زنها به شوهر خود عالقمند باشند و از او حساب ببرند.
اصالً یکبار به ذهنم خطور کرد که برای اینکه مسألهی زن اول و دوم هم مطرح نباشد، می توان دو 
همسر را در یک زبان و با یک صیغه عقد نمود! یعنی: وکیل زنان به مرد بگوید: زوّجتُکَ مُوَکِلَّتَیَّ 
علی المهر المعلوم و مرد بگوید: قبلتُ التزویج. و به این صورت هر دو زن به طور مساوی زن او می 
شوند و هیچ تقدّم و تأخری بینشان وجود نخواهد داشت!
تازه من بحث تعدد زوجات را نه در شرایط عادی بلکه در اوضاع بحرانیِ کنونی که مبتال به کاهش 
جمعیت شده ایم، مطرح کردم. شرایطی که دشمن تمام قدرت خود را بر افزایش جمعیت گذاشته 
است. پس حتی اگر دو هوو دشمن یکدیگر هم باشند، باید در این شرائط در مقابل دشمن مشترک، 
متّحد شوند و به جای کینه ورزی با یکدیگر به مسابقه و رقابت در امر بچه آوری روی بیاورند.
می دانم با نوشتنِ این مطالب، از غیبت و غضبِ خانمهای ایرانی در امان نمی مانم! امّا آیا باید آنقدر 
ساکت بنشینیم تا وهابیها با سیاستِ چهارتا زن و چهل فرزند، بافتِ جمعیتی کشور را به نفع خود 
تغییر دهند و شیعیان به یک اقلیّت تبدیل گردند؟!؟ آیا آنوقت خانمهایی که با خواندن نوشتار من به 
من و مطالبم بد و بیراه گفتند، نزد خدا و حضرت امیرالمؤمنین )ع( پاسخی خواهند داشت؟!؟
12
من معتقدم در شرائط فعلیِ جامعه، آوردن فرزندان زیاد و رضایت دادن به تجدید فراش شوهر، میدان 
جهادی است که مجاهدینِ آن زنان شیعهای هستند که می خواهند روز قیامت نزد حضرت زهرا )س( 
رو

 سفید باشند. و البته خدا می داند با مردانی که بخواهند از این فرصت سوء استفاده کنند و به همسر 
اولی ظلم روا دارند یا قصدشان از ازدواج مجدّد، فقط تنوّع طلبی باشد نه تکثیر اوالد، چه کند!
این را هم در پایان عرض کنم که مطرح کردن بحث تربیت فرزندان و اینکه: کمِ با تربیت بهتر از زیادِ 
با تربیت است، در جای خود نکتهی خوبی است ولی در زمانی که دشمنان ما تمام توان خود را روی 
افزایش تعداد و کمّیتِ جمعیّت خود گذاشته اند، حق نداریم به بهانهی مهم تر بودن کیفیت، از تالش 
برای باال بردن کمّیت و تعداد ظاهریِ جمعیّت شیعه شانه خالی کنیم. البته در کنار افزایش جمعیت 
تمام افراد و نهادهای فرهنگی از جمله رسانه ها باید تمام تالش خود را در انتقال مفاهیم دینی و 
مذهبی و بار آوردن نسل جدیدِ معتقد به اعتقادات حقّه و مؤدّب به آداب دینی بنمایند.
مخالفین نوشتار من دو دسته اند:
8 -کسانی که اصالً دغدغهی شیعه را ندارند و برایشان فرقی نمی کند که در این مملکت، شیعه غالب 
باشد یا سُنّی؟ و حتی کُفّار! مرا با اینها کاری نیستند. برای اینها همان ازدواج اول هم زیادی است!
0 -کسانی که مثل من یا بیشتر از من این دغدغه را دارند و احساس خطر می کنند ولی به تعدّد 
زوجات آلرژی دارند یا آن را راه مناسبی برای رفع یا کاهش این خطر نمی دانند. طبیعی است این 
دسته باید راهکارهای دیگری ارائه دهند تا اگر مؤثّر بود، از آن راهکارها برای افزایش جمعیّت شیعه 
استفاده شود. وبالگ من آماده است تا راهکارهای این دسته را منعکس کند:
Vafi.blogfa.com

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
کوثر شنبه 14 اسفند 1395 ساعت 14 و 19 دقیقه و 37 ثانیه
سلام
همفکران شما به حضرت آقا نامه نوشتند که شما اجازه بدهید ما چند همسر بگیریم تا تکثیرنسل کنیم.
حضرت آقا جواب دارند، مشکل و اولویت فعلی جامعه ما، چند همسری نیست....
در خط ولایت باشید، نه جلوتر از ایشون...
فاطمه شنبه 9 بهمن 1395 ساعت 22 و 53 دقیقه و 01 ثانیه
سلام علیکم
متنتون خیلی عالی هستش
خدا کنه که ما همه بتوانیم فکر دینی داشته باشیم.
ولی حسادت نها رو و مکرسونو چکار میشه کرد که خود قرآن گفته مکر خانمها عظیم هستش.
بیتا سه شنبه 14 دی 1395 ساعت 14 و 00 دقیقه و 35 ثانیه
اولا من خانم هستم . به اون خدایی که می پرستیم . دوما شما نگران موضع خودت هستی . چون در عقد و نکاح زن اول و زن دوم از یه حق و حقوق بهره می گیرند ولی تو صیغه زن دوم و دیگر زنان رها می شوند و به دست این و اون الوده می شوند . که شما همین هرزگی رو به حلال ترجیح میدین . خدا خودش اگاهه
دوشنبه 13 دی 1395 ساعت 23 و 42 دقیقه و 29 ثانیه
آقای بیتا برو خودتو رنگ کن تو باید الان تو حرمسرات باشی اینجا چرا حرص میخوری؟ ناتوانی جنسی میگیریها
بیتا جمعه 19 آذر 1395 ساعت 21 و 37 دقیقه و 29 ثانیه
وقتی زن اول جای خدا وای میسه همین میشه زن پرستی میشه نه خدا پرستی
بیتا جمعه 19 آذر 1395 ساعت 21 و 35 دقیقه و 41 ثانیه
این جمله رو چه کسی با نام بیتا گفته ؟
به ناشناس دوشنبه 8 آذر 1395 ساعت 20 و 46 دقیقه و 53 ثانیه
وقتی درد تنهایان رو نمی فهمی وقتی سیر هستی و درد گرسنگان رو نمی فهمی، حتماً و قطعا ستمگرانه بر تخت بخت روزگار تکیه می دهی وبر پیادگان میخندی و اهانت روا میداری، نخواهی ترسید از آن روز که پایه های تخت بخت و کامروایی ات ویران شود و چون بیچارگان به پشیمانی و ......... بیفتی....آن روز نزدیک است....هرکسی، هرفردی را تمسخر کردیقیناً به زودی به همان روزگار وهمان درد گرفتار آید
به بیتا شنبه 6 آذر 1395 ساعت 20 و 54 دقیقه و 58 ثانیه
بستگی به مرد دارد. همه رو به یک چوب نزنین
بیتا جمعه 5 آذر 1395 ساعت 20 و 15 دقیقه و 37 ثانیه
وقتی مردها میتونن با یک لیوان شیر سیر بشن نمیرن گاو بخرن متاسفانه راهشو خود اسلام در صیغه موقت باز گذاشته مردها با صیغه کی حاضرن زن دوم بگیرن.منم باشم به صیغه لذت میبرم.اهل تسنن خوبن که صیغه ندارن و مرد باید تکفل کیی رو بپذیره
یکشنبه 30 آبان 1395 ساعت 23 و 36 دقیقه و 28 ثانیه
به ناشناس
سلام جناب ناشناس.وقتی بی دردباشی میشه وضعت همین.ولی بمونیددرجهلتون ویقین بدونیدکه گناه خیلیافردای قیامت به پاتون نوشته.بنده به شخصه این توهینتوهیچوقت نمیبخشم وبخداواگذارت میکنم که جواب این توهین سنگینتوخودش بهت بده
به توهم میشه گفت انسان؟؟؟
به ناشناس شنبه 29 آبان 1395 ساعت 22 و 43 دقیقه و 17 ثانیه
برات خیلی متاسفم امیدوارم خدا به راهت بیاره
ناشناس شنبه 29 آبان 1395 ساعت 20 و 49 دقیقه و 18 ثانیه
یه عده از زن ها لیاقتشون همینه که برن کنیزی مرد و زن اولش
شآن همه زن ها که برابر نیست
بالاخره یه فکری هم باید برای پس مونده ها می شد
ولی توقع پذیرفتنشون در جامعه وقیحانه است
پنجشنبه 27 آبان 1395 ساعت 22 و 44 دقیقه و 24 ثانیه

خدایاخودت این شبهای طولانی رازودبه سحربرسان...
خیلی سخته،خیلییییییییی
بازم خدایاشکرت
منم زنم پنجشنبه 27 آبان 1395 ساعت 13 و 23 دقیقه و 27 ثانیه
سلام.من هم کاملابااین امرموافقم ولی متاسفانه انقدرازبیرون دارندسنگ اندازی میکنندبرای این کارنیک که نمیگذارندبه اهدافش برسیم.دعاکنیدتاهم سنگهابرداشته شودوهم لغوگویان ساکت بشوندو...........
پنجشنبه 27 آبان 1395 ساعت 10 و 45 دقیقه و 53 ثانیه
سلام.بنده به لطف خدادربین همه اقشارازدختران وخانمهاتبلیغ این امرالهی رامیکنم ولی متاسفانه کسی نیست تابخودش تکانی بدهدومشکلی راحل کند...
وبااین اوضاع معلوم نیست آخرعاقبت کشوروملتمون به کجاخواهدانجامید...
این راهم بگویم که درتبلیغ این امرخیلیهاکه ادعای اسلامشان گوش فلک راکرکرده به هرطریقی که توانستندضربه زدن ازبردن آبروگرفته تااخراج ازمحل کارو...
خدایاخودت فرجی بخیربرسان قبل ازاینکه دیربشه...
یک زن سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت 00 و 19 دقیقه و 42 ثانیه
متن زیبا و خوب است. من با تعدد زوجات موافقم. ولی از اینکه شجاعت ندارم و در بین اطرافیانم جرئت نمیکنم ازاین موضوع دفاع کنم، شرمنده اهل بیتم.
من دوشنبه 24 آبان 1395 ساعت 20 و 09 دقیقه و 21 ثانیه
عالی بود عالی جناب خراسانی .... ممنون...
زن دوم زن دوم هست و قرار نیست بزرگی و اول بودن خانوم اول رو بگیره
رومینا دوشنبه 24 آبان 1395 ساعت 13 و 54 دقیقه و 50 ثانیه
دوست داری با سایت های تبادل لینکی که در صفحات اول گوگل هستند آشنا بشی؟ بله...خوب پس سریع بیا
negin دوشنبه 24 آبان 1395 ساعت 12 و 59 دقیقه و 44 ثانیه
سلام خسته نباشید مطلبت قشنگه
یگانه دوشنبه 24 آبان 1395 ساعت 10 و 06 دقیقه و 25 ثانیه
عزیزم می دونی چرا بازدید وبلاگت کمه ؟
میخوای بازدیدت رو زیاد کنی؟
یه راه آسون و بدون هزینه واست دارم.
تبادل لینک کن
با وبلاگ من ( چون مخصوص تبادل لینک و افزایش بازدیده )
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
وبلاگ چندهمسری برای تبیین مسئله و آگاهی بخشی پیرامون آن به جامعه در چهارچوب شرع مقدس اسلام فعالیت میکند تا اندیشه ها و باورهای نادرست را اصلاح نماید و نظرات و تجربیات کاربران محترم را در اختیار همگان قرار دهد. برازنده شخصیت دینی هرکس به رعایت ضوابط و مقررات و اخلاق در چهارچوب شرع مقدس اسلام است. لذا خدا محوری به جای دیگر محوری پایه و اساس فعالیتهای دینی - فرهنگی ماست.
شما میتوانید از طریق ایمیل: chandhamsari@gmail.com پیامها، اطلاعات، مطالب علمی و ... و یا در خواست همسریابی خود را ارسال نمایید. و یا با شماره 09351520403 تماس بگیرید.

ذبیح خراسانی
. ذکر روزهای هفته . دانشنامه عاشورا