تبلیغات
حدیث موضوعی چند همسری (chandhamsari.ir) - مطالب مخالفان چند همسری
پایداری خانواده و تکثیر نسل در سایه چند همسری اسلامی از ضرورت‌های امروز ماست.
 
میدانیم تعدد زوجات طبق آیات قرآن و سنت اهلبیت (ع) جایز است، از طرفی جمعیت دختران و زنان مجرد بالای 25 سال رو به افزایش و سن ازدواج بالا رفته و نیز اقبال مردان مجرد به ازدواج کاهش یافته است شما فکر می کنید درباره دختران و زنان مجرد چه باید کرد؟




تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

تاریخ روز
















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
 
 
نویسنده : یوسف آل طه
تاریخ : جمعه 6 اسفند 1395
نظرات
دوستم بود اومد کلی باهام بحث کرد

البته همیشه بهم میگفت واقعا مَردی!
اینکه تونستی یه زن دیگه بگیری و زنت هم راضی باشه و ... واقعا مَردی!


ادامه مطلب
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : جمعه 16 اسفند 1392
نظرات
گفتگو: مسلمانی کجایی که یادت بخیر؟مرد با غیرت کجایی که یادت بخیر؟

جمعه 16 اسفند 92 09:34
آره خوب راست میگید راه مخفی کاری دوز وکلک ودروغ (فریب در ازوداج) را باید خصوصی کرد وگرنه ملت می فهمن اعتراض میکنن .شما هم که نمیخوای وبلاگت معترض داشته باشه همه باریکلا بگن اعتراض به دین خدا ؟ نه به تو مرد ایرانی تربیت شده دست پدر ایرانی .خصوصی کن ... یاد دادن به زنهایی مثل ... که چند سال رابطه داشته والان ادعا میکنه زن اول اونه. ببین خودشون هم نمی خوان قبول کنن دومی باشن چون میدونن که دارن با زندگی یک زن چه میکنن. خصوصی بهتر میتونی دروغ یادشون بدی عشوه یادشون بدی خام کردن مرد و خونه های مخفی دزدکی تا آخر عمرشون زندگی کنن ومثل یک تبعیدی .بچه هاشون هم نتونن با پدرشون راحت تو یک پارک قدم بزنن تا آخر عمرشون که مبادا زن اولش بفهمه . عجب مرامی یاد میدی که تو هیچ آیه وحدیثی یافت نمیشه.
مسلمانی کجایی که یادت به خیر مرد با غیرت کجایی که یادت بخیر .زینب سالار زن صحرای کربلا حسینت را کشتند وشمرها بر سینه اش ایستادند .
حسینی که تا به خیمه ها حمله میشد از جا برمیخواست وچشم چرانهای بی غیرت عقب میکشیدند کو ان غیرت مردانه حسین .از مردانگی تو حسین جان، فقط نان دادن چندهمسر ی اونهم مخفی ماندن در حالی که ناموست کنار هم وکنار تو به جهاد آمدند .
اما اینجا ایران است باید مخفی ودر گوشه وکنار شهر در خفت باشند .
فکر کنم مرام حسین را هم نیاموختید چه برسد به راه وشیوه شیعه پروری حسین (ع) .این هم شد وبلاگ تبلیغ چند همسری
باعث تاسفه

پاسخ شما :
 
شما ظاهرا مطالب دیگه ای را که گفتیم؛
 بهترین زندگی مخفی کاری نیست بلکه آشکار بودن زندگی چند همسری است را ندیدید، مطلبی که گفتیم بهترین زندگی چندهمسری زندگیی است که با رضایت همسر و با کمک او انجام شود را ندیدید، گفتیم بهترین زندگی دیدن چرخه چند همسری است و .... را ندیدید.
بلکه از همه مطالب اونی که میتونستید روش مانور بدید ومخالفت خود را اعلام کند روخوندید.
 اما
آدم یک موضوع خاص را آنهم بعد از دها إلّا و الّتی که نمیاد به همه مردم عمومیت بدهد. خیلی از مادرها و پدرها با روابط پنهانی و نامشروع فرزندانشون گیر نمیدن و حتی متأسفانه به روشون میخندند و گاهی همین روابط نامناسب را بصورت علنی خودشون بهشون اجازه می دهند! اما وقتی بحث از شرع میشود چون با مزاق ما تلخ است چطور روضه امام حسین رو مصادره به مطلوب میخونند! اینکه یک زن بیوه شد هزاران چشم ناپاک به دنبالش راه میفته و مورد آزار جامعه قرار میگیره ولی با ازدواجش همه آبها از آسیاب می افتد این کجایش حفظ ناموس نیست؟ نجات یک زن از تیررس آلوده شهوت پرستان و بی غیرتان کجایش با مرام حسین ع ناخواناست؟ کجایش بی غیرتی است در حالی که جلو بی غیرتان ایستاده است؟
هی با چند همسری مخالفت کنیم تا زنهای مجرد را در خانه های تیمی بیشتر ببینیم و به آنها برای فاسد کردن جوانها جولان بدیم! این غیرت است اما یک زن را از این خانه های تیمی بیرون کشیدن هرچند تحت لوای چند همسری، بی غیرتی است؟ این سکوت جامعه و بار مسئولیت را بدوش نکشیدن توسط مردان توانمند و معتدل را عین غیرت می دونید؟ معتاد کردن زنان و مردان و دختران و پسران به مسائل جنسی بخاطر نبود این فرهنگ اسلامی، این غیرت ناموسی است؟؟؟؟!!!!
ما نمی خواهیم که همه به ما بارک الله بگویند. ما هدفمون خداست و این توفیق را امروز پیدا کردیم در این سنگر با مخالفین این سنت اسلامی محاجّه کنیم تا حقیت احیا شود. از خود نمی پرسید چرا حسین کشته شد؟ یکیش به خاطر همین بود که چون این مفاسد هم در جامعه زیاد شده بود که اگر بخواهد کنترل شود باید سنت رسول خدا ص احیا شود. شما میتونید اشک چشمتون را پاک کنید و برای حسین ع دیگر گریه نکنید چون آن حضرت چند همسر داشت که شنیدنش خلاف سلیقه شماست!! فرزندان طاهرینش نیز همین سنت را داشتند که با احساس شما مخالف است!
ولایت را چگونه می توانید قبول کنید در حالی که روش آنها به سلیقه شما جور در نمی آید. هر چه عیب است از مسلمانی ماست که از اسلام فاصله داریم و اسلام را به سلیقه خودمان برداشت می کنیم و با هم مبارزه می کنیم. ما سعی میکنیم امور کارشناسی شده را در جامعه ترویج بدهیم که با سنن نبوی و علوی مخالفت نداشته باشد.
ما اسلام را تبیین می کنیم تا نگویید مسلمانی کجایی که یادش بخیر! ما به شما کمک میکنیم تا غیرت نسبت به مرد خود نشان ندهید تا در محضر معصومین علیهم السلام محکوم به کفر نشوید. اماباز هم می گوییم در کشور ما این مسیر پر خطری است و قبیح است باید شرایط و حدود و صغور آن را بشناسیم تا این سنت را زشت نبینیم و به خاطر ندانم کاری تأسف نخوریم.

برچسب‌ها: غیرت و چند همسری ,
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : جمعه 16 اسفند 1392
نظرات
  گفتگو با بانو: باید زن باشی که بتونی درک کنی که چند همسری محاله
بانو
جمعه 16 اسفند 92 01:08

بانو گفت:
باید زن باشی تا بتونی درک کنی که این امر محاله. مرد برای همسرش حکم ناموسش را داره. فکر نکنید فقط مرد غیرت داره.نه! من حاضرم تمام داراییم را با دیگران شریک بشم ولی همسرم را نه.
چرا به اسم دین خودتون را گول میزنید. شما از دین ودینداری از تمام زندگی ائمه و رسول خدا فقط همین اندازه درس گرفتید.
اگر چند سال دیگه تعداد مردهای مجرد زیاد شد چی دارید بگید. قران خدا را میخواهید چطور تفسیر کنید.

اگر زبونم لال بحث چند شوهری باب بشه شما همینقدر سنگش را به سینه میزنی. چه فرقی میکنه؟ همونطور که یک مرد شریک شدن همسرش با دیگران براش ننگه ؛ برای زن هم همینطوره. عزت نفس برای چیه؟ چرا نمیاد بگید بهشون غریزه ی حیوانیشون را با معنویات سرکوب کنند. چرا دارید عقب گرد میکنید؟
خویشاوندی دارم که یک سال بعد ازدواج شوهرشون دچار حادثه شده بود. از کمر به پایین فلج بودند. بنابراین هیچ رابطه ای نداشتند. این خانم و اقا همچنان به مدت 48 سال باهم زندگی کردند مثل یک خواهر و برادر. تا این که اقا فوت شد. چندین بار اقا از خانم خواهش کرد که جدا بشه و زندگی جدید تشکیل بده. این خانم زیر بار نرفت. میگفت مگر همه چیز زندگی همخوابی و مسائل جنسیه. خجالت اوره.
ای کاش نویسنده ی خانم هم در وبلاگتون داشتید. اصلا چند تا از شما اقایون نویسنده بیش از یک همسر دارید؟
خوشبحالمون. وبلاگ های همسر دوم کم بود شما هم تشریف اوردید. گل بود به سبزه اراسته شد.
دلم میخواهد خیلی چیزها بنویسم ولی افسوس . تا از پنجره ی چشم یک زن نگاه نکنی نمیتونی زشتی چند همسری را ببینی. هیچ زنی به اراده وخواست خود رضایت به داشتن هوو نمیده. و نمیدونید زنی که سرش هوو میاد چطور روح ؛شخصیت و غرورش کشته میشه. واقعا براتون متاسفم. واقعا

پاسخ شما :
انگار زن من زن نیست که درک کرده آره؟؟ مردکه میتونه چند تا همسر بگیره به خاطر حفظ ناموس الهی است نه خیانت. خب این حسادت شما روکسی نمیتونه پاسخ بده جز عقاب و عذاب الهی در قیامت. اگر مشتاق عذابید همین خصوصیت رو در خودتون نگه دارید اما اگر از عذاب خدا میترسید بهتره نفستون رو مطابق آیات قرآن تربیتش کنید تا نه در دنیا نه در آخرت ضرر نکنید.

اگه قبول دارید این سنت رسول الله و اهلبیت علیهم السلام است چرا ازش گریزان هستید؟ مگر شما خونتون رنگین تر از زنهای آن بزرگواران است؟؟ یعنی شما بهتر می فهمید یا آنها؟
مدیریت دست خداست نه خلق خدا. اگر باعث مکبود فرزند مخلوق باشد باید در محضر خدا پاسخگو باشد که فلسفه خلقت را قطع کرده است اگر باعث کمبود خدا باشد باز همه تسلیم خداییم و بر مردان مؤمن حرجی نیست.
فعلا که ما آخرین امتها هستیم و قرآن آخرین کتاب آسمانی است که بعد از اون کتاب دیگری نخواهد امد و در این کتاب آیات چند شوهری وجود ندارد و بلکه زنای محصنه تقبیح شده و هر کس مرتکب شود عذاب و عقاب دنیا و آخرت برایش در نظر گرفته شده است.ولی اگر با فرض محال این قضیه برعکس شود باز مردان هستند که در این امتحان الهی قرار گرفته اند که با دلایل مختلف چنین فرضی از محالات است و با آفرینش انسان ناسازگار است یعنی اگر می خواست چنین میشد باز باید زنان، مرد می شدند و مردان زن می شدند که الان همان است که یک عده ای مردند و عده ای زن هستند و در خلقت کار عبث نمیشود. خدا غریزه جنسی را بعنوان نعمت به انسان داده است و کسی حق سرکوب ندارد بلکه باید در جهت اهداف الهی و فلسفه آفرینش قرار گیرد. بله شهوترانی را باید لگام زد اما چند همسری که شهوت رانی و فقط همخوابگی نیست، هرچند لذت جنسی در ان بیشتر هست.
اینکه یک زن میتواند طلاق بگیرد اما نمی گیرد و ایثار میکند، اینکه یک مرد میتواند طلاق بگیرد و نمیگیرد این به خاطر وفاداری به پیمان زناشویی است که بسته است ولی این معنایش این نیست که اگر مرد رفت و زن دیگری را گرفت خیانت کرده بلکه اگر زنش خوب همسری می کند و او به خاطر امیال شهوانی و شیفته زن دیگری شدن او را طلاق داد اینجا می گویند به همسرش ظلم کرده است که بعد از اینهمه خوبی او را به خاطر دیگری طلاق داد. ولی اگر طلاق ندهد و رعایت هم بکند و زن دیگری هم بگیرد اینها هیچ منافاتی با هم ندارد نه ظلم است، نه خیانت است، خصوصا که اگر با اهداف عالی پیوندهای چند همسری را داشته باشد خیر دنیا و آخرت نصیب همه اعضای خانواده میشود. خب این خانم هم که مردش مرد خوبی بوده و در پای زندگی همین زن دچار حادثه شده است کدام وجدان قبول میکند که او را رها کند مگر تحت شرایطی که عقل و عرف بپذیرد که ایشان باید جدا میشد، اینجا مخیر است که برود یا بماند. من یکی از آقاین رو می شناسم چهارتا همسر داره که یکی کره یکی گنگه یکی شله و یکی سالمه، کدوم مرد میره اینطور زنهای ناقص العضوی را بگیره؟ این ایثار نیست؟ این خلقیات حسنه کجاش خجالت آوره؟ چه ربطی به این بحث داره که با این موارد بیاید با مسئله چند همسری مورد تأیید قران مقابله کنید؟ این مقابله کردنها و در برابر خدا ایستادنها خجالت آوره!
خواهر من الله جمیل و یحب الجمال لذا خدا چیز زشت رو جواز نمیده از خدا بدوره که ی کار زشت را به انسان جواز بدهد. حالا اگه شما نعوذ بالله از خدا بیشتر میفهمید بگید که مردم به پرستش شما در بیایند وتسلیم شما باشند در حالی که شما خود محتاج همسرتان هستید و از خالقیت بدورید.
ما از پنجره خدا به پدیده ها نگاه می کنیم نه از پنجره زن و نه از پنجره مرد. این تفکر اومانیستی غرب است که خود محوری را به جای خدا محوری پسندیده است و به بن بست رسیده است.
یعنی زن امام حسن ع که مادر امام زادگان واجب التعظیم بود به هوو داشتن راضی نبود؟ یعنی زن امام حسین ع که مادر امام سجاد ع بود به هوو داشتن راضی نبود؟ یعنی زن امام سجاد ع که مادر امام باقر ع بود به هوو داشتن راضی نبود و همینطور بقیه امامان دیگر و همینطور عالمان دینی از صدر اسلام تا کنون و همینطور مسلمانان جهان که چند همسر دارند همه آنهازنانشان ناراضی هستند؟ آیا اینها زنان کم شخصیتی شدند؟ چون شما خودتان راضی نیستید آیا باید بقیه هم مثل شما ناراضی باشند؟ آیا فکر میکنید همسر من ودوستان من باید مثل شما ناراضی باشند؟ آیا اینها مجبورند که قبول کنند در حالی که کاملا مختارند؟ آیا اینها ذلیل و حقیر و خار شدند در حالی که عزیزتر و با شخصیت تر و سرشان بالا گرفتند و زندگی می کنند؟ این چه حرفیه؟ این دقیقاً احساسات زنانه است که گاهی جلو پنجره عقل و ایمان را هم میگیرد و نسبت به مرد شما را با غیرت می کند و این همان کفری است که امام صادق ازش یاد میکند.
شما میتونید همسرتون را متقاعد کنید که زن دیگری را نگیرد چون بهتون سخت می گذرد اما نمی توانید در مقابل خدا تسلیم نباشید وبا آیات الهی مبارزه کنید و آنها را زشت تلقی کنید. مواظب اسلاممان باشیم.
حالا دیدید که ما دست گذاشتیم روی یک مسئله مهم و سنگین اسلامی البته در کشور ایران نه در دیگر کشورهای مسلمان. یا ایهاالذین آمَنوا آمِنوا: ای کسانی که ایمان آوردید، ایمان بیاورید. این آیه یعنی چی؟ یعنی ایمانهای کهنه خودتون رو دور بریزید و ایمانتان رو نو کنید. امیدوارم در استانه سال نو این بحث هم باعث ترقی ایمانمون بشه.

نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : سه شنبه 22 بهمن 1392
نظرات


گفتگوی چند همسری زیبا

یگانه مانع ،فرهنگ حاكم بر جامعه است كه ازدواج سهل و حیات بخش اسلامى را به عنوان تنها راه حل لازم الاجرا نمى­ پذیرد.
این كه می­گوییم:" فرهنگ جامعه نمى پذیرد" به عبارت صحیح­ تر به معنى عدم پذیرش كل جامعه نیست؛ بلكه مخالفت اصلى در زنان شوهر دار و پدران و مادران است كه بیشتر افراد گروه دوم در اصل احساسات جنسى نوجوانان خود را به رسمیت نمى­ شناسند و در مورد ازدواج تا سالیانى دور، آن­ها را به مكیدن سماق دعوت مى­ كنند، در حالی­كه ...
عده ­اى از نوجوانان این فرمان را اطاعت مى­ كنند وعده قابل توجه دیگر راه آسانتری پیدا می­کنند.
گروه اول كه زنان شوهردار باشند سایه ازدواج مجدد و موقت را با تیر سه شعبه كینه،  بى­ منطقى و بى ­انصافى مورد هدف قرار داده ­اند.
در عالم خیال، خانم شوهردارى را تصور مى ­كنم كه از طرفى مادر یك نوجوان و از طرف دیگرهمسر مردى است كه هر دو یك نقطه مشترك دارند و آن ناراحتی هر دو نفر در اثرشنیدن پیشنهادهای ارائه شده در مورد لزوم ازدواج نوجوانى و ترویج ازدواج موقت و مجدد است. هر دو حق مسلم خود را مطالبه مى ­كنند، ایشان كه آب را از جانب ما گِل آلود شده مى­ بیند در حال اعتراض وارد شده و بى ­مقدمه چنین آغاز سخن مى كند:

س: منظور شما از این پیشنهادها چیست؟ آیا قصد نابودى خانواده­ ها را دارید؟

ج: مى ­خواهیم ازدواج به اقسام مختلف آن به عنوان تنها راه حل براى ایجاد آرامش جنسى در جامعه مورد عمل قرار گیرد و قصد ما تحكیم خانواده­ ها است نه نابودى آن­ها.

س: ممكن است توضیح بیشتری دهید؟

ج: پیشنهادهای ما چند بخش است و بخش مهم آن در مورد نوجوانان است، ما می­گوییم تمام افرادى كه داراى احساسات جنسى بیدار هستند اگر چه نوجوان باشند باید بتوانند ازدواج كنند و هیچ­كس حق ندارد در این مسیر سنگ اندازى كند، بلكه وظیفه تمام خانواده­ ها است كه به این كار كمك کرده وآن را آسان كنند؛ یعنى بعد از بلوغ جنسى [در سن دانش آموزى] ازدواج باید به عنوان جایگزین رابطه­ های نامشروع دختر و پسر مورد استفاده قرار گیرد.
 
ازدواج رفاقتی
ما در این رابطه، طرحى به عنوان ازدواج رفاقتى تهیه كرده­ ایم.

س: جواب مرا ندادید چگونه مى­ خواهید خانواده­ ها را استحکام بخشید؟
ج: قسمتى از جواب را عرض كردم تحكیم خانواده به آن است كه رابطه­ های جنسى در غیر چهار چوب آن، وجود نداشته باشد. از چیزهایى كه در غرب، خانواده­ها را از هم پاشیده است روابطه­های جنسى آزاد است، ما با پیشنهاد ازدواج در دوران نوجوانى زمینه فروپاشی خانواده را از بین مى­بریم.

س: منظورم از تزلزل خانواده این مورد نبود.

ج: بله متوجه هستم شما نگران ازدواج مجدد شوهر خود هستید و فكر مى ­كنید این كار خانواده شما رامتزلزل خواهد كرد.
پس اگر اجازه داده و قدرى آرامش خود را حفظ كنید، بحث را از ابتداى فلسفه وجودى ازدواج مجدد شروع كنیم تا به تدریج به جواب سؤال شما نیز برسیم.

س: پس به نظر شما ترویج ازدواج موقت و مجدد، فلسفه هم دارد؟

ج:درست است و به نظر ما یکی از فلسفه تمامى انواع ازدواج­ها از جمله ازدواج مجدد، آرامش جنسى است و درحال حاضر این آرامش در جامعه ما به هم خورده است و همچنان كه هر چیز نشانه ­اى دارد، نشانه به هم خوردن آرامش جنسى نیز شیوع روزافزون رابطه­ های نامشروع و فحشا است که چهره زشت خود را ظاهرساخته است.
لذا ما به كمك این دو نوع ازدواج [مجدد و نوجوانی] در كنار ازدواج دائم، به عنوان وسیله­ اى براى از بین بردن زمینه فحشا به طور کامل نیازمندیم و به این علت بر رواج این دو ازدواج تأكید داریم.

س: آیا نظر شما این است كه همه مردان چند همسرى اختیار كنند آیا این هرج و مرج نیست؟

ج: ما فكر مى­كنیم مردانی که احساس نیاز جنسى مى­كنند و آن را در رابطه زناشویى با همسر خود برطرف نشده مى­یابند، باید به جاى رو آوردن به بازار آزاد فساد و فحشا و یا سركوب غرایز ـ كه آن هم آلودگى رفتارى ایشان به انحراف جنسى مانند چشم چرانى و با عرض معذرت درمواردى استمناء و یا رفتن به سراغ فیلم و عكس سكسى را به دنبال دارد ـ از ازدواج موقت یا مجدداستفاده كنند.
البته ما این نوع ازدواج را به هیچ وجه بدون رضایت همسرانشان توصیه نمى­كنیم؛ چون در شرایط فعلى كه عدم پذیرش شدید در آن­ها وجود دارد باعث ایجاد تلخى در زندگى آن­ها خواهد شد.
در حالی كه احساس مى­كنم كمى خیالش راحت شده، جابه جا شده و مى­گوید:

توصیه عجیبى است! كدام خانم به ازدواج مجدد یا موقت شوهرش راضى می شود؟ زن­ها حاضرند با شیطان زیر یك سقف باشند اما با هوو نه.

ج. چاره­ اى نیست، گاهى وقت­ها باید دردهاى بزرگى را به جان خرید تا از دردهای بزرگتر نجات یافت و شاه نكته كلام نیز همین است. مامعتقدیم بر اساس واقعیت­های موجود، باید باب بحث واقع گرایانه را با خانم­هاى محترم باز نمود و با كمال احترام از آن­ها خواست كه واقعیت­ها را [هر چند هم خوشایند نباشد] قبول کنند.
س: منظور شما كدام واقعیت است؟
ج: واقعیت، دو چیز است:
اول: رو آوردن تعدادى از مردان زن دار به بازار آزاد
دوم: [كه مهم­تر است] وجود تعداد بسیار زیاد زنان بیوه و دخترانى كه به تعداد آن­ها مرد مجرد و یا پسر وجود ندارد یا باید این گروه تا آخر عمر مجرد بمانند و یا این كه باب چند همسرى برایشان گشوده شود. البته اگر بعضی از آن­ها به جاى همسر دوم بودن، ترجیح دهند تا آخر عمر مجرد بمانند بر كسى ملامتى نیست.
پس اگر از مطلب اول كه حول رفع نیاز جنسى عده بسیارى از مردان متأهل است صرف نظر كنیم نیاز به چند همسرى براى سروسامان یافتن تعداد زیادى از زنان و دختران اضافه برتعداد پسران مجرد به صورت انكارناپذیری وجود دارد.

س: شما این واقعیت را مى بینید! اما واقعیت بزرگ دیگرى را نمى بینید كه اگر مردان زن دار دوباره ازدواج كنند نسبت به زن اول خود میل کمتری خواهند داشت؟
ج: از شما مى­پرسیم: در خانواده­ هاى عرب، كه حتی به جاى دو همسر، سه یا چهار همسر همراه یك مرد زندگى مى­كند آیا سردى حاكم بر رفتار آن­ها است؟ به طور حتم این طور نیست. پس مى­بینیم هر زن دومى باعث بی­ میلی رابطه خانوادگى زوجین نخواهد شد، بلكه باید مسأله را در رفتار و طرز فكر زنان شوهر دارجستجو كرد كه با وجود زن دوم، شوهر را از دست رفته حساب مى­كنند و نیز برخی مردان ما، با رسیدن به زن جدید، زن اول را رها می­کنند و حقوق او را فراموش می­کنند. باید در این زمینه فرهنگ سازی شود تا مشکل هایی از این قبیل به وجود نیاید.
به نظر ما، زنان قدرت بسیارى دارند و می­توانند به جاى عكس­ العمل منفى مانند بدخلقى و عدم تمكین وكارهاى دیگر [كه به وسیله آن شوهر را به طوركامل از آن­ها دور مى­كند]، آن­چنان جاذبانه و عاشقانه وعاقلانه ـ نسبت به همسر دوم ـ با شوهر برخورد كنند كه هم عشق و هم احترام شوهر را به خود جلب نمایند و خود را بیش از پیش، در دل شوهر جاى دهند.

س: ولى به هر حال، دو محبت در یك دل جا نمى­ گیرد.

ج: اگر شما گلى مثل یاس را دوست دارید آیا این دلیل است كه گل محمدى را دوست نداشته باشید؟

س: شما با این حرفهایتان به زنان شوهردار ظلم مى­كنید.

ج: آیا ظلم به زنان شوهر دار بداست اما ظلم به آنان كه به خاطر منع چند همسرى توسط اجتماع تا آخر عمر، از ازدواج محروم مى­مانند خوب است!؟ چرا زنان را از حقّ خویش محروم کنیم؟ هر زنی حق دارد و علاقمند است در پناه خانواده و همسر باشد

س: در مورد آن­هم سرانجام یك راهى پیدا مى­شود، در این مورد كارشناسى دقیق باید صورت گیرد.

ج: آیا كارشناسى هر چه دقیق باشد مى­تواند براى جمعیت دو میلیونى دخترانی که اضافه از پسران هستند ـ ۵/۵میلیون دختر در مقابل ۵/۳ میلیون پسر در سن ازدواج ـ فكرى كند؟ از كجا باید به این مقدار پسر مجرد ازدواج نكرده دست پیدا کرد؟ البته فقط در عالم خیال، مى­توان ماشین­هایى را تصویر نمود كه در یك شب، دو میلیون پسر مجرد تحویل دهد ولى این بیشتر به مضحكه شبیه است تا خیال.
آیا كارشناسى دقیق مى­تواند براى زنان بیوه كه بالغ بر یك میلیون نفر هستند مرد مجردِ یك بار ازدواج كرده بیابد!

س: بسیارى از زنان بیوه به  ازدواج نیازى ندارند.

ج: اگر آب پیدا شود شناگران اعلام آمادگى خواهند كرد؛ شما موقعیت را فراهم كنید آن وقت مشاهده مى­كنید كه آن­ها اظهار نیاز مى­كنند یا خیر.

س: مثل این كه شما غیب گو بوده و از ضمیر باطنى افراد مطّلع هم هستید.

ج: نیاز به اطلاع از غیب نیست، چون به طور کامل عیان است. مى­دانیم كه نیازجنسى ـ عاطفى آن­ها با بیوه گى نمرده است و بلكه نیاز آن­ها حتى از دختران [كه طعم ازدواج را نچشیده­ اند] نیز بیشتر است و به هرحال، نیاز آن­ها از خانم­هاى شوهردار اگر بیشتر نباشد كمتر نیست.

س: آدم زنده وكیل وصى نمى­خواهد.

ج: اگر راهى دو جهت داشته باشد و كسى یكى از آن دو را طى كند دلیل آن است كه آن را برگزیده است و باید گفت وكیل و وصى نیاز ندارد؛ اما اگر در عمل، برایش یك راه بیشتر وجود نداشته و نیز جو اجتماعى و فرهنگ حاكم بر آن، بر زبان فرد مهرزده باشد چگونه مى­ شود گفت به اختیار خودش آن راه را طى كرده است! او مانند فرد تشنه ­اى است كه دستهایش را بسته­ اند و زبانش نیز جرأت خواهش آب را ندارد، آیا او تشنگى را برگزیده است؟!
اجازه دهید عرض كنم مثال زنان شوهردار در این مورد مانند فرد شکم سیرى است كه از گرسنه خبر ندارد و سواره­ اى است كه از پیاده بى­ خبر است و به طوردائم نیاز او را انكار مى­ نماید.

س: فرض كنیم حرف شما درست باشد. آیا شما مى­ توانید جوابگوى تزلزل و یا از هم پاشیدن بعضى از خانواده ­های آن­ها باشید؟

ج: بسیارى از خانواده­ ها سال­ها است كه به لحاظ روانى، متزلزل شده و یا حتى از هم پاشیده است، زن و شوهر دوجسم بى­ روح در كنار هم هستند و یا در بعضی از خانواده­ ها تعدد همسر هست منتها از راه نامشروع!!!!!
پس راه جبران تزلزل خانواده­ ها جلوگیرى از چند همسرى نیست؛ بلكه باید كارى كرد كه پیوند روحى وجسمى زن و شوهر در هیچ شرایطى لطمه نخورد و این ممكن نیست مگر با توجه و عنایت خاص به رابطه جنسى ـ عاطفى زوجین و تلاش در جهت اصلاح آن در مواردى كه لطمه دیده است. همچنین حركت در جهت لذت بخش­تر كردن رابطه­ های جنسى ـ عاطفى زن و شوهر كه پایدارى هر چه بیشتر خانواده در گرو آن است.

س:مطلب آخر آن كه: فكر نكنید اگر خانم­ها در مقابل شما جوابى نداشته باشند سخنان شما را پذیرفته­ اند!

ج: حرف آخر ما آن كه آن­ها را با وجدانشان تنها مى­گذاریم. البته هر قانونى جایگاهی دارد و ممكن است از آن در غیر جاى اصلى سوء استفاده شود و از آن جمله، تعدد همسران است كه زن­هاى ایرانى [به خون مردان چند همسر تشنه اند و] هوو را دشمن خونى و برهم زننده آرامش و آسایش زندگى می­دانند؛ حال آن كه در جامعه ما به طور معمول، اكثر كسانى كه بسوى تعدد همسر می­روند اقدام آن­ها بدون رضایت زن اول یا حتى به خاطر اختلاف و كشمكش با همسر اول است و این خود ضد تبلیغ در این زمینه است. به این مطلب ضد تبلیغ­ هاى دیگر، مثل ازدواج پیرمرد را با دختر جوان به عنوان زن دوم را اضافه کنید [تنها برداشتی كه مردم ازآن می­كنند هوى و هوس و هرزگى است].
این­ها از جمله مطالبى است كه دست به دست هم داده و بلایى را كه بر سر این قانون متروك شده آمده است را تشدید می­كند؛ ولى ممكن است در دین زنده، زیبا و موقعیت شناسى مثل اسلام، قانون­های زشت و نادرست وجود داشته باشد؟ [مثل تعدد همسران ولو ناخود آگاه از مصادیق آن فرض شود] پس اشكال كار كجا است؟ جواب آن است كه عیب اگر هست از مسلمانى ما است. حقیقت آن است كه اصل مطلب قابل انكار نیست كه بدون تعدد همسر، سر عده زیادى بى كلاه می­ماند ـ چنانچه آمار زنان بیوه ایران آن طور كه گفته شده، میلیونى باشد ـ واگر راه حرام را بسته بدانیم باید از راه حلال این مشكل را حل كنیم.
پس جایگاه «تعدد همسر» را به عنوان یك راه حل باید شناخت.

 منبع : http://www.jonbeshnet.ir

 


نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : دوشنبه 16 دی 1392
نظرات
مشکلات چند همسری 4 – نگرشهای ناروا نسبت به فرزندان

از دیگر مشکلات و نگرانیهایی که در عرصه چند همسری باید مورد بررسی قرار گیرد پیرامون روابط فرزندان با یکدیگر و نقش آنها در بوجود آوردن اختلاف بین همسران و فرزندان در زندگی چند همسری است. تصورات منفی جامعه ناشی از قبح چند همسری دامن فرزندان را رها نساخته و کوچکترین اختلافات بین فرزندان یک پدر و مادر را بسان کوه اختلاف تصور نموده تا سنت حسنه چند همسری را قبیح جلوه دهند در حالی که چه بسا در زندگی تک همسری اینگونه اختلافات نیز وجود داشته باشد. در اینجا به برخی از تصورات جامعه نسبت به فرزندان خانواده های چند همسری اشاره می نمایم:

ادامه مطلب
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : یکشنبه 15 دی 1392
نظرات
مشکلات چند همسری 3 – سخنان و نگرشهای ناروا نسبت به همسر دوم

1.خانه نشینی تا دم مرگ: 
برخی از متعصبین بر این عقیده هستند که اگر دختری ازدواج نکرد و همسر مطلوب او در زمان مناسب برایش نیامد دیگر دل ببرّد و به زندگی انفرادی تن دهد و خود را گرفتار مردان سن بالا یا دارای همسر نکند همچنین اگر شوهرش را به هر دلیلی از دست داده دیگه بنشیند توی خونه اش تا عمرش به پایان برسد چرا که زشت است که همسر اختیار کند و تن به شهوت بدهد. این تفکر باطل دقیقاً در مقابل براهین حق تعالی است که می فرماید: «إنّ خلق لکم من انفسکم أزواجاً لتسکنوا إلیها» چرا که سکونت و آرامش زن و مرد در کنار یکدیگر بودن مهیا می شود و این نیاز به آرامش و همسر در سنین بالاتر بیشتر می‌شود و به یک نیاز مبرم تبدیل می شود، اگر شوهر نکند چگونه به آرامش برسد و نیاز مبرم خود را جبران نماید؟ او که در قفس تعصب جامعه گرفتار شده و سالها زجر این زندان را با بی گناهی تحمل می کند چه کسی باید گناهش را گردن بگیرد؟ آیا خود این افراد متعصب که نفسشان از جای گرمی در می آید و از نعمت شوهر و کانون گرم زندگی و آرام بخش برخوردارند اگر به این مصیبت مبتلا بودند نکبت بی همسری را برخود روا می داشتند که نسبت به دیگران چنین قضاوتهای ناروایی را روا می دارند؟! آیا سفارشات پیامبر را نسبت به بیوه زنان به گوش شما نرسیده است و حتی ازدواج پیامبر با برخی از آنها را در تاریخ ندیده یا نشنیده اید؟ آیا سنت حمایت از زنان جامعه  خصوصاً بیوه زنان را در زندگی اهلبیت ع نشنیده اید؟ پس چرا باید با زندگی چند همسری مخالفت کرد. چرا نباید از الگوهای موجود در دین اسلام استفاده کرد و مشکلاتی هم اگر هست با الهام از آن بزرگواران برطرف نمود؟
ادامه مطلب
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : شنبه 14 دی 1392
نظرات

مشکلات چند همسری 2 – سخنان ناروا نسبت به زن اول

درباره سخنان ناروا و نگرشهای منفی نسبت به مرد در شماره قبل مطالبی را عرض کردم در این مقال درباره سخنان و نگرشهای ناروا و تحقیر آمیزی که از ناحیه اقوام و خویشان خصوصاً زنان نسبت به همسر اول زده می‌شود را طرح و مورد بررسی قرار می دهم. لحن برخی از این حرفها هر چند حقیقت داشته باشد اما تحقیر آمیز است و در همان ابتدای زندگی چند همسری، روح و روان خانواده ای که با اهداف مقدس شکل گرفته است را به مخاطره می اندازد. این سخنان نه تنها کمکی به استحکام خانواده نمی کند بلکه جنبه فضولی داشته و پایداری خانواده را بر هم می زند. 
برخی از این سخنان سخیف عبارتست از: 

1. زن مشکل داشته که همسرش سر او هوو آورده است؛ برخی فکر می کنند هر کس تجدید فراش می کند مهمترین علت آن این است که همسر اول او دارای مشکلات اخلاقی یا جسمی یا جنسی بوده است و شوهر نزد او زجر میکشیده و برای همین منظور همسر دیگری را اختیار کرده است. گرچه اینگونه مشکلات برای مرد از طریق تعدد زوجات قابل جبران است اما معلوم نیست که چنین باشد. شاید قابلیت مرد و استحقاق همسر دوم برای این زندگی باعث ازدواج دوم شده است. و اگر هم چنین باشد که آنها می گویند نباید با دید منفی به این قضیه نگاه کرد چرا که با وجود مشکلات فوق باعث وزش طوفان غرایض مرد در جامعه شده و چه بسا که عوارض مخرب آن دامن خانواده های آنان را نیز بگیرد در حالی که تعدد زوجات، رسماً این خطر را مرتفع می‌سازد.
ادامه مطلب
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : سه شنبه 10 دی 1392
نظرات

آیا خداوند در وجود زنان هم همچو مردان غیرت آفریده است؟!

در این خصوص روایات مهمی در منابع معتبر روایی وجود دارد :


1. امام صادق علیه السلام می فرماید:

غیرت ورزی روا نیست مگر برای مردان
و اما غیرت زنان در حقیقت حسادت است
و چون غیرت تنها مخصوص مردان است به همین دلیل خداوند بر زنان جز
شوهرشان را حرام كرده است ولی بر مردان چهار زن را حلال نموده است.
و خداوند كریم تر از آن است كه از سویی به زن غیرت بدهد و از سوی
دیگر برای مرد سه زن دیگر را علاوه بر آن زن حلال كند!
....
الكافی ج 5 ص 505 ح1
4. مردی نزد امام صادق علیه السلام از زن خود بسیار تعریف و تمجید كرد
حضرت فرمود:تا به حال غیرت او را آزموده ای؟
مرد گفت :نه! حضرت فرمود غیرتش را بیازما!
پس آن مرد چنین كرد و زنش هم ثابت قدم ماند.
[ و حسادت نورزید.]
خبر را به امام داد و حضرت فرمود: زن تو حقیقتا همانگونه است كه
تعریف كردی!
[چون حسود نیست و چشم دیدن هوو و یا سایر شریکهای جنسی حلال شوهرش را دارد.]
الكافی ج 5 ص505 ح5
ادامه مطلب
نویسنده : علی تهرانی
تاریخ : پنجشنبه 28 آذر 1392
نظرات

گفتگوی چند همسری زیبا

یگانه مانع ،فرهنگ حاكم بر جامعه است كه ازدواج سهل و حیات بخش اسلامى را به عنوان تنها راه حل لازم الاجرا نمى­ پذیرد.
این كه می­گوییم:" فرهنگ جامعه نمى پذیرد" به عبارت صحیح­ تر به معنى عدم پذیرش كل جامعه نیست؛ بلكه مخالفت اصلى در زنان شوهر دار و پدران و مادران است كه بیشتر افراد گروه دوم در اصل احساسات جنسى نوجوانان خود را به رسمیت نمى­ شناسند و در مورد ازدواج تا سالیانى دور، آن­ها را به مكیدن سماق دعوت مى­ كنند، در حالی­كه ...
عده ­اى از نوجوانان این فرمان را اطاعت مى­ كنند وعده قابل توجه دیگر راه آسانتری پیدا می­کنند.
گروه اول كه زنان شوهردار باشند سایه ازدواج مجدد و موقت را با تیر سه شعبه كینه،  بى­ منطقى و بى ­انصافى مورد هدف قرار داده­اند.
در عالم خیال، خانم شوهردارى را تصور مى ­كنم كه از طرفى مادر یك نوجوان و از طرف دیگرهمسر مردى است كه هر دو یك نقطه مشترك دارند و آن ناراحتی هر دو نفر در اثرشنیدن پیشنهادهای ارائه شده در مورد لزوم ازدواج نوجوانى و ترویج ازدواج موقت و مجدد است. هر دو حق مسلم خود را مطالبه مى ­كنند، ایشان كه آب را از جانب ما گِل آلود شده م ى­بیند در حال اعتراض وارد شده و بى ­مقدمه چنین آغاز سخن مى كند:
س: منظور شما از این پیشنهادها چیست؟ آیا قصد نابودى خانواده­ها را دارید؟
ج: مى ­خواهیم ازدواج به اقسام مختلف آن به عنوان تنها راه حل براى ایجاد آرامش جنسى در جامعه مورد عمل قرار گیرد و قصد ما تحكیم خانواده­ها است نه نابودى آن­ها.
س: ممكن است توضیح بیشتری دهید؟
ج: پیشنهادهای ما چند بخش است و بخش مهم آن در مورد نوجوانان است، ما می­گوییم تمام افرادى كه داراى احساسات جنسى بیدار هستند اگر چه نوجوان باشند باید بتوانند ازدواج كنند و هیچ­كس حق ندارد در این مسیر سنگ اندازى كند، بلكه وظیفه تمام خانواده­ها است كه به این كار كمك کرده وآن را آسان كنند؛ یعنى بعد از بلوغ جنسى [در سن دانش آموزى] ازدواج باید به عنوان جایگزین رابطه­ های نامشروع دختر و پسر مورد استفاده قرار گیرد.
 
ازدواج رفاقتی
ما در این رابطه، طرحى به عنوان ازدواج رفاقتى تهیه كرده­ ایم.
س: جواب مرا ندادید چگونه مى­خواهید خانواده­ها را استحکام بخشید؟
ج: قسمتى از جواب را عرض كردم تحكیم خانواده به آن است كه رابطه­ های جنسى در غیر چهار چوب آن، وجود نداشته باشد. از چیزهایى كه در غرب، خانواده­ها را از هم پاشیده است روابطه­های جنسى آزاد است، ما با پیشنهاد ازدواج در دوران نوجوانى زمینه فروپاشی خانواده را از بین مى­بریم.
س: منظورم از تزلزل خانواده این مورد نبود.
ج: بله متوجه هستم شما نگران ازدواج مجدد شوهر خود هستید و فكر مى ­كنید این كار خانواده شما رامتزلزل خواهد كرد.
پس اگر اجازه داده و قدرى آرامش خود را حفظ كنید، بحث را از ابتداى فلسفه وجودى ازدواج مجدد شروع كنیم تا به تدریج به جواب سؤال شما نیز برسیم.
س: پس به نظر شما ترویج ازدواج موقت و مجدد، فلسفه هم دارد؟
ج:درست است و به نظر ما فلسفه تمامى انواع ازدواج­ها از جمله ازدواج مجدد، آرامش جنسى است و درحال حاضر این آرامش در جامعه ما به هم خورده است و همچنان كه هر چیز نشانه ­اى دارد، نشانه به هم خوردن آرامش جنسى نیز شیوع روزافزون رابطه­ های نامشروع و فحشا است که چهره زشت خود را ظاهرساخته است.
لذا ما به كمك این دو نوع ازدواج [مجدد و نوجوانی] در كنار ازدواج دائم، به عنوان وسیله­ اى براى از بین بردن زمینه فحشا به طور کامل نیازمندیم و به این علت بر رواج این دو ازدواج تأكید داریم.
س: آیا نظر شما این است كه همه مردان چند همسرى اختیار كنند آیا این هرج و مرج نیست؟
ج: ما فكر مى­كنیم مردانی که احساس نیاز جنسى مى­كنند و آن را در رابطه زناشویى با همسر خود برطرف نشده مى­یابند، باید به جاى رو آوردن به بازار آزاد فساد و فحشا و یا سركوب غرایز ـ كه آن هم آلودگى رفتارى ایشان به انحراف جنسى مانند چشم چرانى و با عرض معذرت درمواردى استمناء و یا رفتن به سراغ فیلم و عكس سكسى را به دنبال دارد ـ از ازدواج موقت یا مجدداستفاده كنند.
البته ما این نوع ازدواج را به هیچ وجه بدون رضایت همسرانشان توصیه نمى­كنیم؛ چون در شرایط فعلى كه عدم پذیرش شدید در آن­ها وجود دارد باعث ایجاد تلخى در زندگى آن­ها خواهد شد.
در حالی كه احساس مى­كنم كمى خیالش راحت شده، جابه جا شده و مى­گوید: توصیه عجیبى است! كدام خانم به ازدواج مجدد یا موقت شوهرش راضى می­شود؟ زن­ها حاضرند با شیطان زیر یك سقف باشند اما با هوو نه.
ج. چاره­ اى نیست، گاهى وقت­ها باید دردهاى بزرگى را به جان خرید تا از دردهای بزرگتر نجات یافت و شاه نكته كلام نیز همین است. مامعتقدیم بر اساس واقعیت­های موجود، باید باب بحث واقع گرایانه را با خانم­هاى محترم باز نمود و با كمال احترام از آن­ها خواست كه واقعیت­ها را [هر چند هم خوشایند نباشد] قبول کنند.
س: منظور شما كدام واقعیت است؟
ج: واقعیت، دو چیز است:
اول: رو آوردن تعدادى از مردان زن دار به بازار آزاد
دوم: [كه مهم­تر است] وجود تعداد بسیار زیاد زنان بیوه و دخترانى كه به تعداد آن­ها مرد مجرد و یا پسر وجود ندارد یا باید این گروه تا آخر عمر مجرد بمانند و یا این كه باب چند همسرى برایشان گشوده شود. البته اگر بعضی از آن­ها به جاى همسر دوم بودن، ترجیح دهند تا آخر عمر مجرد بمانند بر كسى ملامتى نیست.
پس اگر از مطلب اول كه حول رفع نیاز جنسى عده بسیارى از مردان متأهل است صرف نظر كنیم نیاز به چند همسرى براى سروسامان یافتن تعداد زیادى از زنان و دختران اضافه برتعداد پسران مجرد به صورت انكارناپذیری وجود دارد.
س: شما این واقعیت را مى بینید! اما واقعیت بزرگ دیگرى را نمى بینید كه اگر مردان زن دار دوباره ازدواج كنند نسبت به زن اول خود میل کمتری خواهند داشت؟
ج: از شما مى­پرسیم: در خانواده­ هاى عرب، كه حتی به جاى دو همسر، سه یا چهار همسر همراه یك مرد زندگى مى­كند آیا سردى حاكم بر رفتار آن­ها است؟ به طور حتم این طور نیست. پس مى­بینیم هر زن دومى باعث بی­ میلی رابطه خانوادگى زوجین نخواهد شد، بلكه باید مسأله را در رفتار و طرز فكر زنان شوهر دارجستجو كرد كه با وجود زن دوم، شوهر را از دست رفته حساب مى­كنند و نیز برخی مردان ما، با رسیدن به زن جدید، زن اول را رها می­کنند و حقوق او را فراموش می­کنند. باید در این زمینه فرهنگ سازی شود تا مشکل هایی از این قبیل به وجود نیاید.
به نظر ما، زنان قدرت بسیارى دارند و می­توانند به جاى عكس­ العمل منفى مانند بدخلقى و عدم تمكین وكارهاى دیگر [كه به وسیله آن شوهر را به طوركامل از آن­ها دور مى­كند]، آن­چنان جاذبانه و عاشقانه وعاقلانه ـ نسبت به همسر دوم ـ با شوهر برخورد كنند كه هم عشق و هم احترام شوهر را به خود جلب نمایند و خود را بیش از پیش، در دل شوهر جاى دهند.
س: ولى به هر حال، دو محبت در یك دل جا نمى­گیرد.
ج: اگر شما گلى مثل یاس را دوست دارید آیا این دلیل است كه گل محمدى را دوست نداشته باشید؟
س: شما با این حرفهایتان به زنان شوهردار ظلم مى­كنید.
ج: آیا ظلم به زنان شوهر دار بداست اما ظلم به آنان كه به خاطر منع چند همسرى توسط اجتماع تا آخر عمر، از ازدواج محروم مى­مانند خوب است!؟ چرا زنان را از حقّ خویش محروم کنیم؟ هر زنی حق دارد و علاقمند است در پناه خانواده و همسر باشد
س: در مورد آن­هم سرانجام یك راهى پیدا مى­شود، در این مورد كارشناسى دقیق باید صورت گیرد.
ج: آیا كارشناسى هر چه دقیق باشد مى­تواند براى جمعیت دو میلیونى دخترانی که اضافه از پسران هستند ـ ۵/۵میلیون دختر در مقابل ۵/۳ میلیون پسر در سن ازدواج ـ فكرى كند؟ از كجا باید به این مقدار پسر مجرد ازدواج نكرده دست پیدا کرد؟ البته فقط در عالم خیال، مى­توان ماشین­هایى را تصویر نمود كه در یك شب، دو میلیون پسر مجرد تحویل دهد ولى این بیشتر به مضحكه شبیه است تا خیال.
آیا كارشناسى دقیق مى­تواند براى زنان بیوه كه بالغ بر یك میلیون نفر هستند مرد مجردِ یك بار ازدواج كرده بیابد!
س: بسیارى از زنان بیوه به  ازدواج نیازى ندارند.
ج: اگر آب پیدا شود شناگران اعلام آمادگى خواهند كرد؛ شما موقعیت را فراهم كنید آن وقت مشاهده مى­كنید كه آن­ها اظهار نیاز مى­كنند یا خیر.
س: مثل این كه شما غیب گو بوده و از ضمیر باطنى افراد مطّلع هم هستید.
ج: نیاز به اطلاع از غیب نیست، چون به طور کامل عیان است. مى­دانیم كه نیازجنسى ـ عاطفى آن­ها با بیوه گى نمرده است و بلكه نیاز آن­ها حتى از دختران [كه طعم ازدواج را نچشیده­ اند] نیز بیشتر است و به هرحال، نیاز آن­ها از خانم­هاى شوهردار اگر بیشتر نباشد كمتر نیست.
س: آدم زنده وكیل وصى نمى­خواهد.
ج: اگر راهى دو جهت داشته باشد و كسى یكى از آن دو را طى كند دلیل آن است كه آن را برگزیده است و باید گفت وكیل و وصى نیاز ندارد؛ اما اگر در عمل، برایش یك راه بیشتر وجود نداشته و نیز جو اجتماعى و فرهنگ حاكم بر آن، بر زبان فرد مهرزده باشد چگونه مى­ شود گفت به اختیار خودش آن راه را طى كرده است! او مانند فرد تشنه ­اى است كه دستهایش را بسته­ اند و زبانش نیز جرأت خواهش آب را ندارد، آیا او تشنگى را برگزیده است؟!
اجازه دهید عرض كنم مثال زنان شوهردار در این مورد مانند فرد شکم سیرى است كه از گرسنه خبر ندارد و سواره­ اى است كه از پیاده بى­ خبر است و به طوردائم نیاز او را انكار مى­ نماید.
س: فرض كنیم حرف شما درست باشد. آیا شما مى­ توانید جوابگوى تزلزل و یا از هم پاشیدن بعضى از خانواده ­های آن­ها باشید؟
ج: بسیارى از خانواده­ ها سال­ها است كه به لحاظ روانى، متزلزل شده و یا حتى از هم پاشیده است، زن و شوهر دوجسم بى­ روح در كنار هم هستند و یا در بعضی از خانواده­ ها تعدد همسر هست منتها از راه نامشروع!!!!!
پس راه جبران تزلزل خانواده­ ها جلوگیرى از چند همسرى نیست؛ بلكه باید كارى كرد كه پیوند روحى وجسمى زن و شوهر در هیچ شرایطى لطمه نخورد و این ممكن نیست مگر با توجه و عنایت خاص به رابطه جنسى ـ عاطفى زوجین و تلاش در جهت اصلاح آن در مواردى كه لطمه دیده است. همچنین حركت در جهت لذت بخش­تر كردن رابطه­ های جنسى ـ عاطفى زن و شوهر كه پایدارى هر چه بیشتر خانواده در گرو آن است.
س:مطلب آخر آن كه: فكر نكنید اگر خانم­ها در مقابل شما جوابى نداشته باشند سخنان شما را پذیرفته­ اند!
ج: حرف آخر ما آن كه آن­ها را با وجدانشان تنها مى­گذاریم. البته هر قانونى جایگاهی دارد و ممكن است از آن در غیر جاى اصلى سوء استفاده شود و از آن جمله، تعدد همسران است كه زن­هاى ایرانى [به خون مردان چند همسر تشنه اند و] هوو را دشمن خونى و برهم زننده آرامش و آسایش زندگى می­دانند؛ حال آن كه در جامعه ما به طور معمول، اكثر كسانى كه بسوى تعدد همسر می­روند اقدام آن­ها بدون رضایت زن اول یا حتى به خاطر اختلاف و كشمكش با همسر اول است و این خود ضد تبلیغ در این زمینه است. به این مطلب ضد تبلیغ­ هاى دیگر، مثل ازدواج پیرمرد را با دختر جوان به عنوان زن دوم را اضافه کنید [تنها برداشتی كه مردم ازآن می­كنند هوى و هوس و هرزگى است].
این­ها از جمله مطالبى است كه دست به دست هم داده و بلایى را كه بر سر این قانون متروك شده آمده است را تشدید می­كند؛ ولى ممكن است در دین زنده، زیبا و موقعیت شناسى مثل اسلام، قانون­های زشت و نادرست وجود داشته باشد؟ [مثل تعدد همسران ولو ناخود آگاه از مصادیق آن فرض شود] پس اشكال كار كجا است؟ جواب آن است كه عیب اگر هست از مسلمانى ما است. حقیقت آن است كه اصل مطلب قابل انكار نیست كه بدون تعدد همسر، سر عده زیادى بى كلاه می­ماند ـ چنانچه آمار زنان بیوه ایران آن طور كه گفته شده، میلیونى باشد ـ واگر راه حرام را بسته بدانیم باید از راه حلال این مشكل را حل كنیم.
پس جایگاه «تعدد همسر» را به عنوان یك راه حل باید شناخت.

 منبع : http://www.jonbeshnet.ir

 


 
 
وبلاگ چندهمسری برای تبیین مسئله و آگاهی بخشی پیرامون آن به جامعه در چهارچوب شرع مقدس اسلام فعالیت میکند تا اندیشه ها و باورهای نادرست را اصلاح نماید و نظرات و تجربیات کاربران محترم را در اختیار همگان قرار دهد. برازنده شخصیت دینی هرکس به رعایت ضوابط و مقررات و اخلاق در چهارچوب شرع مقدس اسلام است. لذا خدا محوری به جای دیگر محوری پایه و اساس فعالیتهای دینی - فرهنگی ماست.
شما میتوانید از طریق ایمیل: chandhamsari@gmail.com پیامها، اطلاعات، مطالب علمی و ... و یا در خواست همسریابی خود را ارسال نمایید. و یا با شماره 09351520403 تماس بگیرید.

ذبیح خراسانی
. ذکر روزهای هفته . دانشنامه عاشورا