تبلیغات
حدیث موضوعی چند همسری (chandhamsari.ir) - مطالب الگوهای موفق
پایداری خانواده و تکثیر نسل در سایه چند همسری اسلامی از ضرورت‌های امروز ماست.
 
میدانیم تعدد زوجات طبق آیات قرآن و سنت اهلبیت (ع) جایز است، از طرفی جمعیت دختران و زنان مجرد بالای 25 سال رو به افزایش و سن ازدواج بالا رفته و نیز اقبال مردان مجرد به ازدواج کاهش یافته است شما فکر می کنید درباره دختران و زنان مجرد چه باید کرد؟




تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

تاریخ روز
















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
 
 
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : سه شنبه 9 آبان 1396
نظرات
زیباترین روزهای زندگی دو همسری من

خانمم اومد رفتیم خواستگاری ...

خانمم اومد رفتیم عقد خوندیم ...

خانمم اومد رفتیم جشن گرفتیم


و عقدمون رو با اجتماع سه خانواده من و دو همسرم در یک جلسه علنی کردیم ...
ادامه مطلب
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
نظرات
گزارشی  از همایش خانواده بهتر در تهران
ازدواج: نگاهی نو

 
 متن سخنران حجت السلام والمسلمین خراسانی

موضوع:
علل تجرد دختران و زنان

جلسه با حضور تعداد قابل توجهی زنان و مردان فعال و دغدغه مند فرهنگی عرصه ازدواج و خانواده از فرهیختگان حوزه و دانشگاه برگزار شد.

حجت الاسلام و المسلمین خراسانی ضمن تبریک سالروز ازدواج حضرت علی و فاطمه زهرا س با آمار زندگی های چندهمسری موجود، سخنرانی خود را شروع کرد.
ایشان تعداد افراد چند همسری در کشور را بیش از ۸۶ هزار دانست که در بسیاری از این خانواده ها فرزندان نخبه، تحصیل کرده، الگوهای دینی و انقلابی تربیت شده اند.

این کارشناس مطالعات و پژوهش های دینی، ابتدا شبهه رایج و فراگیر در خانواده های شیعی مخالف چند همسری را طرح و به برخی پاسخهای آن اشاره نمود.
ادامه مطلب
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : شنبه 11 شهریور 1396
نظرات
دو فرشته در عشق آباد

از وقتی کانون محبت زندگیم را تجربه کردم، سراسر عشق و علاقه در زندگی خود دیدم. شماره تلفن منزل خود را با نام قشنگ " عشق آباد" زیبنده دیدم و در گوشیم ذخیره کردم.

وقتی درب خانه را میزنم همسر و فرزندانم با شادمانی از محبوبشان استقبال می کنند و قبل از اینکه لباسم را از خودم جدا کنم کلی سر و کول من بالا میروند و بازی میکنیم نشاط داریم.

نام همسر مهربانم که فرشته زندگی من شده، سالهاست که در گوشیم " الاهه عشق" ذخیره نموده ام.

همیشه دعای مزاح گونه من به الاهه عشقم این بود که؛ خدا تو را برای من زیاد کند.
خداوند متعال به پاس شایستگیهای همسرم نعمت ما را فراوان کرد و فرشته دیگری به عشق آباد مان اضافه نمود.

اکنون "دو فرشته در عشق آباد" من زندگی میکنند.

هر دو فرشته ی زندگیم با نام قشنگ "الاهه عشق ۱ " و "الاهه عشق ۲" در گوشه قلب من جا گرفته اند و میوه های زندگیم را زیر پروبال محبتشان گرفته در رشد و تعالی آنها تلاش میکنند. تفاوتی ندارد که فرزند کدامیک باشد و هر کدام چه نیازی دارد؛ هردو فرشته بهمدیگر کمک میکنند و هوای همدیگه رو دارند.

دو ماه قبل که نوزاد الاهه عشق۲ متولد شد الاهه عشق۱ زحمت قابله بودن او را کشید و اکنون هر روز نوزادش را مثل فرزند خودش در آغوش محبت خود میکشد.

و ان شاء الله چند وقت دیگر که نوزاد خودش متولد شود الاهه عشق۲ جبران زحمات او را خواهد نمود.


خدا روشکر رنگ زندگیم را الهی میبینم چون دو فرشته الهی و دوست داشتنی در خانه خود دارم.

ما همه در یک خانه آپارتمانی زندگی میکنیم. وسایل زندگی مان قاطی است  هرچه هست مال همه است.

کارهای منزل ما بین دو فرشته تقسیم است و در عین حال هر کدام در کمک کردن به دیگری سبقت میگیرند.

ما دست در دست همدیگر گذاشتیم تا بهشت با هم برویم. هر روز که پشت سر میگذاریم بوی بهشت را نزدیکتر استشمام میکنیم.

همه این زیبایی زندگی مدیون آن نور توکلی است که خداوند متعال از ابتدای زندگی بر قلبمان تابانید. خدای مهربانی که هرگاه می توانست مچمان را بگیرد، دستمان را گرفت و کمکمان کرد.
این وعده الهی است که فرمود: ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم
هر کس دین خدا را یاری کند خدای متعال او را پیروز می گرداند.
وقتی هدف الهی و مقدس باشد خدای متعال بنده اش را یاری می کند. الحمدلله خدای متعال در میان خیل مخالفان سنت حسنه چند همسری به ما عزت بخشید و روز به روز شیرینی این عزت روزگارمان را شیرینتر می کند و شکرگذاری ما بیشتر می شود.

خدایا تنها تو را عبادت میکنیم و از تو کمک میجوییم.
ما را در این مسیر ثابت قدم بدار تا احیاگر سنت حسنه چند همسری اسلامی تو باشیم.
خدایا بصیرمان کن تا در احیای سبک زندگی چند همسری اسلامی جهادگر این میدان باشیم و اسیر نفس و حرفهای باطل جامعه و مخالف تو نگردیم. آمین یا رب العالمین.

نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : سه شنبه 19 بهمن 1395
نظرات



این هوومه دوسش دارم می گی چی؟!!

بعضی از مردم همینجوری می خوان با سنت الهی مخالفت کنند حالا هرچی می خواد باشه.
ادامه مطلب
مرتبط با: الگوهای موفق ,
نویسنده : یوسف آل طه
تاریخ : شنبه 4 دی 1395
نظرات
متفکرمبارز واندیشمند انقلابی، حضرت آیت الله طالقانی، همزمان دارای دو همسر بود؛آن مرحوم ابتدا درسال 1316ش با خانم بتول لواسانی ازدواج کرد ؛حاصل آن، تولد پنج فرزند بود:
مریم؛
وحیده؛
حسین؛
مهدی؛
مجتبی .

آن بزرگوار پس ازمدتی با خانم توران معتضدی نیز ازدواج کرد وحاصل ازدواج دوم نیز تولد پنج فرزند دیگر بود:

1.اعظم؛

2.ابوالحسن؛

3.طیبه؛

4.طاهره ؛

5.محمد رضا.

منبع:روزنامه شرق سال چهاردهم ش2677 پنجشنبه 18شهریور1395،ص6و7




مرتبط با: الگوهای موفق ,
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : سه شنبه 4 خرداد 1395
نظرات
مادر به هووی دخترش دسته گل تقدیم کرد

در جامعه ما تقبیح چند همسری زیاد دیده میشود به مردها نظر هوسرانی و به زنهای دوم نظر شیادی و به زنهای اول نظر نقص میشود
اما نمونه ای که سراغ داریم هیچیک از این موارد نیست بلکه بهترین محاسنات و وجنات در زن اول هست و همسر دوم نیز همانند همسر اول و هردو با یکدیگر رفتار دوستانه دارند و این موفقیت مرهون عملکرد صحیح مرد در هدفگذاری و انتخاب همسری که بیشترین اشتراکات با زن اول داشته و جلب رضایت هر سه خانواده را نموده است.
وقتی با گفتمان دینی و با صداقت وارد عمل شد و صداقت را در گفتار و رفتار داشته همسر اول هم در همه مراحل به شوهرش کمک می کند و نگرانی مادر را نیز مرتفع می سازند بطوری که با دیدن محبت و احترامات زن دوم، که مادر زن اول را مانند مادر خود میدانست مادر زن اول دسته گل تقدیم هووی دخترش میکند و اکنون در کمال آرامش به زندگی دو همسری خود ادامه می دهند
ناگفته نماند که خانواده ها بسیار مذهبی و متدین و محجبه و تحصیلات لیسانس دارند

مرتبط با: الگوهای موفق ,
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : سه شنبه 25 شهریور 1393
نظرات
آرامش همسر دوم در کنار همسر اول
پرند
سه شنبه 25 شهریور 93 20:52
احسنت به شورای عزیز
خب دارم کم کم میبینم که میشه اینجا یه بحث منطقی کرد، دفعه قبل که کامنت گذاشتم به جرم انتخاب آزادانه ام برای انتخاب همسر دوم شدن، عزیزانی نهایت بی ادبی و دشنام و تهمت رو نثار بنده کردند
و متاسفانه طبق معمول قضاوت های کدر و سیاهی رو دخیل تصمیم بنده کردند که هیچ سنخیتی نه با بنده و نه با همسرم و نه حتی با همسر اول نداشت
به هر حال شورای عزیز ممنونم که هدایتگر بحث شدید که همانند انسان های متمدن به ارائه ی آرا و عقاید خودمون بپردازیم
یکی از چیزهایی که من تو سیستم چند همسری میپسندم و میطلبم مدت زمان آزادی ای هست که خانم ها میتونند داشته باشند البته به شرط تفاهم و هماهنگی با همدیگه
باور من اینه که یه مرد اگر انسان منصف و صالحی باشه به راحتی میتونه عدالت رو برقرار کنه و اتفاقا باز هم به گمان حقیر اگر مشکلی هست، مشکل سر عدم تفاهم و درک متقابل خانم هاست، و اگر خانم ها فقط کمی در جهت کمال فکری تکاپو کنند جریان چند همسری به نفع هر دو خواهد بود
باور کنید تا همین چند وقت پیش پذیرش چند همسری برای من مساوی با حلقه آویز کردن خودم بود، ولی وقتی شعور همسرم و همسر اولشون که بی اغراق یک زن تمام عیار هستند رو دیدم و تحقیق هایی که تو این زمینه کردم واقعا نظرم عوض شد
یک جریانی وجود داره اونم معرفی کردن این سری از خانم ها به عنوان زن های بدبخت و بیچاره ای که چاره ای جز این گزینه نداشتند، خواه اولی باشه خواه دومی، در صورتی که ابدا اینطوری نیست، حداقل در مورد ما نیست، هم همسر اول یه سری فعالیت های مختلف دارند که من میتونم کمک به احوالشون باشم و هم من یه سری فعالیت هایی دارم که ایشون میتونن کمک به احوال بنده باشند
به عنوان مثال، زمانی که دارم رو داستان ام کار میکنم و یا کار ترجمه ای دستم هست، دلم میخواد اطرافم هیجکسی نباشه و در تنهایی و سکوت کارم رو انجام بدم، و یا حتی گاهی که دوست دارم تو عالم خودم باشم و کسی اطرافم نباشه، حضور شوهرم در کنار همسر اول ذهن و تفکرم رو در آرامش و راحتی نگه میداره و خاطرم رو جمع میکنه و این موجب بازدهی بیشتر من روی فعالیت هام میشه

هیچ علاقه ای ندارم به باز کردن زندگیم، حالا چه تو دنیای مجازی و چه دنیای حقیقی، فقط میخوام براتون بگم که هرگز من پنهانی نیستم، و هرگز تحمیل شده هم نیستم
خدارو هزار مرتبه شکر همسرم انسان بسیار شریف و از ایشون شریف تر و کامل تر همسرشون هستند
من به خاطر شرایط روحی خاصی که بعد از طلاق در دوران عقدم داشتم، از ازدواج دوباره میترسیدم، چه برسه به عنوان همسر دوم، ولی این دو انسان بزرگوار به من زندگی دادند، و بی هیچ منتی من رو پذیرفتند و من دارم معنی زندگی ناب رو میفهمم

مرتبط با: الگوهای موفق ,
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : دوشنبه 29 اردیبهشت 1393
نظرات
خوشی و ناخوشی زندگی با یک طلبه

طلبه ای که لباس روحانیت پوشیده است از برخی امکانات عادی جامعه سخت بتواند استفاده کند مثلا در شهرستانها کمتر دیده میشود طلبه ای با همسر و فرزند در یک رستوران حاضر شود


به گزارش سرویس وبلاگستان مشرق، وبلاگ نامه‌های حوزوی در آخرین پست خود  از خوشی و ناخوشی زندگی با یک طلبه نوشت:


زندگی با یک طلبه خوشی ها و شیرینی های خاصی دارد و البته سختی ها و رنجهایی را نیز دارد برخی از دختران با آگاهی از خوشی ها و ناخوشی ها زندگی با یک طلبه را انتخاب میکنند و برخی دیگری آگاهی نسبی هم به این وضعیت ندارند از این رو ممکن است بعدها دچار مشکلات و سختی های بیشتری شوند سعی میکنم به چند نکته در این زمینه اشاره کنم.
ادامه مطلب
مرتبط با: الگوهای موفق ,
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : شنبه 27 اردیبهشت 1393
نظرات
ازدواج آسان
کاربر عزیزی سؤال کرده بودند که :
اگر یه نفری دانشجوی شاغل باشه ولی خونه و ماشین نداشته باشه، از کجا بیاره؟ (چون تازه شاغل شده)

سؤال بسیار خوبی است و بهترین پاسخ آن طرح فرهنگ سازی ازدواج آسان است.
 
ازدواج آسان یعنی پس انداز خرجهای اضافی، نه! بلکه بَرجهای اضافی و با جلوگیری از ریخ و پاشها و اسرافهای زیاد به حل مسائل اول زندگی دو کبوتر عاشق پرداختن.
متأسفانه با وجود اینکه همه خانواده ها از خرجهای کمر شکن ازدواج می نالند اما همچنان با چشمی هم چشمی های موجود به غصه های خود ادامه می دهند و تا سالها زندگی را بر خود و فرزندان خود تلخ می نمایند.
بله وقتی یک جشن عروسی ؛ تالار فلان میخواد، امکانات و اساسیه فلان می خواد، مجلس گردون فلان میخواد، غذاهای فلان میخواد مهمانهای زیاد و تیپها و طیفهای مختلف حتماً باید باشند و ... اونوقت همه باید شادی کنند ولی عروس دوماد و خانواده آنها ماتم بگیرند!!
این رسم های غلطی است که باعث استنکاف مردان از ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج می شود!
این رسمهای غلط است که در طول زندگی به جر و بحثهای خانوادگی و طلاق عاطفی و جدایی منجر میشود!
همین رسمهای غلط است که باعث بگو مگوهای منفی بین زوجین می شودکه:
 تو قرار بود فلان تالار رو بگیری و نگرفتی!
تو باید فلان لباس رو می گرفتی و نگرفتی!
  تو باید فلانی رو دعوت می کردی و نکردی!
تو باید به دوستان من بستنی  مخصوص میدادی و ندادی!
 تو چنین و تو چنان!  و حتی بیچاره داماد به خاطر ندادن بستنی که به دوستان برادر عروس که جزء برنامه  نبوده، درشب عروسی وسط مهمانها از برادر عروس کتک می خورد!! و ...

مهمانیهای کذایی که در بعضی جاها تا چندین روز با جمعیت بالا طول می کشد و خانواده عروس و داماد به گریه می افتند اما چون رسم است مجبورند گریه کنند و رسم غلط را بجا آورند.
اینها آیا نباید نتیجه ای جز سرد شدن زندگی و سرد شدن عشق و علاقه  در کانون محبت باشد؟!!
در کدام فرهنگ اسلامی چنین توصیه ای وجود دارد؟
کسی از بیرون نمی خواهد بیاید و این فرهنگ ما را درست کند خود ما باید با معیارها و الگوهای دینی که در اختیار داریم اصلاح شویم.
 باید اسراف نکنید تا خدا دوستون داشته باشه. آسان و اسلامی ازدواج کنیم تا پیغمبرص و امام زمان ع ضامن زندگی ما باشه. همه توکل ما شده مادیات. و تا زمانی که خدا در  زندگی ما کمرنگ باشه همینه و بدتر هم میشه. از بس که از خدا دور شده ایم به مشکل می خوریم نه اینکه مشکلات ما رو از خدا دور کرده باشه.
 یعنی اگه خونه و ماشین به ما بدهند دیگه مشکلمون حلّه؟ دیگه با این ماشین و خونه به خدا می رسیم؟! نه ، باید بگرد یم خدا رو تو زندگیمون پیدا کنیم. به هرمیزان که خدا را یافتیم  زندگیمون رنگ الهی به خود گرفت به همون اندازه  مشکلمون رو حل کردیم.
در گذشته که توکل ها بیشتر بود نداشتن خانه و ماشین مطرح نبود. بلکه ایمان و انسانیت فرد اعتماد ساز بود که با وجود آن لقمه ای حلال وارد زندگی می شود و ظلمی در حق همسر وجود نخواهد داشت. و دیگر بحثی برای اینکه چند همسر داشته باشی نبود. مگر چند سال است که این سندهای ازدواج تنظیم شده است؟ آیا این سندها از متن اسلام است؟ هرچند لازم است و باید اصلاح می شد.
اسلام به راحتی می گوید وقتی دختر و پسر احساس نیاز جنسی کردند بروند ازدواج کنند. امام امروز می گویند باید خویشتنداری کرد تا چند سال تا ده  سال بعد از بروز نیاز!!! چنین چیزی در اسلام نیست اما روانشناسان غربی آن را طرح می کنند و ما ما هم همان را ترویج می دهیم.
چه باید کرد؟
مگر کسی که می خواهد برود کلاس اول مدرسه و به خاطر مسائل مالی و ... نمی تواند برود، می گوییم بمان تا چند سال دیگه بعد که تونستی برو؟! نه بلکه موانع سر راه مدرسه را برطرف می کنیم . کفش و لباس و کیف و کتاب و ... را برای او تهیه می کنیم. در ازدواج هم باید همه دست به دست هم داد و مشکل ازدواج را با آسان گرفتن حل کرد.
وقتی دختر و پسر هستند و همدیگر را می خواهند دیگر وسایل و امکانات ابزار فرعی و جانبی هستند که می شود به مرور زمان تحصیل کرد پس باید اول این کبوتر عاشق و این دو بال پرواز انسانیت را در آسمان زندگی به پرواز درآورد نه اینکه بالهای آنها را با بهانه های مادی قیچی کرد.
مقام معظم رهبری می فرمایند اگر دختر و پسر اهل قناعت و ساده زیستی باشند، بزرگترها هم مجبور می شوند از آنها تبعیت کنند. و می فرمایند: ما به دخترها و پسر ها سفارش می کنیم اصرار نکنید، زیاده نخواهید، پدر و مادرها را زیر فشار قرار ندهید تا در رودربایستی بمانند ...این چیزها را بریزید دور، اصل قضیه، یک یک حادثه انسانی است. آن چیست؟
زناشویی، انسانی ترین کارهای دنیاست.
این را مادی و پولی نکنید، آلوده اش نکنید.
و می فرمایند: عروسی شیرین، آن عروسی صمیمانه است. صمیمانه که بود، عروسی عروسی شیرین می شود ولو مختصر باشد. یک اتاق دو اتاق توی خانه، قوم و خویش، دوست و آشنا و رفیق، دور هم بنشینند این می شود عروسی.

نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : یکشنبه 21 اردیبهشت 1393
نظرات
میخواهم همسرم را به تجدید فراش تشویق کنم


امروز خانوم محترمی کامنت گذاشتند و فرمودند تصمیم دارند به دلایلی که خودشون دارند، همسرشون رو به تجدید فراش تشویق کنند و از دوستان چند همسری نظر و راهنمایی خواستند تا موفق عمل کنند.
متن پیام ایشان و پاسخ  اجمالی ما در ذیل آورده می شود بقیه هم کمک کنند و مطلب رو تمکیل نمایند. فکر می کنم بحث خوبی خواهد شد



 
 سلام
من یک خانم 25 ساله هستم که با عنایت الهی دارای 2 فرزند هستم و الحمدلله زندگی بسیار خوبی دارم .
تصمیم گرفتم همسرم را به تجدید فراش تشویق کنم تا یک نفر دیگر هم در این آرامش با ما شریک شود
نظر هم وبلاگی ها چیه؟
لطفا برای اینکه درست قدم بردارم راهنمایی بفرمایید

ادامه مطلب
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : شنبه 20 اردیبهشت 1393
نظرات
مصاحبه دو همسری- همسر اولم برای همسر دومم آینه دست گرفت

خواندگان عزیز مصاحبه ای از یک مرد موفق و بسیار با صفا و متدین که دارای دو همسر می باشند تهیه شده است که تقدیم حضور عزیزتان می شود امیدوارم مورد استفاده عزیزان قرار گیرد. سعی شده که تمام مطالبی را که ایشان بیان نموده اند بدون کمترین ویرایش ادبی و نگارشی بصورت مستند تقدیم شما عزیزان نماییم.

معرفی
بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام و خسته نباشید و تشکر از اینکه وقت عزیزتون رو در اختیار ما گذاشتید. از اونجایی که ما شما رو به عنوان یک الگوی دو همسری شناسایی کرده ایم خواهش میکنم ابتدا خودتون رو معرفی بفرمایید؟

بسم الله الرحمن الرحیم
بنده رمضان عبدالمحمدی هستم دارای دو همسر اهل ## از سال 70 اومدم در این شهر و 23 سال است که در این شهر زندگی می کنم. من الان 15 ساله که با همسر دومم ازدواج کردم. و ایشون اون زمان 24 سالشون بود و من بالای 30 سال سن داشتم.
من الان 6 فرزند دارم از همسر اول 4 تا و از دومی 2 تا دارم و پسرم خیلی نا مادریش رو دوست دارد هر موقع زنگ میزنه اول احوال‌پرسی نامادریش میکنه و به نامادریش میگه خاله چون خیلی دوستش داره (میگه خاله نوکرتم دوستت دارم) و از اول گفتم شما بگو خاله ولی بقیه بچه ها مادر صدا می زنند.

چگونگی انتخاب همسر دوم
شما چطور شد که احساس نیاز کردید باید دو همسر بگیرید؟
ادامه مطلب
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : دوشنبه 11 فروردین 1393
نظرات
دلنوشته زن ایرانی در مدینه منوره درباره تکثیر نسل شیعه و چند همسری

اینجا با انسانهای مختلفی برخورد می شود داشت هندی، پاکستانی، افغانی، اندونزیای مالزیایی عراقی و ....
از چند روز پیش توفیق داشتم با یک آقا و خانوم ایرانی که بسیار  اهل مطالعه و مداقه بودند و از مسائل و تفکرات دینی در حد بسیار بالایی برخوردار بودند و دائم از مکتوبات و کتابها نکته برداری می کردند و شبها را بیشتر ان توی حرم سپری می نمودند و گویا کتب شهید مطهری را دو مرتبه مطالعه کرده بودند و معلوم میشد که خوب با وهابیت بحث می کنند و محاسن خوب دیگری که داشتند.
از جمله مباحثی که پیش کشیده شد بحث چند همسری بود که هر دو این زن و مرد به راحتی خودشان بحث را طرح کردند و نظر اسلام را مطرح نمودند و معلوم بود که خیال راحتی داشتند.
کمی بحث کردم و خانوم ایشان را با مشکلات و چالشهای جسمانی و روحی عواقب هوو داری را مطرح کردم که فکر نکنند خیلی هم راحت است بلکه ممکن است رفلکس بشوند. مقداری احساس سختی در ایشان ایجاد شد و پذیرش مطلب چند همسری مقداری برایشان مشکل شد.
اما اینجا حرم غریب پیامبر اکرم است و یاد و خاطره خاطرات طاقت فرسای ان بزرگوار برای ابلاغ اسلام به بشریت، آن طرف تر بقیع است با امامان غریبش که شیعه حق گریستن هم ندارد و باید بغض در گلو از بقیع خارج شود، و زنها که اجازه ورود ندارند، اما یک طرف امامان بقیع یک طرق همسران پیامبر یک طرف ام البنین و... سراسر غربت مدینه اینها در روح و روان آدمی تأثیر می گذارد.

با تأثیر از گفتمانها و مباحثات و تشریح مسائل موجود جهان تشیع ایشان تصمیمی گرفت که نشان از جلا و تعالی روح و عشق به اهل بیت و قران بود و مطالب خود را چنین مکتوب کرد؛

بسم الله الرحمن الرحیم
کار برای خود کردن، نفس پرستی است
کار برای خلق کردن بت پرستی است
کار برای خدا و خلق کردن شرک و دوگانه پرستی است
کار خود و کار خلق برای خدا کردن توحید و خدا پرستی است.
بارالها!
طواف خانه ات را به امید رسیدن به توحید ناب و بندگی واقعی درگاهت و رسیدن به خداوندگاری انجام خواهم داد. انشاءالله.
جای گرمای قشنگ زندگیمون مسلم و عارفه خالی!!!
راستی من اینجا یه تصمیم بزرگ برای خودِ کوچکم گرفتم
البته بعد از راهنماییهای آقای خراسانی
تصمیم گرفتم برای رضای خدا و ازدیاد نسل شیعه همسرم را به تجدید فراش تشویق کنم.
انشاءالله لحظه به لحظه نیبت و هدفم خالص تر شود.
برایم دعا کنید.   
1393/1/9  عاطفه محمدی.

ایشان با جان و دل سخن می گفت که من خیلی دلم میخواهد که همسرم زن دیگری را اختیار کند و هر چه می گویم قبول نمی کند میترسم او توکلش کم شود. وقتی با شوهر ایشان سخن گفتم ایشان اظهار می کرد که من امادگیش رو ندارم و الا در این موضوع ما در خانه زیاد صحبت هم می کنیم و از این جهت مشکلی نداریم اما من اماده نیستم. همسرش می گفت هر چه سعی کردم از مدینه هدیه ای را برای هووی خودم خرید کنیم نپذیرفت هرچند وقت هم خیلی کم بود شاید بشود مکه شوهرم را راضی کنم. من این کار را با هدف رضایت اهل بیت می کنم. من این موضوع را از دل و جان قبول کردم و به عشق زحمات و مصیبتهای حضرت زهرا س در مدینه این تصمیم را گرفتم تا عاشقان حضرتش را ما زیاد کنیم و باتفاق هووی آینده ام زندگی پر سرو سامانی که اهل بیتی باشند را در جامعه به یادگار بگذاریم.
آیا از این دست افکار کمیاب است؟ آیا اینجور شیعه عاشق کم داریم؟ و ...
امیدوارم این فکر زیبا که در کنار حرم نبوی گرفته شد و با عشق اهل بیت ع گره خورد انشاء الله به ثمر نشیند.

نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : جمعه 16 اسفند 1392
نظرات
همسرم ازدواج مجدد کرد

زهره ش
جمعه 16 اسفند 92 13:12
خانمهای عزیز من یک خانم متاهل هستم که همسرم ازدواج مجدد کرده واز طریق دخترم با این سایت اشنا شدم .همسرم با یک خانم جوان بیوه که دختر کوچکی داشت در محل کارش اشنا وایشون را به عقد موقت خود دراورده بود بعد از مدتی خبر به گوش من رسید که زندگیت خراب شده مثل همه شما عزیزان که از این قضیه ناراحت میشین منم دنیا روی سرم خراب شد سه فرزند دارم که دخترم دم بخت میباشد وشاغل هم نیستم به همسرم چیزی نگفتم ونشانی خانه ای برای زنش اجاره کرده بود پیدا کردم وبا ان زن صحبت کردم زن ساده ای بود ووقتی خودم رو معرفی کردم به دست وپای من افتاد والتماس میکرد من ازش پرسیدم که شوهرمدرباره خانواده اش چی گفته برایم قسم خورد که فقط خوبی شمارو گفته وشمارو خیلی دوست داره قرار شد این دیدار بین من وایشون مخفی بمونه اومدم خونه وچند روز فکر میکردم برخلاف تصورم از اون زن متنفر نبودم دلم برایش میسوخت همش میگفت از زمانی که سایه همسر شما بالا سرمنه زندگیم سروسامون پیدا کرده مردهای دیگه به چشم بد به من نگاه نمیکنند وغیره تصمیم گرفتم به خاطر همسرم که هنوز دوستش داشتم وبچه هام تو این زندگی بمونم واز طرفی همسرم رو پیش بچه هام خجالت زده نکنم وبه فامیل نزدیک هم چیزی نگفتم الان دو سال از اون موقع میگذره ومن از قبل بیشتر به خودم میرسم وسعی میکنم شاد باشم دختر بزرگم عقد کرده وهر موقع که همسرم میگوید من ماموریت هستم سوال جواب نمیکنم وبا اون خانم هم گاهی در ارتباطم همش برای من وبچه هام دعا میکنه وهمین برای من کافیه ,برای همه شما دوستان ارزوی موفقیت میکنم

پاسخ شما :
 
احسنت به شما خواهر ایمانی، شما مشمول حدیث امام صادق علیه السلام هستید که به سؤال کننده فرمود ایمان همسرت را به مسئله هوو امتحان کن وقتی امتحان کرد و او راضی به نظر رسید و خبر را به امام صادق ع داد حضرت فرمودند همسر شما ایمان بالایی دارد ان را حفظ نماید.
موفق باشید. خداوند فضل و رحمتش را شامل حال شما و خانواده محترم شما نماید و به همسرتان قوت و عزت و سلامتی عنایت فرماید.

نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : سه شنبه 8 بهمن 1392
نظرات
ازدواجی نورانی

در ایام نوجوانی از یکی از علما در مسجد جامع شهر شنیدم ، پدرمرجع بزرگ و انسان کم نمونه مقدس اردبیلی وقتی برای خواستگاری دختر یکی از همشهریانش  رفت پدر دختر گفت دختر من کور،کر،وعلیل دست ولنگ است ،با این شرایط اگر می خواهی با او ازدواج کن َ،جوان گفت من با چنین عنصری چگونه زندگی کنم ،پدر دختر گفت فرزندم منظوراز کوری اواین است که چشم دیدن نامحرم ندارد ،ومنظور ازکری این که گوش شنیدن صدای نامحرم ندارد ،ومقصودی ازعلیلی دست این که دست او نامحرمی را لمس نکرده، و مقصودم از لنگی پا ، این که قدم به مجلس حرام نگذاشته ، با چنین دختری ازدواج کرد ،ونتیجه این ازدواج چنان انسان والا وبزرگی شد .

lمنبع: نظام خانواده در اسلام .استاد حسین انصاریان


مرتبط با: الگوهای موفق ,
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : سه شنبه 8 بهمن 1392
نظرات

صیغه عقد رهبر معظم انقلاب را چه کسی جاری کرد؟

صیغه عقد رهبر معظم انقلاب را چه کسی جاری کرد؟

کتاب معروف "شرح اسم" که پیرامون زندگی رهبر معظم انقلاب در دوران پیش از انقلاب اسلامی و ایام مبارزات انقلابی ایشان است، به مسائل مختلف و جالبی از زندگی رهبرانقلاب پرداخته که از جمله آن ماجرای ازدواج ایشان است:

مدتی از بازگشت به مشهد نمی‌گذشت. بانو خدیجه كه در اندیشه ازدواج پسر دومش بود، دست به كار شد و دختری را كه در خانواده‌ای سنتی و با علائق مذهبی پرورش یافته بود، به او پیشنهاد كرد. همو پا پیش گذاشت و مقدمات خواستگاری را فراهم نمود. همان راهی را كه چهار پنج سال پیش برای سیدمحمد رفته بود، این بار برای سیدعلی پیمود.

حاج محمداسماعیل خجسته باقرزاده، پدر عروس، از كاسبان دیندار و باسواد مشهد بود. او پذیرفت كه دخترش به عقد طلبه تازه از قم برگشته‎ای درآید كه تصمیم دارد در مشهد ساكن شود. آیت الله میلانی و دیگر بزرگان اهل علم مشهد او را می‎شناسند و تأیید می‎‎كنند و به او علاقه دارند.

هزینه ازدواج، آن بخشی كه طبق توافق به عهده داماد بود، از سوی آیت الله حاج سیدجواد خامنه ای تأمین شد كه مبلغ قابل توجهی نبود. مخارج عقد را گذاشتند به عهده خانواده عروس كه حتماً قابل توجه بود. "آنها مرفه بودند، می توانستند و كردند."

اوایل پاییز ۱۳۴۳ سیدعلی خامنه ای و خانم خجسته پیوند زناشویی بستند. خطبه عقد توسط آیت الله میلانی خوانده شد.

از این زمان، همدم، همسر و همراهی تازه، كه هفده بهار بیش نداشت، پا به دنیای آقای خامنه‎ای گذاشت كه در همه فرودهای سرد و سخت زندگی سیاسی و شاید تك فرازهای آن در آن روزگار، یاری غم خوار و دوستی مهربان بود.

كارت دعوت را سفارش دادند و روز جشن را كه در خانه پدر عروس در پایین خیابان برگزار می شد، تعیین كردند. آن شب آقای خامنه ای در آستانه ورودی خانه ایستاده بود و از میهمانان استقبال می كرد. مراسم، آن طور كه مرسوم خانواده‎های مذهبی و مقید آن زمان بود، برگزار شد.

منبع:
شرح اسم،هدایت الله بهبودی، بخش ازدواج، گروه اینترنتی رهروان ولایت


نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : یکشنبه 22 دی 1392
نظرات
ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت خدیجه سلام الله علیها

سالروز ازدواج پیامبر و خدیجه کبری صلوات الله علیهم مبارک باشد

قبل از اسلام جناب ابوطالب عموی پیامبر خطبه عقد خوانده است که بسیار بسیار حائز اهمیت است. پیامبر در سن 25 سالگی و 15 سال قبل از بعثت با جناب خدیجه دختر خویلد ازدواج کرد ازدواجی که مهمترین ثمره آن کوثر بود که امروز بیش از سه میلیون فرزند از آن حضرت در بین ما زندگی می کنند.

شیخ صدوق در کتاب «من لا یحضره الفقیه» و شیخ کلینى در کتاب «کافى»، خطبه عقدى را که ‏به وسیله ابوطالب ایراد شده نقل کرده‌‏اند و متن آن طبق روایت ‏آنان چنین است: «الحمدلله الذى جعلنا من زرع ابراهیم وذریة اسماعیل، وجعل لنا بیتا محجوجا وحرما آمنا یجبى الیه ثمرات کل شى‏ء، وجعلنا الحکام على الناس فى بلدنا الذى نحن‏ فیه، ثم ان ابن اخى محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب‏ لا یوزن برجل من قریش الا رجح، ولا یقاس باحد منهم ‏الا عظم عنه، وان کان فى المال قل، فان المال رزق حائل‏ وظل زائل، وله فى خدیجه رغبة ولها فیه رغبة، والصداق‏ ما سالتم عاجله وآجله، وله خطر عظیم وشان رفیع ولسان‏ شافع جسیم.»   

ترجمه به فارسی :
««سپاس خدای را که ما را از کِشت و محصول ابراهیم و ذریه اسماعیل قرار داد و براى ما خانه مقدسى را که مقصود حاجیان است و حرم امنى است که میوه هر چیز به سوى آن گرد آید بنا فرمود و ما را در شهرى که هستیم حاکمان بر مردم قرار داد. سپس برادر زاده‌‏ام - محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب - مردى ‏است که با هیچ یک از مردان قریش هم وزن نشود جز آنکه از او برتر است و به هیچ یک از آن‌ها مقایسه نشود جز آنکه بر او افزون ‏است و او اگر چه از نظر مالى کم مال است ولى مال پیوسته در حال دگرگونى و بى‏ثباتى و همچون سایه‌‏اى رفتنى است و او نسبت‏ به خدیجه راغب و خدیجه نیز به او مایل است و مهریه او را نیز هر چه نقدى و غیر نقدى بخواهید آماده است و محمد را داستانى بزرگ و شانى والا و شهرتى عظیم خواهد بود.»

نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1392
نظرات
داشتن زندگی ریلکس با دو همسری که با هم در کنار شوهر مهربان رفیق شده اند حاکی از ... شما بگید؟؟

        

شما که میتوانید ....

نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : سه شنبه 17 دی 1392
نظرات
عیالوارترین مرد ایران(حاج علی حق پناه با 26 زن و 195 فرزند
سایت تعدد زوجات به نقل از سایت مجلات همشهری:

همشهری سرنخ در شماره ۶۸ خود گزارشی خواندی از عیالوارترین مرد ایران را به همراه عکس‌های دیدنی از این خانواده منتشر کرده که بخش‌هایی از این گزارش در ادامه می‌آید:


        

بخشی از خانواده حاج علی

با ۲۶ زن، ۱۹۵ فرزند و بیش از۲۰۰ نوه و نتیجه در خانه‌ای در شمال کشور زندگی می‌کرد. تعداد فرزندان او آن‌قدر زیاد بود که برای انتخاب نام آنها با مشکل روبه‌رو شده بود. دو گوسفند، ۵۰ کیلو برنج، ۲۰ کیلو آرد، هفت کیلو حبوبات، چهار کیلو روغن، یک کیلو چای و ۱۰ کیلو قند و شکر مصرف روزانه خانه آنها بود. درباره حاجعلی حق‌پناه صحبت می‌کنیم؛ مردی که در دهه ۵۰ به خاطر خانواده پرجمعیتش تیتر یک روزنامه‌های کشور شد. حالا ۳۴ سال از مرگ حق‌پناه می‌گذرد و خانواده حق‌پناه‌ها جمعیتشان خیلی بیشتر از قبل شده. آن‌قدر که محاسبه تعداد خانواده برای خودشان هم سخت است. خبرنگار و عکاس سرنخ برای اینکه از اوضاع و احوال این خانواده پرجمعیت بعد از مرگ حاجعلی باخبر شوند؛ درست روزی که اعضای این خانواده برای ولیمه دور هم جمع شده بودند؛ شال و کلاه کردند و به روستای جوجاده رفتند.

اگر سری به جوجاده، روستایی بین قائمشهر و ساری بزنید؛ اولین موضوعی که توجه شما را به خود جلب می‌کند تعداد بی‌شمار افرادی است که نام خانوادگی‌شان حق‌پناه است. آنها همه از بازماندگان مردی به نام حاجعلی حق‌پناه هستند که به خاطر تعداد زیاد همسر و فرزندانش نامش به روزنامه‌ها راه یافت
ادامه مطلب
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : شنبه 14 دی 1392
نظرات
بچه آور شدن همسر بعد از تجدید فراش شوهر

از ابن عباس روایت شده، خداوند در سن نود و نه سالگی ابراهیم، اسماعیل را به او داد، و در سن صد و دوازده سالگی اسحاق را به او عطا فرمود، و از سعید بن جبیر نقل شده كه ابراهیم تا 117 سالگی فرزندی نداشت، سپس دارای فرزندانی به نام اسماعیل و اسحاق گردید.[1] 
حضرت ابراهیم در آن هنگام كه در سرزمین بابِل (عراق كنونی) بود، در 37 سالگی با ساره دختر یكی از پیامبران به نام «لا حج» ازدواج كرد، ساره بانویی مهربان و با كمال بود و (همچون خدیجه ـ علیها السلام ـ) اموال بسیار داشت،‌ همه آن اموال را در اختیار ابراهیم گذاشت، و ابراهیم آن اموال را در راه خدا مصرف نمود.[2] 
ساره در یك خانواده كشاورز و دامدار زندگی می‎كرد، وقتی كه همسر ابراهیم شد، گوسفندهای بسیار و زمینهای وسیعی كه از ناحیه پدر به او به ارث رسیده بود، در اختیار ابراهیم گذاشت. 
هنگامی كه ابراهیم همراه ساره از بابل به سوی سرزمین فلسطین هجرت كردند (چنان كه قبلاً ذكر شد) در مسیر راه وقتی كه به مصر رسیدند، حاكم مصر كنیزی را به نام هاجر به ساره بخشید، ابراهیم همراه ساره و هاجر وارد فلسطین شدند، و در آن جا به زندگی پرداختند و ابراهیم و لوط (برادر یا پسر خاله ساره) در این سرزمین به هدایت قوم پرداختند، ابراهیم در قسمت بلند فلسطین، و لوط در قسمت پایین فلسطین با فاصله هشت فرسخ، سكونت نمودند، و حضرت لوط در عین آن كه پیامبر بود، به نمایندگی از طرف ابراهیم در آن جا به راهنمایی مردم پرداخت. 
سالها گذشت ابراهیم با این كه به سن پیری رسیده بود، دارای فرزند نمی‎شد، علتش این بود كه همسرش ساره بچه دار نمی‎شد، روزی ابراهیم به ساره چنین پیشنهاد كرد: «اگر مایل هستی كنیزت هاجر را به من بفروش، شاید خداوند از ناحیه او فرزندی به ما عنایت كند، تا پس از ما راه ما را زنده كند.» ساره این پیشنهاد را پذیرفت،
ادامه مطلب
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : سه شنبه 10 دی 1392
نظرات
«مطلب ارسالی از دوستان وبلاگ(خ سعیدپور)»
بسم رب الشهدا
در دوران 6 سال دبستانم مدیر بسیار خوب و مهربانی داشتیم که قصه زندگیش را سال ها بعد مادرم برایم تعریف کرد. همسر این خانم دندان پزشک بود. مادرم می گوید آقای دکتر ابتدا با دختر عمویش ازدواج کرد ولی به دلیل نازایی ایشان، با دختر خاله اش به عنوان همسر دوم ازدواج می کند. همسر اول خانه دار و همسر دوم فرهنگی و آن زمان مدیر دبستان ما بود. حاصل این ازدواج 4 فرزند (2 دختر و 2 پسر )می باشد. مادرم می گوید هر دو خانم در یک خانه زندگی می کردند و بسیار همدیگر را دوست می داشتند. به گونه ای که اگر یکی از آنها به بازار می رفت و به طور مثال یک لباس یا روسری را پسند می کرد یا از جنسی خیلی خوشش می آمد فقط در صورتی که 2 عدد از آن موجود بود می خرید در غیر این صورت از خواسته دل خود می گذشت. به دلیل اینکه یکی از اقوام نزدیک نیز در آن دبستان کار می کرد می گفت روزهایی بود که همسر اول نان خانگی می پخت و با پنیر و سبزی به مدرسه می آورد تا همسر دوم(خانم مدیر)با همکارانش در فضایی صمیمانه با خوردن آن عصرانه کوچک خستگی را از تن بیرون کنند. فرزندان به هر دو خانم مادر می گفتند و هیچگاه در رفتارشان نشان نمی دادند که فقط یکی از آنها مادرشان است. آقای دکتر هم هر چه می خواست بخرد جفت و یک رنگ می خرید و هرگز فرق نمی گذاشت (حتی اگر می خواست برایشان شاید به عنوان هدیه یا مهریه ملکی بخرد) . شبی که عروسی یکی از فرزندان بوده است هر دو خانم با لباسها،کفش و چادرهای کاملا مثل هم دیده شده اند و در آخر شب نیز هر دو با هم به همراه عروس و داماد به عروس گردان رفته اند. بسیار زیبا است که این دو خانم علاوه بر مهر و محبت شدید که بینشان بود کارها را بین خود تقسیم کرده بودند .هم در اجتماع و مسائل فرهنگی (توسط همسر دوم) فعالیت داشتند و هم به مسائل زندگی و تربیت کودکان به خوبی پرداختند به صورتی که هرگز فرزندان به دلیل شاغل بودن مادرشان مجبور به مهد کودک رفتن نبوده اند و همیشه وجود یک مادر را در کنارشان حس کردند.   

نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392
نظرات
سلام و درود بر حریّت، درود بر افکار سلیم و عزت مدار، درود بر شیرزنان حقیقت بین،
واقعاً جا دارد که از خواهرانی که اینگونه برای عزت دین و پاسداری از ایات الهی و دستورات دینی سلیقه ها و احساسات شخصی را زیر پا می گذارند و  خود را از افکار اومانیستی غرب که فکر زنان مسلمان جامعه ایرانی ما را مستعمره خویش کرده است مبرّا می نمایند تقدیر شود. خداوند جزای خیر به این خواهران گرامی عطا نماید و در دنیا و عقبی نزد حضرت رسول ص و ائمه معصومین ع عزیز و سربلند باشند. من مصلحت دیدم متن بسیار زیبای خواهر گرانقدر«خانم سعید پور» را که با تمام وجود و باور ایمانی خود برای ما کامنت گذاشته بودند در این پست قرار بدهم تا تأثیر قلم ایشان بیشتر از پیش در امر احیای فرهنگ اسلام  مؤثر باشد. انشاءالله همیشه حول پرگار الهی و خدامحوری حرکت نماییم تا در همه زمینه ها پیروز و سربلند باشیم. اما مطلب ارسالی ایشان:
سعیدپور
سه شنبه 3 دی 1392 12:20 ب.ظ
سلام. ممنون از مطالبتون
من به عنوان یک خانم اعلام می کنم که اگر جایگاهمون رو به عنوان عبد بدونیم کجاست و احساسی و خودخواهانه برخورد نکنیم این حرف ها کاملا درست و از روی ایمان و عزت است. چرا که پیروی از سیره ائمه است البته همه توان گفتن و عمل کردن و حتی فکر کردن به موضوع چند همسری را ندارند. ولی بلاخره باید این بت که توسط شیطان در کعبه قرار گرفته،خردو بیرون ریخته شود. در اینجا 2 جور می توان فکر کرد یا سوزن پرگار را بر خود و منیت خود گذاشته ایم و قضاوت می کنیم که این همان امانیسم است. در این صورت چند همسری بد است. اما اگر سوزن پرگار بر خداوند باشد و ما حول خدا باشیم گونه ای دیگر است. در این صورت همه چیز زندگی ما برای خداوند است . محور خدااوند است .همه امور برای اوست نه اینکه همه چیز آنگونه که ما دلمان می خواهد باشد خوب خدا هم در کنار همه چیز باشد.پس در این صورت اگر ما و جامعه در شرایطی قرار گیریم که باید امر الهی اجرا گردد ما جز چشم چیزی نمی گوییم.چه توفیق اجرا به ما داده شود چه نه، مهم فرمان برداری ما از امر الله است. بنابر این جز عزت چیزی نیست و ذلت آن است که به خاطر عرف و افکار غلط و قضاوت های مردم که هیچکدام در قیامت به دادمان نمی رسند امر خداوند را زمین بگذاریم و شهامت و شجاعت فکر کردن به آن را هم نداشته باشیم.یادمان باشد در تاریخ که بنگریم زنان جامعه هر نسلی به گونه ای امتحان شده اند. روزی با کشف حجاب، روزی با فرستادن همسران و فرزندانشان به جنگ و بار زندگی و تنهایی ها را به دوش کشیدن ،و امروز با فرزند زیاد آوردن و تربیت مناسب و حتی چند همسری. البته که همیشه عده قلیل در امتحان الهی سربلند بوده اند.
یا حق

نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : دوشنبه 2 دی 1392
نظرات
دختر خالم زن دوم شد

گفت: یه دختر خاله داشتم که میتونستن پسرخاله ها ازش خواستگاری کنند اما به هر دلیلی دیر اقدام کردند تا اینکه متوجه شدیم که میگه من میخوام همسر حسن آقا جانباز بشم! هر چی بهش گفتیم بابا ایشون همسر داره چرا میخوای زن ایشون بشی ؟ گفت جانباز رو دوست دارم آدم مخلص و با ایمان و پاکی است. بهش گفتم تو که هنوز شانس ازدواج زیاد داری و اگه برات فرق نداره که زن دوم بشی خب بیا زن من بشو من حاضرم باهات ازدواج کنم هم پسر خالتم و هم همسرم دخترخاله شماست با هم بیشتر میسازید؟! اصلا تو کتش نرفت که نرفت گفت نه فقط میخوام با حسن آقا باشم! دیدیم نمیشه ! گفتم مگه از قبل با هم ارتباطی داشتید؟ گفت خدا میداند که نه! ولی من علاقه به این جانبازها دارم و همیشه بیاد جانباز کربلا هستم! هرچه بزرگترها بهش گفتند فایده نداشت عاشق حسن آقا شده بود، خانوم اول حسن آقا مخالف بود بطوری که میگفت من شب عروسیتون رو خراب می کنم! خب حسن آقا چکار میتونست بکنه، ایشون رو به عروسی راه نداد از فردا که دید همسر دوم اومده مجبور شد باهاش بسازه اما یواش یواش با احترامی که بهش می گذاشت تو دل زن اول جا گرفت بطوری که توی یک خونه زندگی میکردند هر چند حسن آقا ی اتاقی جداگانه اون طرف حیاط منزل ساخته بود اما تقریباً همیشه پیش هم بودند و با هم مسافرت می رفتند و علاقه آنها بهمدیگه زیاد شد و تا حالا همپشت تر از اونها انگار کسی نیست و هردو عاشق همسر. همسرشون همیشه میگه از روزی که دو تا زن گرفتم ارتباطم با مسجد بیشتر، حرفهای نابجا و توقفهای بی جای خارج از منزل کمتر  و از حیث لذت زندگی بسیار بسیار راضی تر هستیم.(نقل از رمضانعلی)

نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : یکشنبه 1 دی 1392
نظرات

دختر مجرد موافق با ازدواج چند همسری


دختری هستم 29 ساله و مجرد لیسانس و حافظ قرآن آرزو دارم که همسر طلبه شوم  و اگر بشه خودم را راضی کردم که حتی همسر یک روحانی متأهل باشم، خودم را خدمتکار سرباز امام زمان ببینم حاضرم نوکری زن اول ایشون بکنم ولی همسر طلبه داشته باشم ....
این  صدای یک خانوم محترمی است که دارای لیاقتها  و شایستگیهای بالا که خود حافظ قرآن است و با درک صحیح از آیات الهی به این باور دینی رسیده است که چیزهای حقیر و پستی که از روی هوای نفس  و مرسوم در گفتمانهای متعصبانه و ناآگاهانه جامعه است را زیر پا گذاشته و به ارزشهای دینی و قیمت گذاری  و سرمایه گذاری در این دنیا می اندیشد چیزی که مرحوم حضرت آیۀ الله بهجت می فرمودند: « ما آمده ایم در این دنیا قیمت بگیریم نیامده ایم که به هر قیمتی زندگی کنیم.» 
خداوند  به همه دختران مجرد همسر شایسته عطا نماید انشاءالله.

نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : یکشنبه 1 دی 1392
نظرات
من با چند همسری شوهرم موافقم

بهش گفتم وبلاگ چند همسری رو دیدی؟ دارن فرهنگ سازی چند همسری می کنن؟

با تعجب گفت کی این کار و کرده؟

گفتم با اجازه شما آقامون! گویا چشماش داشت از حدقه درمیومد!

با تعجب تموم نفسشو تو گلوی حیرتش حبس کرد و بلند گفت: «چی؟!» باورش نمی شد،

گفت خدا مرگم! نکنه آقات یکی دیگه دارن و تو خبر نداری؟

گفتم مگه عیب داره؟
باز با تعجب بیشتر گفت دختر تو دیوونه شدی!

گفتم مگه عیبه؟، مگه کار ناشرعی کردن؟ هنوز که نیاوردن تازه دارن تو جامعه فرهنگ سازی میکنن حالا بذار بیارن بعد گله کن؟!

گفت اگه ی همسر دیگه بیارن چی؟

گفتم: خب مشکلی نیست تازه مباهات میکنم که همچین جربزه ای دارن و می تونن مدیریت بیشتری داشته باشن. دیگه نمی دونست چی بگه، بنده خدا گیچ شده بود و زبونش بند اومد ولی هی منو منع می کرد!

گفتم ما که نیومدیم حلال خدا رو بر شوهرمون حروم کنیم یا در خیر رو ببندیم.


بهش گفتم ببین فرض کن امشب آخر عمرمون باشه اگه با اصل مسلّم شرعی و قرآنی مخالف باشی و بمیری بهتره یا با باور دینی محکم اون رو قبول داشته باشی و بمیری؟ مهم اینه با نیت پاک و با اعتقاد درست زندگی کنیم تا پیش خدا و پیغمبر و ائمه روسفید باشیم.

گفت یعنی نمی ترسی اگه یه هوو برات بیارن؟

ادامه مطلب
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : سه شنبه 26 آذر 1392
نظرات
این خانواده پرجمعیت در ساختمانی 4 طبقه که 100 اتاق دارد در دهکده میزورام در شمال هند زندگی می کند. چانا که تنها در یک سال با 10 زن ازدواج کرده، خود را انسان خوشبختی می داند که مسئولیت این تعداد افراد را به عهده دارد.

مهر: یک مرد 66 ساله هندی که با داشتن 39 همسر و 94 فرزند سرپرست پرجمعیت ترین خانواده جهان است، از آمادگی خود برای ازدواجهای بیشتر خبر داد.
به گزارش رویترز، "زیونا چانا" سرپرست خانواده ای 167 نفری در هند است. وی با داشتن 66 سال دارای 39 زن، 94 فرزند و 33 نوه است.
این خانواده پرجمعیت در ساختمانی 4 طبقه که 100 اتاق دارد در دهکده میزورام در شمال هند زندگی می کند. چانا که تنها در یک سال با 10 زن ازدواج کرده، خود را انسان خوشبختی می داند که مسئولیت این تعداد افراد را به عهده دارد.
وی در عین حال رئیس یک فرقه مسیحی است که طرفدار تعدد زوجات است. چانا همچنان خواهان گسترش خانواده خود بوده و از تمایل خود برای ازدواجهای بیشتر در آینده خبر می دهد.
گفتنی است برای تامین یک وعده غذای این خانواده پرجمعیت بیش از 30 مرغ ،شصت کیلو سیب زمینی و 100 کیلو برنج نیاز است.
منبع: فردا نیوز


نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : یکشنبه 24 آذر 1392
نظرات

دلیل ازدواج‌های متعدد معصومین( علیهم السلام)

ازدواج‌های متعدد بعضی از معصومین ـ علیهم السلام ـ به چه دلیل بوده است؟

در پاسخ به این سوال لازم است این نكته یادآوری شود كه: در اسلام، داشتن چهار زن دایم جایز است بنابراین همة‌ افراد می‌توانند با توجه به امكانات خود و شرایط شرعی، تا چهار زن به طور هم‌زمان داشته باشند. امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ با توجه به این حكم شرعی اسلام، حق داشتند كه به طور هم‌زمان تا چهار زن دایم داشته باشند با این وجود ازدواج‌های متعدد معصومین ـ علیهم السلام ـ حتّی در همین گستره‌ای كه شرع اجازه داده است، هیچ‌گاه از روی هوس نبوده و به خاطر برخی مصلحت‌هایی كه به آنها اشاره می‌شود، به ازدواج دوّم و... اقدام می‌نمودند.

برخی از دلایل عمدة ازدواج‌های متعدد برخی معصومین ـ علیهم السلام ـ عبارتند از:

ادامه مطلب
نویسنده : ذبیح خراسانی
تاریخ : سه شنبه 19 آذر 1392
نظرات

                          

                             

چند همسرها در میان ما زندگی می کنن!


سلام دوستان سوغاتی امشب یه خاطره زیبا براتون دارم؛

از خیابون عبور می کردم که به یکی از دوستان رسیدم که دیر وقتی بود او را ندیده بودم. احوالپرسی کردم و گفتم مادر بچه ها را زیاد نکردی آقا رحمان؟ گفت بچه که ندارم ولی تصمیم گرفتم ازدواج مجدد کنم. گفتم مشکلی نداری با این قضیه؟ گفت نه هیچ مشکلی نداریم همسرم هم چند بار گفته که چرا ازدواج نمی کنی؟! گفتم آیا در محل شما افراد دیگری هم هستند که با چند همسر زندگی کنند؟ گفت آره اتفاقاً همسایه کوچه پشتی خود شما دارای دو همسر در یک خانه هستند و هیچ مشکلی ندارند و بسیار بسیار با یکدیگر مهربان هستند میتونی بری و بچه های اونها رو هم ببینی واز خودشون بپرسی و ازشون عکس بگیری. گفتم عجب! نمی‌دونستم پس هماهنگ کن ی روز بریم از نزدیک کسب تجربه کنیم و یه شماره تلفن داد. خبر خوبی بود ایشون می گفت توی محل ما یه خانومی رفت خواستگاری برای شوهرش و میگفت مگه من چی از فلانی کم دارم، او برای شوهرش زن میگیره که من نمیتونم! نه تو محل ما مشکل نیست. گفتم...

ادامه مطلب
مرتبط با: الگوهای موفق ,
 
 
وبلاگ چندهمسری برای تبیین مسئله و آگاهی بخشی پیرامون آن به جامعه در چهارچوب شرع مقدس اسلام فعالیت میکند تا اندیشه ها و باورهای نادرست را اصلاح نماید و نظرات و تجربیات کاربران محترم را در اختیار همگان قرار دهد. برازنده شخصیت دینی هرکس به رعایت ضوابط و مقررات و اخلاق در چهارچوب شرع مقدس اسلام است. لذا خدا محوری به جای دیگر محوری پایه و اساس فعالیتهای دینی - فرهنگی ماست.
شما میتوانید از طریق ایمیل: chandhamsari@gmail.com پیامها، اطلاعات، مطالب علمی و ... و یا در خواست همسریابی خود را ارسال نمایید. و یا با شماره 09351520403 تماس بگیرید.

ذبیح خراسانی
. ذکر روزهای هفته . دانشنامه عاشورا