تبلیغات
حدیث موضوعی چند همسری (chandhamsari.ir) - مطالب شیوه ها و سنتهای چند همسری
پایداری خانواده و تکثیر نسل در سایه چند همسری اسلامی از ضرورت‌های امروز ماست.
 
میدانیم تعدد زوجات طبق آیات قرآن و سنت اهلبیت (ع) جایز است، از طرفی جمعیت دختران و زنان مجرد بالای 25 سال رو به افزایش و سن ازدواج بالا رفته و نیز اقبال مردان مجرد به ازدواج کاهش یافته است شما فکر می کنید درباره دختران و زنان مجرد چه باید کرد؟




تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

تاریخ روز
















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
 
 
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : سه شنبه 9 آبان 1396
نظرات
زیباترین روزهای زندگی دو همسری من

خانمم اومد رفتیم خواستگاری ...

خانمم اومد رفتیم عقد خوندیم ...

خانمم اومد رفتیم جشن گرفتیم


و عقدمون رو با اجتماع سه خانواده من و دو همسرم در یک جلسه علنی کردیم ...
ادامه مطلب
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : شنبه 11 شهریور 1396
نظرات
دو فرشته در عشق آباد

از وقتی کانون محبت زندگیم را تجربه کردم، سراسر عشق و علاقه در زندگی خود دیدم. شماره تلفن منزل خود را با نام قشنگ " عشق آباد" زیبنده دیدم و در گوشیم ذخیره کردم.

وقتی درب خانه را میزنم همسر و فرزندانم با شادمانی از محبوبشان استقبال می کنند و قبل از اینکه لباسم را از خودم جدا کنم کلی سر و کول من بالا میروند و بازی میکنیم نشاط داریم.

نام همسر مهربانم که فرشته زندگی من شده، سالهاست که در گوشیم " الاهه عشق" ذخیره نموده ام.

همیشه دعای مزاح گونه من به الاهه عشقم این بود که؛ خدا تو را برای من زیاد کند.
خداوند متعال به پاس شایستگیهای همسرم نعمت ما را فراوان کرد و فرشته دیگری به عشق آباد مان اضافه نمود.

اکنون "دو فرشته در عشق آباد" من زندگی میکنند.

هر دو فرشته ی زندگیم با نام قشنگ "الاهه عشق ۱ " و "الاهه عشق ۲" در گوشه قلب من جا گرفته اند و میوه های زندگیم را زیر پروبال محبتشان گرفته در رشد و تعالی آنها تلاش میکنند. تفاوتی ندارد که فرزند کدامیک باشد و هر کدام چه نیازی دارد؛ هردو فرشته بهمدیگر کمک میکنند و هوای همدیگه رو دارند.

دو ماه قبل که نوزاد الاهه عشق۲ متولد شد الاهه عشق۱ زحمت قابله بودن او را کشید و اکنون هر روز نوزادش را مثل فرزند خودش در آغوش محبت خود میکشد.

و ان شاء الله چند وقت دیگر که نوزاد خودش متولد شود الاهه عشق۲ جبران زحمات او را خواهد نمود.


خدا روشکر رنگ زندگیم را الهی میبینم چون دو فرشته الهی و دوست داشتنی در خانه خود دارم.

ما همه در یک خانه آپارتمانی زندگی میکنیم. وسایل زندگی مان قاطی است  هرچه هست مال همه است.

کارهای منزل ما بین دو فرشته تقسیم است و در عین حال هر کدام در کمک کردن به دیگری سبقت میگیرند.

ما دست در دست همدیگر گذاشتیم تا بهشت با هم برویم. هر روز که پشت سر میگذاریم بوی بهشت را نزدیکتر استشمام میکنیم.

همه این زیبایی زندگی مدیون آن نور توکلی است که خداوند متعال از ابتدای زندگی بر قلبمان تابانید. خدای مهربانی که هرگاه می توانست مچمان را بگیرد، دستمان را گرفت و کمکمان کرد.
این وعده الهی است که فرمود: ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم
هر کس دین خدا را یاری کند خدای متعال او را پیروز می گرداند.
وقتی هدف الهی و مقدس باشد خدای متعال بنده اش را یاری می کند. الحمدلله خدای متعال در میان خیل مخالفان سنت حسنه چند همسری به ما عزت بخشید و روز به روز شیرینی این عزت روزگارمان را شیرینتر می کند و شکرگذاری ما بیشتر می شود.

خدایا تنها تو را عبادت میکنیم و از تو کمک میجوییم.
ما را در این مسیر ثابت قدم بدار تا احیاگر سنت حسنه چند همسری اسلامی تو باشیم.
خدایا بصیرمان کن تا در احیای سبک زندگی چند همسری اسلامی جهادگر این میدان باشیم و اسیر نفس و حرفهای باطل جامعه و مخالف تو نگردیم. آمین یا رب العالمین.

نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : جمعه 9 بهمن 1394
نظرات
همسر دوم هستم و مخفی زندگی می کنم

خواهر عزیزی که همسر دوم هستند فرمودند
بنده شاغلم چون یاد گرفتم شوهرم  که بانک نیست و  گناه نکرده که مرد شده، او فقط کار کنه ما مصرف کنیم.
لذا  هر وقت حقوق میگیرم پولام دست همسرم هست که پس انداز هم بشه.
من همسر دوم هستم. خوب اگه خانوم اول متوجه بشه و نزاره زندگى کنم اونوقت چى...؟

کاش فقط کاش این آدم ها به جاى اینکه زن دوم  را هوسباز و مردى که زن دوم بگیره خیانت کار بدونن، کاش احترام قایل بودند براى
 مردى که سرپرست دو تا زندگى هست.  مردى که شده قرض کنه ولى نزاره آب تو دل خانواده ها تکون بخوره.
 کاش میدونستن
شرف داره مردى که زنى رو عقد میکنه تا کنار همسر اولش زندگى کنه به مردى که تو مجالس قاطى تو خیابون و هزار جا به زن نامحرم نگاه میکنه. من آتیش میگیرم .
شوهرمن گناهى نداره فقط زن دوم گرفته تا به حال آزارمون به هیچکس هم نرسیده
اما....

پاسخ ایجابی ما:

گاهی تکبر و خود برتر بینی و حس حسادت زنانه باعث می شود که مرد وظیفه خود را انجام دهد اما از همسر حسود و متکبر خود پنهان کند.
آیا باید همیشه این حس حسادت و غرور در فرد باشد؟ نباید روزی این رزایل اخلاقی در بنده خدا افول کند تا در پیشگاه خدا پاک و خالص حضور یابد؟ بعضی انگار دل بسته اند که همه چیز رابه قیامت موکول کنند انگار اونجا فرصت زیاد است در حالی که آنجا میزان الاعمال و یوم الحساب است و معصوم ع می فرماید «الحسود لایسود» اصلا مگر ممکن است بنده با وجود حتی یک گناه وارد بهشت بشود؟
خوب است هر زنی خود را جای زنان مجرد دیگر قرار دهد و به جای حسادت و تکبر و نفرت از هم نوع خود حس نوع دوستی و محبت داشته باشد و او را در محبتها و خوبیهای زندگیش شریک نماید. مهر ورزد تا مورد مهر و محبت خدای متعال و اهلبیت ع قرار گیرد. همچنان که فرمودند «ارحم تُرحم» همنوعان خود را مورد رحمت خود قرار دهد تا مورد رحم پروردگار قرار گیرد.
قطعا زندگی مخفیانه سختی های خودش را دارد و این خواهر عزیز که این سختی را به جان خریده اند و خدیجه وار حقوق مالی خود را نیز در اختیار همسر قرار داده اند، همین سختی را شرین تر از تجرد و بدون شوهر ماندن می دانند. حقیقتا هم همینطور است و همسر دوم شدن با همین شرایط بهتر از تجرد ماندن است.
راههای رضایت همسر اول برای پذیرش همسر دوم را قبلا بیان کرده ایم اما یک شوهر باید بداند طبق فرمایش قرآن متکفل خانواده خود هست و اولین مسئولیتش  این است که همسر و فرزندان خود را از عذاب آتش جهنم دور کند. خدا می فرماید: «قوا انفسکم و اهلیکم ناراً» خود و خانواده ات را از آتش جهنم حفظ کن.
نباید بگذارد همسرش با این حس حسادت خدا را ملاقات کند. باید بتواند با تقویت ایمان غیرت بر مرد را از او بردارد و با یک پله پیشرفت ایمانی، به پذیرش هوو رضایت داشته باشد هرچند شوهر زن دوم اختیار نکتد.
درنهایت ایشان همسر دوم این آقا هستند و از تمام حقوقی که زن اول برخوردار هستند ایشون هم(اگر عقد دایم دارند) برخوردار می باشند.
اما توصیه می کنم شما که این سختی را پذیرفتید باز هم بیشتر تحمل کنید و شوهر را کمک کنید تا همسر اول هم شما را بپذیرد و با هم دوست بشوید و کم کم زندگی اشتراکی دو همسری را علنی کنید.
هرچند شما هم مانند همسر اول هستید اما هیچگاه مراتب اخلاقی را زیر پا نگذارید تا ان شاءالله عمل صالح و خیر شوهر باقی بماند و همه اعضای خانواده در این کار خیر شریک باشند ان شاءالله.

نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : یکشنبه 15 دی 1392
نظرات

فرهنگ سازی چند همسری در جامعه

منفی نگری نسبت به مسئله چندهمسری که مورد قبول اسلام است، به علت مرسوم نبودن آن در جامعه ایرانی کمی طبیعی به نظر می رسد و در شهرهایی که مرسوم است نه تنها مقبوح نیست بلکه بعنوان یک ارزش به آن نگاه می‌شود. برای اینکه مسئله چند همسری بعنوان یک راهبرد ارزشمند برای حل معضلات اجتماعی مورد پذیرش همگانی قرار گیرد نیاز به فرهنگ سازی دارد که از طریق ذیل ممگن می‌شود:

1.      1- بیان مشکلات و معضلات جامعه  که از طریق چند همسری قابل حل است؛

2.      2- تبیین نیاز گروه زیادی از افراد به زندگی چند همسری که حقوق آنها در اثر قبح چند همسری ضایع شده است و القاء آن به مخالفان چند همسری در جامعه؛

3.      3- معرفی الگوها و سبکهای زندگی چند همسری موفق؛

4.      4- بیان فوائد چند همسری در جامعه؛

5.      5- شناسایی مشکلات زندگی چند همسری برای آمادگی مقابله با آسیبهای احتمالی و برطرف نمودن موانع آن.

ما در این سایت با تهیه مطالب صحیح و مورد قبول دین را مطرح و از گزارشات و الگوها و ... استفاده میکنیم تا بتوانیم ذره ای ناچیز در راستای احیای سنتهای ارزشمند دینی در بیداری و آگاهی جامعه حرکت کنیم.

از همه شما عزیزان دعوت می کنیم ما را یاری نمایید و شما هم در فرهنگ سازی این مهم خصوصاً در جامعه امروز سهمی داشته باشید، مقالات، مکتوبات، گزارشات، معرفی الگوها و راهکارهای خود را در اختیار این سایت قرار دهید تا دیگران از فکر و اندیشه شما بهره مند شوند. قبلاً از نگاه ارزشمند شما به این حرکت فرهنگی سپاسگذاریم.


نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : شنبه 14 دی 1392
نظرات
بچه آور شدن همسر بعد از تجدید فراش شوهر

از ابن عباس روایت شده، خداوند در سن نود و نه سالگی ابراهیم، اسماعیل را به او داد، و در سن صد و دوازده سالگی اسحاق را به او عطا فرمود، و از سعید بن جبیر نقل شده كه ابراهیم تا 117 سالگی فرزندی نداشت، سپس دارای فرزندانی به نام اسماعیل و اسحاق گردید.[1] 
حضرت ابراهیم در آن هنگام كه در سرزمین بابِل (عراق كنونی) بود، در 37 سالگی با ساره دختر یكی از پیامبران به نام «لا حج» ازدواج كرد، ساره بانویی مهربان و با كمال بود و (همچون خدیجه ـ علیها السلام ـ) اموال بسیار داشت،‌ همه آن اموال را در اختیار ابراهیم گذاشت، و ابراهیم آن اموال را در راه خدا مصرف نمود.[2] 
ساره در یك خانواده كشاورز و دامدار زندگی می‎كرد، وقتی كه همسر ابراهیم شد، گوسفندهای بسیار و زمینهای وسیعی كه از ناحیه پدر به او به ارث رسیده بود، در اختیار ابراهیم گذاشت. 
هنگامی كه ابراهیم همراه ساره از بابل به سوی سرزمین فلسطین هجرت كردند (چنان كه قبلاً ذكر شد) در مسیر راه وقتی كه به مصر رسیدند، حاكم مصر كنیزی را به نام هاجر به ساره بخشید، ابراهیم همراه ساره و هاجر وارد فلسطین شدند، و در آن جا به زندگی پرداختند و ابراهیم و لوط (برادر یا پسر خاله ساره) در این سرزمین به هدایت قوم پرداختند، ابراهیم در قسمت بلند فلسطین، و لوط در قسمت پایین فلسطین با فاصله هشت فرسخ، سكونت نمودند، و حضرت لوط در عین آن كه پیامبر بود، به نمایندگی از طرف ابراهیم در آن جا به راهنمایی مردم پرداخت. 
سالها گذشت ابراهیم با این كه به سن پیری رسیده بود، دارای فرزند نمی‎شد، علتش این بود كه همسرش ساره بچه دار نمی‎شد، روزی ابراهیم به ساره چنین پیشنهاد كرد: «اگر مایل هستی كنیزت هاجر را به من بفروش، شاید خداوند از ناحیه او فرزندی به ما عنایت كند، تا پس از ما راه ما را زنده كند.» ساره این پیشنهاد را پذیرفت،
ادامه مطلب
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : سه شنبه 10 دی 1392
نظرات
«مطلب ارسالی از دوستان وبلاگ(خ سعیدپور)»
بسم رب الشهدا
در دوران 6 سال دبستانم مدیر بسیار خوب و مهربانی داشتیم که قصه زندگیش را سال ها بعد مادرم برایم تعریف کرد. همسر این خانم دندان پزشک بود. مادرم می گوید آقای دکتر ابتدا با دختر عمویش ازدواج کرد ولی به دلیل نازایی ایشان، با دختر خاله اش به عنوان همسر دوم ازدواج می کند. همسر اول خانه دار و همسر دوم فرهنگی و آن زمان مدیر دبستان ما بود. حاصل این ازدواج 4 فرزند (2 دختر و 2 پسر )می باشد. مادرم می گوید هر دو خانم در یک خانه زندگی می کردند و بسیار همدیگر را دوست می داشتند. به گونه ای که اگر یکی از آنها به بازار می رفت و به طور مثال یک لباس یا روسری را پسند می کرد یا از جنسی خیلی خوشش می آمد فقط در صورتی که 2 عدد از آن موجود بود می خرید در غیر این صورت از خواسته دل خود می گذشت. به دلیل اینکه یکی از اقوام نزدیک نیز در آن دبستان کار می کرد می گفت روزهایی بود که همسر اول نان خانگی می پخت و با پنیر و سبزی به مدرسه می آورد تا همسر دوم(خانم مدیر)با همکارانش در فضایی صمیمانه با خوردن آن عصرانه کوچک خستگی را از تن بیرون کنند. فرزندان به هر دو خانم مادر می گفتند و هیچگاه در رفتارشان نشان نمی دادند که فقط یکی از آنها مادرشان است. آقای دکتر هم هر چه می خواست بخرد جفت و یک رنگ می خرید و هرگز فرق نمی گذاشت (حتی اگر می خواست برایشان شاید به عنوان هدیه یا مهریه ملکی بخرد) . شبی که عروسی یکی از فرزندان بوده است هر دو خانم با لباسها،کفش و چادرهای کاملا مثل هم دیده شده اند و در آخر شب نیز هر دو با هم به همراه عروس و داماد به عروس گردان رفته اند. بسیار زیبا است که این دو خانم علاوه بر مهر و محبت شدید که بینشان بود کارها را بین خود تقسیم کرده بودند .هم در اجتماع و مسائل فرهنگی (توسط همسر دوم) فعالیت داشتند و هم به مسائل زندگی و تربیت کودکان به خوبی پرداختند به صورتی که هرگز فرزندان به دلیل شاغل بودن مادرشان مجبور به مهد کودک رفتن نبوده اند و همیشه وجود یک مادر را در کنارشان حس کردند.   

نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : دوشنبه 2 دی 1392
نظرات
دختر خالم زن دوم شد

گفت: یه دختر خاله داشتم که میتونستن پسرخاله ها ازش خواستگاری کنند اما به هر دلیلی دیر اقدام کردند تا اینکه متوجه شدیم که میگه من میخوام همسر حسن آقا جانباز بشم! هر چی بهش گفتیم بابا ایشون همسر داره چرا میخوای زن ایشون بشی ؟ گفت جانباز رو دوست دارم آدم مخلص و با ایمان و پاکی است. بهش گفتم تو که هنوز شانس ازدواج زیاد داری و اگه برات فرق نداره که زن دوم بشی خب بیا زن من بشو من حاضرم باهات ازدواج کنم هم پسر خالتم و هم همسرم دخترخاله شماست با هم بیشتر میسازید؟! اصلا تو کتش نرفت که نرفت گفت نه فقط میخوام با حسن آقا باشم! دیدیم نمیشه ! گفتم مگه از قبل با هم ارتباطی داشتید؟ گفت خدا میداند که نه! ولی من علاقه به این جانبازها دارم و همیشه بیاد جانباز کربلا هستم! هرچه بزرگترها بهش گفتند فایده نداشت عاشق حسن آقا شده بود، خانوم اول حسن آقا مخالف بود بطوری که میگفت من شب عروسیتون رو خراب می کنم! خب حسن آقا چکار میتونست بکنه، ایشون رو به عروسی راه نداد از فردا که دید همسر دوم اومده مجبور شد باهاش بسازه اما یواش یواش با احترامی که بهش می گذاشت تو دل زن اول جا گرفت بطوری که توی یک خونه زندگی میکردند هر چند حسن آقا ی اتاقی جداگانه اون طرف حیاط منزل ساخته بود اما تقریباً همیشه پیش هم بودند و با هم مسافرت می رفتند و علاقه آنها بهمدیگه زیاد شد و تا حالا همپشت تر از اونها انگار کسی نیست و هردو عاشق همسر. همسرشون همیشه میگه از روزی که دو تا زن گرفتم ارتباطم با مسجد بیشتر، حرفهای نابجا و توقفهای بی جای خارج از منزل کمتر  و از حیث لذت زندگی بسیار بسیار راضی تر هستیم.(نقل از رمضانعلی)

 
 
وبلاگ چندهمسری برای تبیین مسئله و آگاهی بخشی پیرامون آن به جامعه در چهارچوب شرع مقدس اسلام فعالیت میکند تا اندیشه ها و باورهای نادرست را اصلاح نماید و نظرات و تجربیات کاربران محترم را در اختیار همگان قرار دهد. برازنده شخصیت دینی هرکس به رعایت ضوابط و مقررات و اخلاق در چهارچوب شرع مقدس اسلام است. لذا خدا محوری به جای دیگر محوری پایه و اساس فعالیتهای دینی - فرهنگی ماست.
شما میتوانید از طریق ایمیل: chandhamsari@gmail.com پیامها، اطلاعات، مطالب علمی و ... و یا در خواست همسریابی خود را ارسال نمایید. و یا با شماره 09351520403 تماس بگیرید.

ذبیح خراسانی
. ذکر روزهای هفته . دانشنامه عاشورا