تبلیغات
حدیث موضوعی چند همسری (chandhamsari.ir) - مطالب خاطرات
پایداری خانواده و تکثیر نسل در سایه چند همسری اسلامی از ضرورت‌های امروز ماست.
 
میدانیم تعدد زوجات طبق آیات قرآن و سنت اهلبیت (ع) جایز است، از طرفی جمعیت دختران و زنان مجرد بالای 25 سال رو به افزایش و سن ازدواج بالا رفته و نیز اقبال مردان مجرد به ازدواج کاهش یافته است شما فکر می کنید درباره دختران و زنان مجرد چه باید کرد؟




تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

تاریخ روز
















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
 
 
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : سه شنبه 9 آبان 1396
نظرات
زیباترین روزهای زندگی دو همسری من

خانمم اومد رفتیم خواستگاری ...

خانمم اومد رفتیم عقد خوندیم ...

خانمم اومد رفتیم جشن گرفتیم


و عقدمون رو با اجتماع سه خانواده من و دو همسرم در یک جلسه علنی کردیم ...
ادامه مطلب
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : سه شنبه 30 اردیبهشت 1393
نظرات
ازدواج دوم با دختر بیمار اگرومگالی

خانوم محترمی خاطره زیبایی رو فرمودند به نظرم جالب و قابل استفاده اومد آن را تقدیم شما خوبان می نمایم

« دختر مجردی در همسایگی ما زندگی میکرد که خیلی سرو صدا داشت و بیمار اگرو مگالی(1) بود. پسری حاضر به ازدواج باهاش نبود تا اینکه مردی که زن داشت با او ازدواج کرد. من بچه بودم و برای فضولی یکبار دیدم که همسر اولش اومده بود دنبال مرد و بعد مرد رو دیدم که با ناراحتی زنش را به داخل ماشین میبره.اون موقع فکر کردم چقد این مرد ادم بدی هست هر چند برای اون دختر خونه گرفت و صاحب بچه هم شد این زن اگرومگالی هیکل درشتی داشت و همیشه مردهای دیگه اذیتش میکردند برادرهاش معتاد بودند و از طرفی غیرتی هم بودند و همیشه در حال کتک زدن خواهرشون بودند که چرا از خونه بیرون رفته. خلاصه بعد ازدواج، این زن سر به راه شد و همه مردم محل اون مرد را دعا کردند هر چند زنش ناراحت شد. ولی امیدوارم اجرش رو اون دنیا ببینه ولی اگه می دونست همسرش چه لطف بزرگی کرد هرگز به خاطر حرف مردم که چند همسری بد هست اینقدر غیرتی نمیشد و همسرش را تعقیب نمیکرد که بعد دعواشون بشه. اگه اون دختر بیمار، زن دوم نمیشد، مرد حاضر نبود اونو به عنوان زن اول بگیره و الان جزو زنان فاسد در جامعه بود که ممکن بود مردهای زیادی ازش سوءاستفاده کنند و در جامعه رهایش کنند و زن فاسد تحویل جامعه بدهند»


بله یک مرد می تواند با لحاظ معیارهای اخلاقی ازدواج مجدد انجام دهد هر چند اگر این مرد به خاطر کنترل شهوتش هم ازدواج مجدد کرده بود چون از راه حلال و اسلامی و دوری از گناه اقدام کرده بود مأجور بود ولی با چنین عملی بر اجر خودش افزود.
ولی یک زن معلوم نیست بتواند به عمل ارزشی چنین شوهری افتخار کند و بلکه نق می زند و اظهار نارضایتی می کند، هرچند همه مایحتاج او نیز فراهم باشد که نگوید: پس سهم من چی؟ سهم زندگی من ضایع شده است! و ...

آیا این اختلاف و تا این حد از طرف زن طبیعی است؟ آیا مرد چنین حقی ندارد که در این مورد از دیگران دلجویی کند،در حالی که به او نیاز دارند؟ ایا اگر این در حد و شأن این زن بود باز نباید زن خدا را شکر می کرد که به همدیگر بیشتر می خورند؟ و ....

**********************************************************************************************************************
1- آکرومگالی، بیماری غده هیپوفیز است.غده هیپوفیز، غده ای کوچک اما بسیار مهم است که در قاعده مغز و پشت پل بینی قرار گرفته است.عملکرد آن را تحت تأثیر قرار می دهد. در پزشکی بزرگی غیرعادی بخش‌های پایانی بدن مانند بینی، آرواره، بازها و انگشتان دست و پا را می گویند دُرُشت‌پایانَکی (Acromegaly) می‌گویند. که  بیشتر در سنین میانسالی خود را نشان می‌دهد وگاهی با افزایش هورمون رشد در بدن سبب رشد غیرمعمول استخوانهای پاها و بازوها و به صورت غول‌ آسایی در می آید.
آکرومگالی ممکن است با عمل جراحی بر روی هیپوفیز، درمان با اشعه x، دارودرمانی و یا ترکیبی از همه این موارد درمان شود. امروزه برای بیشتر بیماران (البته بسته به شرایط آنها) نخستین درمان، جراحی است. هدف تمام روشهای درمانی کاهش تولید هورمون رشد و رساندن آن به حد طبیعی است که سبب از بین رفتن علائم بیماری و بهبود وضعیت عمومی بیمار می گردد.

مرتبط با: خاطرات ,
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : دوشنبه 4 فروردین 1393
نظرات
نایب الزیاره دوستان چند همسری در مدینه
دوستان خوبم از اینکه چند روزی نتونستم خدمت عزیزتون باشم عذر خواهی می کنم اما توفیق بالاتری نصیب شد که نایب الزیاره همه شما خویان در کنار حرم با صفای نبی مکرم اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و ائمه بزرگوار بقیع باشم و برای همه شما دعا نمایم
از شما نیز سپاسگذارم که به دعای خیر شما و قدمهای ناچیز این حقیر در مسیر پاک اسلام این موهبت عظیم نصیب این کمترین شد.
انشاءالله نصیب شما هم از این سفرهای معنوی بشود تا این غلام سیه روی خدمتگذار شما زائران مدینه منوره و مکه مکرمه باشم. 
دوستان عزیز؛ این حقیر کیلومترها از دنیای خودم فاصله گرفتم و در سفری سیر کردم که همه سنگینی کارهای آنجا را به کاهی وزن نمی شود:
اینجا فقط بگویم از ظلم ظالمان و وهابیت ضد شیعه کبوتران بقیع هم بالهایشان خاکی شده است. فوج فوج کبوتران بقیع بالای سر زائران سایه انداخته اند و از غربت بقیع با عاشقان چادر خاکی زهرای اطهر سخن می گویند، واقعاً جای شما خالی است تا با مشاهده این همه غربت که با تمام بغض گلویت حق گریه به تو نمی دهند و جوری سر در گریبان می کنی و هق هق گریه می کنی که نکند وهابی شیعیان را مورد آذار و اذیت قرار دهد انگاه می خواهی که خود را فدای ائمه مظلوم بقیع نمایی.درباره وبلاگ
اللهم انا نشکو الینا فقد نبینا و غیبۀ ولینا و کثرۀ عدونا و قلۀ عددنا و شدۀ الفتن بنا و تظاهر الزمان علینا
ما به خدا شکایت خود را اعلام می کنیم که پیامبر در بین ما نیست و امام زمان هم در پرده غیبت و دور از نظرهاست، ما در میان حلقه متراکم دشمنان خود گم شده ایم و عده ما بسیار ناچیز است و تمام مشکلات دنیا دارد روی سر ما خراب می شود و زمانه علیه ما شوریده است. 
عزیزان من ما در یک نخ تسبیح شیعه قرار گرفته ایم باید که همه با هم یک رنگ باشیم و جنس مرغوب نفس خویش را حفظ کنیم و چون درّ و یاقوتهای جهان اسلام ارزش بگیریم. اما وای به روزی که هر یک از دانه های این تسبیح زیبا و شب نمای الهی بخواهد لبه های خد را تیز نماید تا بند این تسبیح تشیع را بدرد و ایجاد تفرقه کند انگاه دانه های زیبای تسبیح هر کدام در مزبله ای در نفقان شدیدتری قرار خواهد گرفت که حتی قدرت تنفس نداشته باشد تا اینکه لقمه تکفیریهای نابکار گردد.
دوستان من اونجا خوشی و خرمی، شادی و بگوبخند سر چیزهایی غیر از باورهای دینی حتی زیاد است اینجا خیال می کنند شیعه دشمن اسلام است و از دست او عصبانی هستند و روز به روز شال قرمزهای وهابی بر جمعیت خود می افزایند تا مستی کنند و بر قلت شیعه حکومت نمایند همانطور که در صدر اسلام بنی امیه و بنی عباس کردند!! دوستان من دیگر بس است یک بار بیشتر فرصت نداریم تا به خود آییم، یک ذخیره بیشتر نداریم تا او را حفظ کنیم، با این تذبذُب و دمدمی بودن نمی شود گفت : ای رهبر ازاده آماده ایم آماده!! با این مستی و قلت و استضعاف که نمی شود گفت مهدی بیا مهدی بیا!! او سالهاست که آمده است اما کو آن محرمی که خود را به او نشان دهد؟؟!! همانی که بر سر لوبیا و نخود بر سر جنگ است؟ همو که برای مهریه خود کیسه های زرو سیم دوخته است؟ همو که اگر بیشتر از یکی دو شیعه بیاورد مسخره می شود؟ همو که با همه مشکلات جهان اسلام ذره ای از رفاه خود گذشت نمی کند؟ همو که می گوید همسر شوهرم زندگی ما را می بلعد و ما را فقیر می کند و به ما ظلم می شود؟ همو که در برابر صریح ترین مسائل و قوانین الهی موضع میگیرد ؟
امامت سنگینترین مسئله اسلام است که بعد از 23 سال پیامبر را به تاج ولایت امامان مکلف کرد! انگا این شیعه می خواهد بار امامت را بر دوش امت خود تحمل کند؟ والله خیر حافظاً و هو ارحم الراحمین. آری این راهی که ما می رویم به کچا ناآباد است!!! دل را تهی زخون دنیا کن وبه نور ولایت اهل بیت هر نا شدنی را شدنی کنیم و ملتزم رکاب اهل بیت عصمت و طهارت در همه امور زندگی خود باشیم.


مرتبط با: خاطرات ,
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : جمعه 25 بهمن 1392
نظرات

دوستان عزیز؛ در مقایسه ای بین دیروز و امروزمون، مبینیم خیلی عوض شدیم یا ... شدیم؟

غیرت و مردانگی مردان

ادامه مطلب
مرتبط با: خاطرات ,
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : دوشنبه 21 بهمن 1392
نظرات
السلام علیک یا فاطمۀ اشفعی لنا فی الجنۀ

دختر نو عروس و کرامت امام رضا ع از مشهد تا قم
در چندسال گذشته دختری متدین و فقیر بود چیزی در بساط نداشتند، چشم به در بود تا که یک نفر از راه برسد و او را خواستگاری نماید و به ارزویش برسد. متوسل به امام رضا شد و حاجتش را گرفت روزی جوانی مانند او فقیر آمد و از او خواستگاری کرد. گفتند ماه عسل کجا بریم؟ ما که پول نداریم مثل بقیه گردش بریم! اما دختر گفت من همسایه امام رضایم در شهر نیشابور نزدیک آن حضرتم اما هنوز به زیارت نتوانستم بروم!


  پسرک دلشکسته گفت راست میگی تا مشهد که میتونیم بریم. یک روزه میریم  زیارت می کنیم و برمی گردیم!
به زیارت مشرف شدند در صحن ازادی که خواستند از یکدیگر جدا بشوند با هم قرار گذاشتند که بعد از زیارت وعده کنار حوض آب وسط صحن آزادی!
دختر خوشبخت که نیمه گمشده اش را از امام رضا ع خواسته بود با دلی شکسته و اشکی ریزان در کنار ضریح قرار گرفت و بعد از زیارت هنگامی که خواست برگردد آرزویی کرد و گفت:
یا امام رضا شما یک خواهری دارید در ایران! ما که نمیتونیم بریم مدینه لا اقل کمک کنید تا به زیارت خواهرتون هم برسم. همینکه این آرزو کرد چشم باز کرد و خود را در صحن و سرای حضرت فاطمه معصومه س ملاحظه کرد ولی نمی دانست و متوجه نبود. آمد سمت کفشداری و شماره را داد اما کفشدار حرم کفشی به او نداد! اصرار کرد! خادم گفت خواهر من! این شماره مال اینجا نیست! این مال حرم امام رضاست که هر وقت بوده تحویل ندادی! دختر متعجب ماند! گفت مگر من کجا هستم؟! گفتند اینجا قم حرم حضرت معصومه است! تا فهمید و ضریح را دید آهی کشید و غش کرد! او را بهوش آوردند. هی می گفت شوهرم منتظره؟ کجا؟ تعریف کرد...از قم زنگ زدند حرم امام رضاع که یک فردی با این مشخصات کنار حوض آب منتظر خانومشه! بررسی کردند دیدند بله آقا پسری خیلی نگران منتظر خانومشه! گفتند فلانی شمایی؟ گفت آره. گفتند خانومت پشت خط تلفن منتظره! تعجب کرد یعنی چی مگه چی شده چه اتفاقی افتاده یاامام رضا کمکم کن!
اومد گوشی رو برداشت تو کجایی؟ با بغضی گلو گیر تونست بگه که  من قمم حرم حضرت معصومه س! پسر ماتش برد نه چطور ممکنه! باورش نمیشد! او هم به گریه افتاد! با احترام این خانوم را تا مشهد توسط مأموران حرم مشایعت کردند تا او را به مقصد رساندند.
محبوب رضاست هر که دل ریش تر است     از کعبه صفای این حرم بیشتر است
 اینجاست طبیبی که ندارد نوبت               هر دل که شکسته تر بود پیش تر است.

بی بی جان ببخشید که ما همسایه خوبی برای شما نیستیم کوتاهی ما رو ببخشید ولی همه امیدمون شمایید.

همیشه مشهد من در جوار معصومه ست      برادرانه سری من به خواهری بزنم
فقط به نیت معصومه می رم مشهد              که بوسه روی ضریح برادری بزنم

سالروز شهادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها به محضر نازنین امام زمان روحی فداه و همه شیعیان تسلیت.

مرتبط با: خاطرات ,
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : سه شنبه 17 دی 1392
نظرات
عیالوارترین مرد ایران(حاج علی حق پناه با 26 زن و 195 فرزند
سایت تعدد زوجات به نقل از سایت مجلات همشهری:

همشهری سرنخ در شماره ۶۸ خود گزارشی خواندی از عیالوارترین مرد ایران را به همراه عکس‌های دیدنی از این خانواده منتشر کرده که بخش‌هایی از این گزارش در ادامه می‌آید:


        

بخشی از خانواده حاج علی

با ۲۶ زن، ۱۹۵ فرزند و بیش از۲۰۰ نوه و نتیجه در خانه‌ای در شمال کشور زندگی می‌کرد. تعداد فرزندان او آن‌قدر زیاد بود که برای انتخاب نام آنها با مشکل روبه‌رو شده بود. دو گوسفند، ۵۰ کیلو برنج، ۲۰ کیلو آرد، هفت کیلو حبوبات، چهار کیلو روغن، یک کیلو چای و ۱۰ کیلو قند و شکر مصرف روزانه خانه آنها بود. درباره حاجعلی حق‌پناه صحبت می‌کنیم؛ مردی که در دهه ۵۰ به خاطر خانواده پرجمعیتش تیتر یک روزنامه‌های کشور شد. حالا ۳۴ سال از مرگ حق‌پناه می‌گذرد و خانواده حق‌پناه‌ها جمعیتشان خیلی بیشتر از قبل شده. آن‌قدر که محاسبه تعداد خانواده برای خودشان هم سخت است. خبرنگار و عکاس سرنخ برای اینکه از اوضاع و احوال این خانواده پرجمعیت بعد از مرگ حاجعلی باخبر شوند؛ درست روزی که اعضای این خانواده برای ولیمه دور هم جمع شده بودند؛ شال و کلاه کردند و به روستای جوجاده رفتند.

اگر سری به جوجاده، روستایی بین قائمشهر و ساری بزنید؛ اولین موضوعی که توجه شما را به خود جلب می‌کند تعداد بی‌شمار افرادی است که نام خانوادگی‌شان حق‌پناه است. آنها همه از بازماندگان مردی به نام حاجعلی حق‌پناه هستند که به خاطر تعداد زیاد همسر و فرزندانش نامش به روزنامه‌ها راه یافت
ادامه مطلب
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : سه شنبه 10 دی 1392
نظرات
«مطلب ارسالی از دوستان وبلاگ(خ سعیدپور)»
بسم رب الشهدا
در دوران 6 سال دبستانم مدیر بسیار خوب و مهربانی داشتیم که قصه زندگیش را سال ها بعد مادرم برایم تعریف کرد. همسر این خانم دندان پزشک بود. مادرم می گوید آقای دکتر ابتدا با دختر عمویش ازدواج کرد ولی به دلیل نازایی ایشان، با دختر خاله اش به عنوان همسر دوم ازدواج می کند. همسر اول خانه دار و همسر دوم فرهنگی و آن زمان مدیر دبستان ما بود. حاصل این ازدواج 4 فرزند (2 دختر و 2 پسر )می باشد. مادرم می گوید هر دو خانم در یک خانه زندگی می کردند و بسیار همدیگر را دوست می داشتند. به گونه ای که اگر یکی از آنها به بازار می رفت و به طور مثال یک لباس یا روسری را پسند می کرد یا از جنسی خیلی خوشش می آمد فقط در صورتی که 2 عدد از آن موجود بود می خرید در غیر این صورت از خواسته دل خود می گذشت. به دلیل اینکه یکی از اقوام نزدیک نیز در آن دبستان کار می کرد می گفت روزهایی بود که همسر اول نان خانگی می پخت و با پنیر و سبزی به مدرسه می آورد تا همسر دوم(خانم مدیر)با همکارانش در فضایی صمیمانه با خوردن آن عصرانه کوچک خستگی را از تن بیرون کنند. فرزندان به هر دو خانم مادر می گفتند و هیچگاه در رفتارشان نشان نمی دادند که فقط یکی از آنها مادرشان است. آقای دکتر هم هر چه می خواست بخرد جفت و یک رنگ می خرید و هرگز فرق نمی گذاشت (حتی اگر می خواست برایشان شاید به عنوان هدیه یا مهریه ملکی بخرد) . شبی که عروسی یکی از فرزندان بوده است هر دو خانم با لباسها،کفش و چادرهای کاملا مثل هم دیده شده اند و در آخر شب نیز هر دو با هم به همراه عروس و داماد به عروس گردان رفته اند. بسیار زیبا است که این دو خانم علاوه بر مهر و محبت شدید که بینشان بود کارها را بین خود تقسیم کرده بودند .هم در اجتماع و مسائل فرهنگی (توسط همسر دوم) فعالیت داشتند و هم به مسائل زندگی و تربیت کودکان به خوبی پرداختند به صورتی که هرگز فرزندان به دلیل شاغل بودن مادرشان مجبور به مهد کودک رفتن نبوده اند و همیشه وجود یک مادر را در کنارشان حس کردند.   

نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : دوشنبه 2 دی 1392
نظرات
دختر خالم زن دوم شد

گفت: یه دختر خاله داشتم که میتونستن پسرخاله ها ازش خواستگاری کنند اما به هر دلیلی دیر اقدام کردند تا اینکه متوجه شدیم که میگه من میخوام همسر حسن آقا جانباز بشم! هر چی بهش گفتیم بابا ایشون همسر داره چرا میخوای زن ایشون بشی ؟ گفت جانباز رو دوست دارم آدم مخلص و با ایمان و پاکی است. بهش گفتم تو که هنوز شانس ازدواج زیاد داری و اگه برات فرق نداره که زن دوم بشی خب بیا زن من بشو من حاضرم باهات ازدواج کنم هم پسر خالتم و هم همسرم دخترخاله شماست با هم بیشتر میسازید؟! اصلا تو کتش نرفت که نرفت گفت نه فقط میخوام با حسن آقا باشم! دیدیم نمیشه ! گفتم مگه از قبل با هم ارتباطی داشتید؟ گفت خدا میداند که نه! ولی من علاقه به این جانبازها دارم و همیشه بیاد جانباز کربلا هستم! هرچه بزرگترها بهش گفتند فایده نداشت عاشق حسن آقا شده بود، خانوم اول حسن آقا مخالف بود بطوری که میگفت من شب عروسیتون رو خراب می کنم! خب حسن آقا چکار میتونست بکنه، ایشون رو به عروسی راه نداد از فردا که دید همسر دوم اومده مجبور شد باهاش بسازه اما یواش یواش با احترامی که بهش می گذاشت تو دل زن اول جا گرفت بطوری که توی یک خونه زندگی میکردند هر چند حسن آقا ی اتاقی جداگانه اون طرف حیاط منزل ساخته بود اما تقریباً همیشه پیش هم بودند و با هم مسافرت می رفتند و علاقه آنها بهمدیگه زیاد شد و تا حالا همپشت تر از اونها انگار کسی نیست و هردو عاشق همسر. همسرشون همیشه میگه از روزی که دو تا زن گرفتم ارتباطم با مسجد بیشتر، حرفهای نابجا و توقفهای بی جای خارج از منزل کمتر  و از حیث لذت زندگی بسیار بسیار راضی تر هستیم.(نقل از رمضانعلی)

نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : یکشنبه 1 دی 1392
نظرات
من با چند همسری شوهرم موافقم

بهش گفتم وبلاگ چند همسری رو دیدی؟ دارن فرهنگ سازی چند همسری می کنن؟

با تعجب گفت کی این کار و کرده؟

گفتم با اجازه شما آقامون! گویا چشماش داشت از حدقه درمیومد!

با تعجب تموم نفسشو تو گلوی حیرتش حبس کرد و بلند گفت: «چی؟!» باورش نمی شد،

گفت خدا مرگم! نکنه آقات یکی دیگه دارن و تو خبر نداری؟

گفتم مگه عیب داره؟
باز با تعجب بیشتر گفت دختر تو دیوونه شدی!

گفتم مگه عیبه؟، مگه کار ناشرعی کردن؟ هنوز که نیاوردن تازه دارن تو جامعه فرهنگ سازی میکنن حالا بذار بیارن بعد گله کن؟!

گفت اگه ی همسر دیگه بیارن چی؟

گفتم: خب مشکلی نیست تازه مباهات میکنم که همچین جربزه ای دارن و می تونن مدیریت بیشتری داشته باشن. دیگه نمی دونست چی بگه، بنده خدا گیچ شده بود و زبونش بند اومد ولی هی منو منع می کرد!

گفتم ما که نیومدیم حلال خدا رو بر شوهرمون حروم کنیم یا در خیر رو ببندیم.


بهش گفتم ببین فرض کن امشب آخر عمرمون باشه اگه با اصل مسلّم شرعی و قرآنی مخالف باشی و بمیری بهتره یا با باور دینی محکم اون رو قبول داشته باشی و بمیری؟ مهم اینه با نیت پاک و با اعتقاد درست زندگی کنیم تا پیش خدا و پیغمبر و ائمه روسفید باشیم.

گفت یعنی نمی ترسی اگه یه هوو برات بیارن؟

ادامه مطلب
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : دوشنبه 25 آذر 1392
نظرات

 

 کاش ازدواج مثل انتخابات می بود!

چند تا نامزد توسط مادرمون تأیید صلاحیت میشدن، میومدن از هنرها و برنامه هاشون میگفتن،

ماهم سر فرصت، بابصیرت و آگاهی کامل همسرمون رو انتخاب میکردیم

و این حماسه هر چها سال یکبار تکرار می‌شد


برچسب‌ها: خاطرات چند همسری ,
 
 
وبلاگ چندهمسری برای تبیین مسئله و آگاهی بخشی پیرامون آن به جامعه در چهارچوب شرع مقدس اسلام فعالیت میکند تا اندیشه ها و باورهای نادرست را اصلاح نماید و نظرات و تجربیات کاربران محترم را در اختیار همگان قرار دهد. برازنده شخصیت دینی هرکس به رعایت ضوابط و مقررات و اخلاق در چهارچوب شرع مقدس اسلام است. لذا خدا محوری به جای دیگر محوری پایه و اساس فعالیتهای دینی - فرهنگی ماست.
شما میتوانید از طریق ایمیل: chandhamsari@gmail.com پیامها، اطلاعات، مطالب علمی و ... و یا در خواست همسریابی خود را ارسال نمایید. و یا با شماره 09351520403 تماس بگیرید.

ذبیح خراسانی
. ذکر روزهای هفته . دانشنامه عاشورا