تبلیغات
حدیث موضوعی چند همسری (chandhamsari.ir) - مطالب حمیده دارابی
پایداری خانواده و تکثیر نسل در سایه چند همسری اسلامی از ضرورت‌های امروز ماست.
 
میدانیم تعدد زوجات طبق آیات قرآن و سنت اهلبیت (ع) جایز است، از طرفی جمعیت دختران و زنان مجرد بالای 25 سال رو به افزایش و سن ازدواج بالا رفته و نیز اقبال مردان مجرد به ازدواج کاهش یافته است شما فکر می کنید درباره دختران و زنان مجرد چه باید کرد؟




تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

تاریخ روز
















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
 
 
نویسنده : حمیده دارابی
تاریخ : شنبه 23 اردیبهشت 1396
نظرات

زن و مرد از لحاظ زیست شناسی و روان شناسی وضعیت متفاوتی دارند و خلقت از این تفاوت هدف داشته است. از نظر روحیه تک همسری نیز قطعا زن و مرد روحیه های متفاوتی دارند. زن طبعا تک شوهر است و چند شوهری خلاف روحیه اوست و با نوع تمنیات زن از شوهر سازگار نیست.[1] اما مرد طبعا تک زن نیست؛ به این معنی که چند زنی، خلاف روحیه او نیست و با نوع تمنیاتی که مرد از وجود زن دارد ناسازگار نیست[2].[3] چنانچه اگر فطرت مرد چنین اقتضایی نداشت، شارع حکیم جواز عمل ناسازگار با فطرت را به او نمی داد.

     


- زیرا زن از مرد فقط عاملی برای ارضای غریزه جنسی نمی خواهد که گفته شود هرچه بیشتر برای زن بهتر. زن از مرد موجودی می خواهد که قلب آن موجود را در اختیار داشته باشد؛ حامی و مدافع او باشد؛ برای او فداکاری نماید؛ زحمت بکشد و پول درآورد و محصول کار و زحمت خود را نثار او نماید؛ غمخوار او باشد. زن در چند شوهری هرگز نمی توانسته است حمایت و محبت و عواطف خالصانه و فداکاری یک مرد را نسبت به خود جلب کند. از این رو چند شوهری همواره مورد تنفر زن بوده است. چند شوهری هم مخالف فطرت زن است و هم منافع زن. بعلاوه که با فطرت و خواسته های مرد هم مخالف است و اشکال عمده آن، اشتباه انساب است. برای مطالعه بیشتر ر.ک: مرتضی مطهری، مجموعه آثار (نظام حقوق زن در اسلام)، ج19، ص312[1]

- چراکه رابطه توالد و تناسل به هم نمی خورد و انتساب فرزندان به پدران حفظ می شود.[2]

- . مرتضی مطهری، مجموعه آثار(نظام حقوق زن در اسلام)، ج19، ص 341[3]

برای ادامه مطلب، اینجا را کلیک کنید
نویسنده : حمیده دارابی
تاریخ : شنبه 23 اردیبهشت 1396
نظرات

عللی که موجب تعدد زوجات می شود دو نوع است: 1) نوعی از آن که از جنبه حقوقی مطرح است و می تواند مجوّزی برای مرد یا برای اجتماع شمرده شود، علل طبیعی است که زن و مرد را از لحاظ إرضاء جنسی یا از لحاظ تولید فرزند در وضع نامساوی قرار می دهد؛ از جمله این علل، تعطیلی زن در دوره های عادت ماهانه، اواخر دوران بارداری و زایمان و بعض ایام شیردهی است؛ نیز کوتاه بودن عمر جنسی او به منظور تامین نیاز جنسی مرد و از سویی دیگر کوتاه بودن دوره فرزند آوری زن یا نازایی اوست درحالیکه مرد یا قبیله یا کشور به کثرت نفوس احتیاج داشته باشد. خاصیت تولید فرزند و نسل در مردان بیش از زنان است. علامه طباطبایی (ره) در این باره می فرمایند: "زنان نوعا در سن 50 سالگی یائسه شده و از قدرت حمل می افتند و در مردان تا سال ها این قدرت باقی است و چه بسا تا آخر عمر طبیعی شان یعنی 100 سال، باقی می ماند. بنابراین دوران صلاحیت مرد برای تولید که تقریبا 80 سال است تقریبا دو برابر دوران صلاحیت زن است که تقریبا 40 سال است. نتیجه ای که از این مطلب به دست می آید این است که طبیعت و خلقت، به مردان حق تجاوز از یک زن به بیشتر را داده است و روی این حساب معنی ندارد که قوّه تولید در جایی مهیا باشد و در عین حال او را از تولید مثل ممنوع سازیم. این بر خلاف قانون علل و اسباب طبیعی است."[1] این سخن علامه (ره) که "معنی ندارد قوه تولید معطل و ممنوع شود و در صورت ممنوع شدن، خلاف قانون علل و اسباب طبیعی است" به تنهایی گویای این است که این دلیل طبیعی، به قدری مهم است  که صحیح نیست صرفا برای بیان جواز، به آن استناد کرد بلکه لزوم مبادرت به این کار را می رساند و تا حدی بیان گر اهمیت چندهمسری و اولویت آن بر تک همسری است اما با تسامح و تساهل، این علت را در حد یک مجوز برای تعدد زوجات مردان درنظر می گیریم.

      2) نوع دیگری از علت است که اگر در هر زمانی وجود داشته باشد، بیش از آن است که فقط مجوزی برای تعدد زوجات برای مرد یا اجتماع محسوب شود؛ بلکه موجب حقی است از جانب زن و موجب تکلیفی است به عهده مرد و اجتماع و آن علت، فزونی عدد زن بر مرد است.[2] البته توجه به این نکته لازم است که صرف اینکه بدانیم عدد جنس ذکور و جنس اناث چقدر است، کافی نیست. بلکه باید بدانیم نسبت مردان و زنان آماده به ازدواج چه نسبت است؛ چراکه غالبا نسبت مردان و زنان آماده به ازدواج با نسبت مجموع جنس ذکور و جنس اناث متفاوت است.



- محمد حسین طباطبایی، تعدد زوجات و مقام زن در اسلام، ص 58[1]

- مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج19، نظام حقوقی زن در اسلام، ص325[2]


نویسنده : حمیده دارابی
تاریخ : شنبه 23 اردیبهشت 1396
نظرات
یکی از عللی که موجب تفاوت نسبت زن و مرد در سن ازدواج می شود این است که دختران در سنین پایین تر از پسران و قبل از آنان به بلوغ می رسند و آماده ازدواج می شوند...
زن ها خصوصا در مناطق گرمسیری در سن 9سالگی برای نکاح شایستگی پیدا می کنند ولی مردان نوعا پیش از 16 سال همانطور که اسلام اعتبار کرده، آماده نکاح نمی شوند. از نگاه علامه طباطبایی لازمه این مطلب این است که اگر نوزادان جمعیتی را طیّ 16 سال در نظر بگیریم( با فرض این که تعداد مردان و زنانشان مساوی است) در سرِ سال شانزدهم، مردانِ شایسته ازدواج، موالیدِ یک سال خواهند بود _ همان نوزادانِ سالِ اولِ مفروض _ و نوزادان سال های بعد اکنون هنوز شایستگی ازدواج پیدا نکردند؛ ولی زنان شایسته ازدواج، موالید 7 سال یعنی فرزندان سال اول تا هفتم خواهند بود که اکنون سرِ سال شانزدهم حداکثرشان 16ساله و حداقلشان 9ساله است. همگی اکنون شایستگی ازدواج و قابلیت آمیزش دارند. به همین ترتیب اگر موالید 25سال را که سن بلوغ کامل مردان است در نظر بگیریم، در سال بیست و پنجم به مقدار موالید 10 سال مردان شایسته ازدواج خواهیم داشت ولی به مقدار 15 سال زنان قابل نکاح داریم. اگر بخواهیم روی این جریان طبیعت نسبت متوسطی بگیریم، هریک مرد دو زن خواهد داشت. (  محمد حسین طباطبایی، تعدد زوجات و مقام زن در اسلام، ص48 )  یعنی بیش از یک زن باید داشته باشد. بنابراین چون بلوغ زنان زودتر از مردان محقق می شود، تعداد زنان آماده به ازدواج بیشتر از مردان می شود و از طرفی چون قانون تعدد با لحاظ محدودیت هایش شامل تمام مردان نمی شود و فقط برخی از آنان شرایط و شایستگی لازم را دارند، پس آنکه این شایستگی را دارد چندهمسری برایش اولویت پیدا می کند و نباید به یک همسر اکتفا کند.

نویسنده : حمیده دارابی
تاریخ : شنبه 23 اردیبهشت 1396
نظرات

حمیری به امام زمان حضرت مهدی(عج) نوشت و از آن حضرت سوال کرد: مردی که شیعه است و متعه را حلال می داند و اعتقاد به رجعت دارد همسری دارد. همسری خوب که در تمام کارها او را کمک کار است و لذا با او عهد کرده است که هرگز بر او همسر دیگری نگیرد و ازدواج موقت نکند و خلاصه با وجود او کس دیگر را نخواهد و به این عهد نوزده سال پای بند است و به عهد و قولش عمل کرده است و چه بسا مسافرت رفته و مدت زیادی دور از منزل خود بوده است و به قول خود پای بند مانده و متعه نگرفته است و مشغولیت به برادران،اولاد،خدمه،کارگزاران و اطرافیان هیچ فرصتی به او نداده تا به فکر متعه بیفتد. متعه را حرام نمی داند بلکه متدین به آن است ولی چون همسر خود را می خواهد و دوستش دارد برای حفظ او و خودش متعه نمی گیرد و این روش را دوست دارد. آیا او برای ترک متعه گناه کار است یا نه؟ از طرف حضرت جواب رسید: برای این که قسم به معصیت خدا خورده است لازم است خدا را اطاعت کند و یک دفعه هم شده متعه بگیرد.

بحار ج 100 ص 298/ کتاب متعه شیخ مفید ص 48
#ازدواج_موقت


 
 
وبلاگ چندهمسری برای تبیین مسئله و آگاهی بخشی پیرامون آن به جامعه در چهارچوب شرع مقدس اسلام فعالیت میکند تا اندیشه ها و باورهای نادرست را اصلاح نماید و نظرات و تجربیات کاربران محترم را در اختیار همگان قرار دهد. برازنده شخصیت دینی هرکس به رعایت ضوابط و مقررات و اخلاق در چهارچوب شرع مقدس اسلام است. لذا خدا محوری به جای دیگر محوری پایه و اساس فعالیتهای دینی - فرهنگی ماست.
شما میتوانید از طریق ایمیل: chandhamsari@gmail.com پیامها، اطلاعات، مطالب علمی و ... و یا در خواست همسریابی خود را ارسال نمایید. و یا با شماره 09351520403 تماس بگیرید.

ذبیح خراسانی
. ذکر روزهای هفته . دانشنامه عاشورا